کدخبر : 832
پنج شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۲ - ۲:۴۹
۲ دیدگاه

آذربایجان غربی استانی که به جرم دفاع از حیثیت و شرف مرکز نشینان اینک باید محتاج همانها باشد!!

دورنانیوز _ سرویس سیاسی و اجتماعی :  شاید برای عده ای هنوز هم واژه پاریس ایران  یاد آور سرزمینی است که طبیعت بکر آن ،کوههای آلپ گونه اش ، آثار تاریخی و فرهنگیش ، مردمانی نجیب و فرهنگیش ، تاریخ چندین هزارساله اش ، تالابهای زنده و حیات وحشش ، و دست آخر عروس نیلگونش زبانزد عام و خاص باشد . سرزمینی که زمانی سر زبانها بود و یک سر و گردن از دیگر نقاط کشور بالاتر می نمود.

حال با این اوصاف می خواهیم از حال و روز شهری که روزگاری عنوان پاریس ایران را یدک می کشید یک بررسی و ارزیابی اجمالی داشته باشیم تا شاید تلنگری بر بی مسئولیتی کسانی باشد که قدر این بهشت برین را ندانستند.

شهریور ۱۳۵۹ یاد آور خاطرات تلخی بود که صدام حسین آن را رقم زد و بدنبال همین تجاوزات بود که عروس آذربایجان و پاریس ایران آبستن حوادثی شد که تتمه آن تا به امروز ادامه دارد . کسانی که دوران جنگ را تجربه کرده اند بخوبی بیاد دارند که خیابانهای اورمیه و در حالت کلی خیابانهای تمامی شهرهای آذربایجان غربی مملو از رفت و آمدهای سربازان و بسیجیان و رزمنده هایی بود که از اقصی نقاط کشور برای حضور در خط مقدم جبهه به منطقه آمده بودند . همان زمان تروریستهای دموکرات و کومله نیز پابپای صدام  در حال کشتار مردم مظلوم منطقه بودند کسانی که اواخر دهه  ۵۰ را درک کرده اند بخوبی شاهد بودند که گروهکهای تروریستی کومله و دموکرات منازل مردم در خیابان دانشکده اورمیه را به تسخیر خود در آورده بودند و از همانجا سعی داشتند پادگان لشگر را محاصره و به تسخیر خود در آورند. اما زهی خیال باطل ، چراکه با دلاوریهای مردم شجاع و غیور اورمیه و سربازان و رزمندگان تروریستها شکست سختی را متحمل شدند و با بجای گذاشتن دهها کشته و مجروح مجبور به عقب نشینی شدند. البته نا امن کردن شهر اورمیه و منطقه آذربایجان غربی تنها به این رویداد خلاصه نمی شد بعد ها چندین بار حملات خمپاره ای به داخل شهر اورمیه داشتند . سولدوز(نقده) بتنهایی شاهد جنایات غمباری بود که توسط همین گروهکها رقم خورده بود .آن زمان کل آذربایجان غربی حالت جنگی بخود گرفته بود بهمین علت از فعالیتهای عمرانی خبری نبود.

 

 

همان موقع و در طول ۸ سال دفاع مقدس شهرهای مرکزی ایران بخاطر امنیت بیشتر مشغول اجرای طرحهای عمرانی بودند و حتی آذربایجان شرقی نیز طرحهای اقتصادی خودش را بدور از هرگونه دغدغه ای اجرا میکرد . البته این مسئله امری طبیعی بود چون در آذربایجان غربی بدلیل نبود امنیت و ریسک پذیری بالا سرمایه گزار بومی راغب به اجرای طرحهای اقتصادی نبود و آنها نیز سرمایه های خود را به شهرهای مرکزی انتقال دادند .دولت وقت هم به همین بهانه بیشتر طرحهای اقتصادی را در این منطقه متوقف کرده بود بعبارت دیگر استانهای مرکزی در حال رشد کردن بودند در حالی که استان آذربایجان غربی بهمراه ۴ استان مرزی دیگر در حال دفاع از مرزهای کشور بود.

بالاخره ۸ سال جنگ تحمیلی تمام شد و استان آذربایجان غربی با پشت سر گذاشتن ۸ سال نبرد نفس گیر در حال از بین بردن آثار زیانبار جنگ تحمیلی بود و هنوز در ابتدای کار قرار داشت . تقریبا همزمان با پایان یافتن جنگ عمر دولت قبلی نیز بپایان رسید و دوران سازندگی شروع شد . در آن زمان انتظار میرفت بخاطر عقب ماندگیهایی که در طول ۸ سال گریبانگیر منطقه شده بود توسط دولت توجه ویژه ای به منطقه شود تا ضمن جبران عقب ماندگیها نیم نگاهی هم به پیشرفت اقتصادی منطقه با توجه به موج بیکاری که بدلیل مشکلات جنگ گریبانگیر مردم شده بود ،داشته باشد. اما متاسفانه آنطور که باید و شاید توجه نشد و در حالی که شهرهای مرکزی ایران در حال سرمایه گزاری طرحهای عمرانی خود بودند بودجه ای که به مناطق جنگی اختصاص یافته بود صرف بازسازی خرابه ها و وبرانه های ناشی از جنگ شد. صنایع بزرگ خودرو سازی،ذوب آهن،فولاد، پتروشیمی، پالایشگاه، و….. و همچنین ساخت بزرگراهها، و خطوط آهن نصیب آنها شد و صنایع پایین دستی مانند ایجاد چند کارخانه کنسانتره به بهانه کشاورزی بودن منطقه سهم آذربایجان غربی بود .بالاخره عمر دولت سازندگی نیز بپایان رسید و ناگفته نماند که در ۲-۳ سال پایانی همین دولت بود که مسئولان محیط زیست برای اولین بار نسبت به خشک شدن دریاچه اورمیه طی ۱۵ سال آتی هشدار دادند.

بعد از خاتمه دولت سازندگی دولت اصلاحات با شعارهای عامه پسند روی کار آمد در این دولت انتظار می رفت که همگام با شعارهای روشنفکرانه، سران دولت فکری بحال منطقه آذربایجان غربی کنند مردم دیگر به وضع موجود عادت کرده بودند و فقط حداقل ها را می خواستند تا یک زندگی شرافتمندانه داشته باشند البته ناگفته نماند در طول ۸ سال حضور دولت اصلاحات جامعه از نظر تورم و قدرت خرید انصافا مشکل چندانی نداشتند و نرخ رشد اقتصادی نیز به مراتب بیشتر از دولتهای قبلی بود اما با این حال سهم این استان از صنایع بزرگ چیزی نبود که بتوان به آن پرداخت علیرغم اینکه استانهای مرکزی کشور هر روز فربه تر میشدند و سیل عظیمی از صنایع مادر روانه این استانها می شد.

در بخش راههای اصلی هم دریغ از احداث یک کیلومتر آزاد راه یا بزرگراه! راه آهن مراغه به اورمیه هم که در اواخر دولت سازندگی مرحله مطالعاتیش کلید خورده بود هنوز پیشرفت محسوسی نداشت. ضمن اینکه هشدار پشت هشدار توسط متولیان محیط زیست در خصوص دریاچه اورمیه داده می شد! اما دریغ از یک ذره توجه! در سفرهایی هم که توسط رئیس جمهور وقت به استان می شد کل نمایندگان و مسئولین استان فقط دغدغه راه آهن و پل میانگذر را داشتند!

بهرحال دولت اصلاحات نیز با تمام فراز و نشیبها بپایان رسید و صندلی ریاست بر عهده دولت فعلی گذاشته شد البته با شعارهای رنگارنگ تر  و تر و تمیزتر!
در ابتدای کار دولتیان ادعا کردند که به مناطق کم برخوردار بیشتر توجه خواهد شد و سفرهای استانی هم بر پایه همین نگرش شکل گرفت و و از همان ابتدا شعار ملت ایران،ملت ایران داده شد . البته قصد ورود به جنبه سیاسی قضیه را نداریم چون بحث ما در خصوص میزان برخورداری استان آذربایجان غربی از سرانه ملی است. بهر حال اولین سفر استانی شکل گرفت و در آن سفر نیز گویی کل مشکلات استان ما همان مشکلات قبلی بود و اهم درخواستهای آنان در تکمیل پل میانگذر دریاچه اورمیه و اتصال به خط آهن مراغه- اورمیه خلاصه می شد چراکه  کلیه مسئولان استانی بجای درخواست صنایع بزرگ و ایجاد تولید و فراهم نمودن زمینه اشتغال بیکاران، فکر و ذهنشان را معطوف این دو قضیه کرده بودند.البته لازم به ذکر است که این دو طرح از درجه اهمیت بالایی برخوردار بودند اما چون جزو طرحهای ملی بودند نباید صنایع مادر که مستقیما در پیشرفت و اشتغال زایی استان سهم بسزایی داشتند نادیده گرفته می شدند بعبارت دیگر هدیه دولت به مردم این استان بجای ایجاد طرحهای بزرگ اشتغالزا ، تکمیل دو طرحی بود که اساسا بتنهایی ربطی به استان ما نداشت بلکه جزو طرحهای ملی بشمار می رفتند و باید اجرا می شدند. بهر حال تصمیم گیری در خصوص این دو پروژه مهم گرفته شد که هرچه سریعتر نسبت به تکمیل آنها اقدام شود . تا اینکه دور دوم سفرها شروع شد و در این جلسه به تکمیل طرحهای قبلی که به اتمام نرسیده بودند تاکید شد که به اتمام برسند! اما بازهم از صنایع بزرگ خبری نبود.دور سوم نیز به همین منوال گذشت و به طرحهایی که باید در ۴ سال پیش افتتاح می شدند و نشده بودند عنوان مهر ماندگار زده شد تا این طرحها حداکثر تا پایان دولت دهم بپایان برسند! از صنایع بزرگ هم بجز چند کارخانه سیمان و انبارهای سیلو چیزی عاید استان نشده بود!

و اکنون که عمر این دولت نیز رو به پایان است کلی طرحهای کلان که ۸ سال پیش تصویب شده بودند و برخی از آنها میراث دولتهای قبلی بودند و سابقه ۱۶ ساله دارند در این استان نیمه تمام مانده که به چند نمونه از آنها اشاره ای گذرا داریم:

آزاد راه اورمیه- میاندوآب که باید سالها پیش افتتاح می شد در ۳۰ کیلومتر اولش درجا میزند .راه آهن مراغه-اورمیه که در دوران سازنگی کلید خورده بود تا ایستگاه مهاباد رسید . این درحالی است که راه آهن اصفهان -شیراز  خیلی بعد از پروژه مراغه-اورمیه کلنگ زنی شده از مدت ها پیش مورد بهره برداری قرار گرفته! آزادراه اورمیه- تبریز همچنان در کوچه اول درجا میزند. تقاطع غیر همسطح ابوذر که بودجه ملی اختصاص یافت تعطیل شد.از صنایع بزرگ و مادر نیز حداقل بنده اطلاعی ندارم چون موردی نشنیدم که به تصویب دولت عدالت محور برسد!
و اما گذشته از اینها بزرگترین میراثی که این دولت برجای گذاشت خشکاندن ۷۰ درصد دریاچه اورمیه بود امری که هیچ وقت تاریخ فراموش نخواهد کرد . دریاچه ای که روزی با چهره نیلگونش پذیرای میلیونها مسافر داخلی و خارجی بود و آنچنان مهربان بوده و هست که هیچکس را غرق نکرد .اینک نفس های آخر را می کشد تا مظلومیت خود را به کل جهان ثابت کند. دولت خدمت گزار علیرغم هشدارهای داخلی و حتی خارجی وقعی به موضوع نگذاشت و با شعارهای رنگ و لعاب دار فقط فرصت سوزی کرد و اجازه داد این موجود زنده ذره ذره از بین برود و با این حال هنوز هم شعار ملت ایران،ملت ایران می دهد اما آیندگان بخوبی قضاوت خواهند کرد که چگونه بودجه بی زبان جهت پمپاژ آب دریای خزر از فراز سلسله جبال البرز به شهر سمنان زادگاه مرد عدالت محور هزینه می شود اما لبهای خشکیده و ترک خورده عروس آذربایجان با مظلومیت تمام می رود تا  آخرین نفسهای خود را نثار کسانی کند که با ناجوانمردی او را به این حال و روز انداختند تا شاید زندگی میلیونها نفر از مردم منطقه بخاط سهل انگاریهای مردان دیوانی به خطر افتد و جهت امرار معاش محتاج کسانی باشند که پیشرفت خود را مدیون دلاورمردی های این سرزمین کهن هستند.

اینجاست که باید آذربایجان غربی را آذربایجان غریب بنامیم، استانی که به جرم دفاع از  حیثیت و شرف مرکز نشینان اینک باید محتاج همانها باشد . اگر اینجا غریب نبود با شهری که تنها ۱۳۰ کیلومتر آنطرف تر فاصله دارد میلیونها کیلومتر فاصله نداشت ! سرزمینی که زمانی پاریس ایران نامیده میشد اکنون از او بعنوان آخر خیر و اول شر یاد می کنند ! این است مزد جوانمردیهای مردم با شرف این سرزمین.

اما در خاتمه سخنی با دولت تدبیر و امید داریم. روزی که جناب آقای روحانی در سالن ۳۰۰۰ نفری اورمیه سخنرانی کردند بنده نیز حضور داشتم دو سخن این بزرگوار برجسته تر می نمود اولی که خیلی با تاکید بیان کرد این بود که صراحتا قول داد در اولین جلسه هیئت دولت در مورد دریاچه اورمیه تصمیم گیری خواهد شد البته بگفته ایشان از مدتها قبل روی این مسئله کار کارشناسی شده و حتی بودجه لازم هم برای این مسئله برآورد شده . و دومین نکته ای که ایشان به جد تاکید داشتند مسئله اهمیت زبان مادری و آموزش آن در مدرسه و دانشگاه بود که قول دادند این مورد را حتما به مرحله اجرایی در خواهند آورد .

ما هم عرض میکنیم جناب آقای روحانی هم اینک که با شعار تدبیر و امید وارد عرصه انتخاباتی شدید امیدواریم در بین راه مانند گذشتگان تغییر رویه ندهید و به وعده هایی که بالاخص در خصوص آذربایجان غربی دادید عمل کنید چرا که تاریخ از هیچیک از ندانم کاریهای دیگران نخواهد گذشت و چه بهتر چهره درخشانی از خود بیادگار بگذارید تا جایی که غریبی را از این خطه بدورافکنده و استان و شهر ما نیز همچون سایر استانهای برخوردار بدرجه ای از پیشرفت دست یابد که در شان مردم شریف و بزرگوار اوست.

 

منبع : وبلاگ اورمو اولکه سی

0
امتیاز:
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
نظرات بازدید کنندگان
  1. والله ساغول دورنا افتخار الیرم که مطالبین اوخورام…تو کابینه اول احمدی نژاد٢تا وزیر داشتیم (فتاح وزیر نیرو و محصولی وزیر کشور)ولی فقط خیانت به آذربایجان غربی را تمرین کردند و چه زیبا اجرا کردند

    0

  2. تا زمانیکه مسئولی با عرضه نداشته باشیم و از مسئولین از نوع تاناکورایی استفاده شود وضعیت به همین منوال خواهد بود. شما استانهای کرمان ، یزد ، اصفهان ، شیراز و … را نگاه کنید ببینید که استانداران و نمایندگان آن استانها در طول ۳۴ سال گذشته با چه ترفند و سمجهایی استان خود را از عنوان محرومیت رهانیده و به عنوان استانهای برخوردار رسانیده اند و استانداران و نمایندگان ما را ببینید که علی رغم اینکه به رؤساجمهور نزدیک بوده اند یا در هیئت رئیسه مجلس حضور داشته اند تنها کاری که نکردند این بود که نتوانستند مهر منفور محرومیت را از پیشانی استان بردارند . دریاچه اورمیه آئیینه تمام نمای اقدامات آقایان هست ببینید که در طول این همه سال فقط سخن رانده اند ، مصوبات پوچ تصویب کرده اند ، تهدید کرده اند ، همدیگر را متهم کرده اند و خداوکیلی یک قدم مثبت در جهت نجات آن برنداشته اند . در طول این سالها حتی یک صنعت مادر را در این استان ایجاد نکردند . یک منظقه آزاد تجاری را نتونستند ایجاد نمایند. و صدها مورد دیگر . اما ببینید با چه طمطراقی از عملکرد خود دفاع می کنند و منتقدین را باد اتهامات و توهمات ذهنی خویش می نمایند. خلاصه دوست من :
    هر که آمد عمارتی نو ساخت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم.

    0

دیدگاه شما