کدخبر : 7942
سه شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳ - ۱۸:۲۹
۴ دیدگاه

نگاهی به تاریخ آذربایجان / گوتتی ها

دورنانیوز- سرویس تاریخی و فرهنگی: آذربایجان سرزمین شگفتی­هاست. تاریخ آن نیز مملو از اتفاقات و حوادث بی­مانندی است که هر خواننده ­ای را دچار حیرت و شگفتی می­سازد. نگاه به تاریخ این سرزمین می­بایست توام با بررسی تاریخ ملل همسایه باشد. سده­ها و هزاره­هاست که اقوام بی­شماری در این سرزمین دوش بدوش هم فعالیت داشته، بنای تمدن و مدنیت نهاده و تا امروز هم در کنار یکدیگر با صلح و صفا، هرچند که گاهی با برخوردهای خونین هم همراه بوده، اما با تحمل و بردباری زیسته­اند. در این تاریخ پر فراز و نشیب، اقوام و ملل مختلف با مردم بومی این سرزمین برخوردها و زد و خوردها داشته­اند که گاهی غالب و گاهی مغلوب گشته­اند و برآیند تمامی تاریخ همانی شده است که امروز مردم غیور آذربایجان را تشکیل می­دهد. این پروسه­ی تاریخی در تکوین و تکامل تشکیل ملت بزرگی که امروز در آذربایجان و سویه ای آن می­زیند از دید بسیاری از پژوهندگان به دلایل خاص مغفول مانده و یا حتی می­توان گفت که به اجبار مسکوت نهاده شده است. تاریخ این سرزمین از ۲۵۰۰ سال یا ۳۰۰۰ سال پیش آغاز نمی­گردد؛ پیش از آمدن آریایی­ها بدین سرزمین – با هر عنوان و هر حرکتی – مدنیت و تمدن استواری وجود داشته است که آثار باقی مانده­ی آن در سال­ های اخیر از زیر خاک بیرون کشیده شده و از تمدنی پیشتر از ۷۰۰۰ سال خبر می­دهد. پرداختن به این تاریخ و فرهنگ و مدنیت پاگرفته در آن، بدین سادگی هم نخواهد بود؛ زیرا یکجانبه و تک بعدی نمی­توان با این تاریخ که بخشی از تاریخ تمدن بشریت است به نتیجه رسید. لذا باید تاریخ مللی را که در این سرزمین به تولید فرهنگ و ادب پرداخته­اند مد نظر قرار داد و بدور از تعصب ­های کور قومی، به کشف واقعیت­ها نشست. البته آنچه تا امروز به عمد و با دسیسه­ی استعمار در این زمینه مغفول مانده است فرهنگ و زبان غالب امروزی است که بویژه در سده­ی گذشته به نسیان سپرده شده است و تاریجی جعلی برای آن نوشته شده است. لذا همت این نوشته­ها، نگاهی علاوه بر کل ادبیات و فرهنگ ملل گوناگون این دیار – به زبان ­های فارسی، عربی و ترکی است – توجه خاصی به فرهنگ ترکی خواهد بود تا از نسیان و غفلت بیرون آورده شود. با این همه، ادبیات فارسی و حتی عربی در آذربایجان گنجینه ­ای زوال­ناپذیر تلقی می­گردد که نمی­توان بدان بی­توجه، یا حتی کم توجه ماند. ما هم قصدی بر بی­توجهی و یا کم­توجهی بدان نداریم؛ بلکه بررسی تاریخ ادبیات را در همه­ی زبان­ های رایج و اقوام مختلف در طول زمان را به بررسی خواهیم نشست.

آذربایجان تاریخی پر فراز و نشیب دارد. حکومت­هایی مانند گوتی­ها، لوللوبی­ها؛ هورری­ها؛ ساکاها؛ اورارتوها؛ مانناها و مادها تمدنهایی را بنا نهاده­اند. اینان زبانشان التصاقی بوده و فرهنگ و مدنیتی پایدار از خود بجا نهادند. بنابراین جا دارد که تاریخ را از باستانی­ترین دورانها آغاز کنیم و مرحله به مرحله پیش بیاییم.

گوتتیها

گوتتی­ها یا قوتتی­ها حدود سه هزار سال پیش  از میلاد وارد عرصه­ی حکومتی شدند و تمدن خود را بنا نهادند. اورارتوها که هزار سال پیش از میلاد در آذربایجان سکونت یافتند مانناها و مادها را با نام گوتتی می­خوانده­اند. در ادبیات کهن، گوتّی­ها را با نام کوه های جودی(یادآور توفان نوح و محل فرود کشتی نوح) که در شمال کوه های آشور واقع است یکی می­دانستند.

سه هزار سال پیش از میلاد، سرزمین ­های ماد بعدی را که نام آذربایجان از آن گرفته شده است با نام گوتتی می­شناختند. در منابع سومری و هورری، در همین سرزمینها قبایل هورّی، لوللوبی و گوتی­ها می­زیسته­اند که بعدها جایگاه اصلی مادها شد. در باره­ی دولت گوتّی اطلاعات وسیعی در دست نیست؛ اما این را می­دانیم همین گوتّی­ها در سرزمین هایی که امروز آذربایجان خوانده می­شود سکنی داشته­اند همین سرزمینها زمانی دیگر وطن لوللوبیها شده است. این سرزمین از رود دیاله آغاز شده تا دریاچه­ی اورمیه امتداد می­یافت. لوللوبیها در غرب این دریاچه می­زیستند و گوتتی­ها در شرق دریاچه اورمیه.

می­دانیم که سومریان توسط اکدیان از بین رفتند. کتب تاریخی از غلبه­ی گوتّی­ها بر اکدیان می­نویسند. این مورخان تعجب خود را از غلبه­ی گوتّیان بر اکدیان نمی­پوشانند. زیرا باور دارند که هرچند اکدیان دارای تمدنی برتر بوده­اند اما مغلوب گشتند. بنا به نظر آنان گوتّی­ها بتازگی به کشاورزی روی آورده بودند و دارای تمدن بالائی هم نبودند. در پی جستجوی دلایل غلبه­ی گوتیان بر اکدیان بر این باورند که گوتیان دارای سلاح های برتری بوده و خویشی و دلبستگی بین آنان بالاتر از اکدیان بوده است. بنابراین استحکام خانوادگی و سلاح مدرن گوتتیان را دلیل اصلی غلبه آنان بر اکدیان قلمداد می­کنند.

از این گذشته احتمال می­دهند که گوتیان از پیش با اکدیان روابطی برقرار کرده و نظر اکثریت را برای بدست گرفتن حکومت جلب کرده بودند. تاریخ نشان می­دهد که اکدیان در اواخر حکومت خود، استبداد و زورگوئی بر مردم را شدت داده بودند و مردم از دست حکومتیان رنجیده شده بودند. اکدیان تمام دوران حکومت خود را با جنگ و جدال سپری کرده و آرامش مردم را در نظر نمی­گرفته­اند. لذا گوتی­ها با استفاده از نارضایتی مردم اکد، علیه حکومت بپا خاسته و توانسته­اند با حمایت خود مردم اکد، دولت آنان را سرنگون سازند. در این حرکت، گوتی­ها توانستند نظر جمع بسیاری از مردم ناراضی را به خود جلب کرده و آنان گوتی­ها را بعنوان حکومتی پیشرو بر دولت خود ترجیح دهند. در عین حال بسیاری از مورخان، از ویرانی برخی شهرهای آن زمان مانند: آکشاک، خورساگ، لاما، در، آداب، اوروک و لاراک را نیز خاطرنشان می­سازند. لذا تنها دلیل غلبه­ی گوتی­ها بر اکدیان را حرکت ضد استبدادی آنان می­دانند. گوتّی­ها در زمان سومریان وارد کارزار حکومتی شده و اداره­ی کشوری را فراگرفته بوده­اند.

نام گوتیوم بعد از ساراگون ورد زبانها شد و مورخان توانستند نامی از آنان ببرند. با تکیه بر نوشته­ های این مورخان است که می­توان گفت گوتّی­ها ۲۳ قرن پیش از میلاد، خاقانهای خود را بوجود آوردند. با تکیه بر این مواد تاریخی است که می­گوئیم نارامسیس پادشاه اکد با خاقان های گوتّی­ها به نبرد روی آورد، اما توسط همانان نابود شد. یاکوبسون Jakobson دانشمند سومرشناس دانمارکی از غلبه یافتن انریداوازیر Enridavazir خاقان گوتّی­ها بر نارامسیس و سلطه بر سرزمین های بین النهرین سخن می­راند. در این مورد از کتیبه­ های بازمانده از اکدیان می­توان اشارات قابل ارزشی را بدست آورد که از غلبه گوتیان بر اکدیان سخن می­راند. چنین به نظر می­آید که گوتیان بر اکدیان حمله آورده و توانسته­اند با وحدت بر این امر فایق آیند. با این حال، شارکالی شاریSharkalisharri فرزند نارامسیس توانست وضع را به نفع خود برگرداند و بین­النهرین را دوباره بازپس بگیرد. همچنین رهبر گوتّی­ها با نام سارلاقاب Sarlagab را اسیر گرفته و صد سال دیگر بر دوران حکومت اکدیان تداوم بخشند.

گوتّی­ها دوباره با قدرت گرفتن سلاله­ی اکدیان تحت فشار قرار می­گیرند. بنابراین همین گوتّی­ها آرام – آرام گردآمده و در سرزمین های آذربایجان مستقر می­شوند. احتمال دارد که در اینجا هم با لوللوبیها برخوردهایی داشته­اند. ۲۲۳۰ سال قبل از میلاد بود که سلسله­ی سارگون توسط گوتیان از بین رفت. بین سال های ۲۲۳۰ و ۲۱۲۰ فبل از میلاد، سومریان و اکدیان حکومت گوتیان را می­پذیرند. اما باید اضافه کرد که گوتیان باز توسط سومریان منحل گشتند. این امر را اتوکه گال Utukegalیک بهادر سومری انجام داده است. این سردار بزرگ اهل اوروک بوده و بین سال های ۲۱۲۰ و ۲۱۱۳ حکومت کرده است.

هرچند اطلاعات اندکی در باره­ی زبان گوتّی­ها در دست است، اما همه­ی محققان زبانشناس و باستانشناس زبان آنان را التصاقی دانسته­اند. کتیبه­ها و متون اندکی از آنان در دست است؛ محققان تنها با توسل به اسامی ۲۰ تن از امپراتورها و امرای گوتّی­ها به بررسی پرداخته و نظر داده­اند. این تحقیقات نشان می­دهد که زبان گوتیان بسیار نزدیک به زبان هورّی­ها بوده و بویژه ساختمان و خصوصیات حروف و تلفظ نزدیکی بسیاری بهم داشته­اند. آنان نظر می­دهند که هرچند زبان گوتیان با زبان عیلامی، سومری و لوللوبی بسیار نزدیک بوده، اما ماهیت مستقلی را دارا بوده است. هامی Hami دانشمند فرانسوی در کتاب “سیمای انسانی” خود چنین می­نویسد: “امروز آذربایجانی هایی که در اطراف شوشا زندگی می کنند بسیار شبیه مجسمه­ هایی هستند که از لوللوبیها و گوتّی­ها باقی مانده­اند.”.

حکومت گوتتی­ها در بین­النهرین به مدت ۱۲۵ سال تداوم یافته است. آنان اکدیان را از بین برده، اما خود نیز چون آنان ظلم را پیشه ساخته­اند و لذا توسط مردم به کوه های آذربایجان رانده شده­اند. با این حال مورخان اذعان دارند که هرچند گوتّی­ها از بین رفتند اما نامشان همچنان زنده باقی ماند. امروز هم آنان را گوتیوم می­نامند. پایتخت آنان آراپا (کرکوک امروزی) بوده است.

در کتیبه­ ای دیگر چنین نوشته شده است: “من پادشاه گوتّی با نام شرلکی را اسیر گرفتم”. اما همین شاه اکدی خود شکار گوتّی­ها می­گردد. همه­ی مورخان از ۱۲۵ سال حکومت گوتتیها سخن رانده­اند. حتی نام تک تک پادشاهان و سالهای حکومت هر یک را ذکر کرده­اند. هرچند که در این شمارش، بین مورخان اختلاف هایی مشاهده می­شود، اما این اختلاف یکی – دو سال بیشتر نیست.

همانگونه که ذکر شد پایتخت گوتّی­ها شهر آرپا و یا سوبارتو بود. زنان گوتّی در زیبایی زبانزد بوده که با نام مامورتی به معنی زنی با موهای درخشنده نامیده شد­ه­ا­ند. نام یکی از خاقانهای گوتّی که در کتیبه­ی اکدی آمده است لامیراب بوده است. گوتّی­ها حاکمان بابلی را بر قدرت خویش حفظ کرده و عزل نمی­کرده­اند. یکی از این حاکمان در زمان سیوم خاقان گوتتی حاکم بوده و ۳۵ سال حکومت کرده است. کتیبه ­ای در موزه­ی لوور پاریس نگهداری می­شود که نشان می­دهد خاقانی با نام داپی­زیر امپراتوری توانمندی بوجود آورده است. در لوحه­ های معروف به لوحه­ های کرکوک اطلاعات مفیدی در باره­ی این امپراتوری وجود دارد.

در تمامی کتیبه ­های باقیمانده از اکدیان و سومریان از برچیده شدن امپراتوری گوتتی­ها سخن رانده­اند. آنان طبق اطلاعات همین کتیبه­ها بعد از اضمحلال و تضعیف به آذربایجان بازگشته و بجای امپراتوری شکل ملوک­الطوایفی داشته­اند. آخرین امپراتور گوتتیها با نام تیریگان تنها ۴۰ روز حکومت کرده و پس از او، شاهان سومری بر سر کار آمده­اند و گوتتی­ها در کوهها پراکنده شده­اند.

بنا بگفته­ی همین کتیبه­ها، نخستین قوانین دموکراسی را گوتتیها نوشته و اجرا کرده­اند. آنان خاقان خود را از هر سه سال یکبار انتخاب می­کردند و هر خاقان هم تنها سه بار می­توانست انتخاب شود و در انتخاب آنان، ریش سفیدان نقش اساسی داشته­اند. همچنین زنان در میان گوتتی­ها از ارزش و احترام فوق­العاده ­ای برخوردار بوده­اند. حتی اسناد تاریخی از وجود زنان در میان قوشون و ارتش نیز خبر داده­اند. مدنیت و فرهنگ گوتتیها را نسبت به اکدیها و سومریان در مرتبه­ی پایین­تری دانسته­اند. به همین خاطر هم سومریان توانستند آنا را از بین برند. اعدام آخرین خاقان گوتتیها با نام تیریگان که تنها ۴۰ روز حکومت کرد در سال ۲۱۰۹ قبل از میلاد در بابل اتفاق افتاد و پس از او امپراتوری سوم اکد – سومر بر سر کار آمد. در یک کتیبه­ی بابلی، ترس و واهمه­ی شاه اوروک (با نام اوتوخفال) از گوتّی­ها بیان شده  است. مجسمه ­های فراوان از پادشاهان گوتّی­ها بدست آمده است که یکی از آنان از آذربایجان کشف شده است؛ دیگری از همدان و سومی در سلماس پیدا شده است. این مجسمه­ها هم اینک در موزه­ی گالری برمر آمریکا Bremmer Galery  نگهداری می­شوند. متاسفانه کشفیات و حفریات انجام گرفته در آذربایجان با توجه به تاریخ باستانی و ارزشمند خویش بسیار اندک صورت گرفته و آنچه هم در دوران رژیم منحوس پهلوی بدست آمده، همه از ایران خارج شده است. باستان­شناس معروف فرانسوی با نان ا.ت. آمی مجسمه ­های پیدا شده از دوران گوتّی­ها و هورّی­ها را با تیپ­های مردم امروزین آذربایجان مقایسه کرده و آنان را بسیار بهم نزدیک دانسته است. او به همین خاطر نظریه­ی آذربایجانی بودن هورّی­ها و گوتّی­ها را طرح کرده است.

برخی دانشمندان مانند ز.ای. یامپولسکی گوتّی­ها را همان اوتی Uti، اوایتی Uiti، اوتین Utin و اودین Udin نامیده است. دانشمند دیگر “مار” هم اثبات کرده است که زبان گوتی­ها همان زبان هوری­ها، لوللوبی­ها و مانناها بوده است که به زبان عیلامی­ها نیز نزدیک است. نام بسیاری از خاقان های گوتی­ها نیز به ترکی کنونی بسیار نزدیک دانسته­اند. از آن جمله  نام سه تن از این خاقانها با نام ایمتا Imeta بسیار شبیه به نام ایمته یا مته­خان می­باشد. یا خاقانی با نام اینقه شوشّIngeshush که ۶ سال پادشاهی کرده است، sarlagab سارلاقاب(۶ سال)، Yarlagash یارلاقاش(۶ سال)، Elulumesh ایلولومئش(۶سال)، یارلاقاب (۱۵ سال)، Korum کوروم ۲ سال، Habilkin ها(خا)بیلکین (۳ سال)، ایارلاقاندا (۷ سال )، Inimabagesh اینی ماباقئش(۵ سال) نام داشته­اند. در مقایسه­ی این اسامی با اسامی امروزین ترکی به ریشه­ی واحد آنها می­توان پی­برد. نام ­های یارلاقاش و ایلولومیش بعدها در کتاب دده قورقود آمده است. بدین ترتیب می­توان گفت که ظلمت تاریخ گوتّی­ها رو به روشنایی می­رود. به هر حال با حکومت گوتّی­ها بود که هجوم ­های سامی­ها و دیگر اقوام کمتر شد و جلوی هجوم آشوریان نیز گرفته شد. در کتیبه ­های آشوری از هجوم به آذربایجان بسیار سخن رفته است. آداد نئراری در ۱۴ قرن قبل از میلاد از شکست گوتّی­ها توسط پدر خویش سخن می­راند. آداد نئری سوم در سال ۸۹۰ ق.م. و توکولتی در سال ۸۵۵ ق.م. از هجوم به گوتتی­ها سخن رانده­اند. در اسامی گوتّی­ها پسوند”لی” بسیار بکار رفته است. امروزه هم همین پسوند به عنوان نسبت بکار می­رود. م.دیاکونف در این باره می­نویسد: “نام بسیاری از شاهان گوتّی و اسامی مکانها در کتیبه­ی تیفلت پیله سر به اسامی مانناها و مادها شباهت داشته و پسوند لیLi  پر است. این پسوند در بین آشوریان نیز وجود دارد.”

اسناد تاریخی نشان می­دهد که حتی ۶۰۰ سال قبل از میلاد تمام مردم ماننا و ماد را در آذربایجان با عنوان گوتتی می­نامیدند. اینان در اطراف دریای اورمیه تا توروس پراکنده بوده­اند.

 منابع:                                                       

  1. علی‌یف، اقرار، پادشاهی ماد. ترجمه کامبیز میربهاء، تهران: ققنوس، ۱۳۸۸٫٫
  2. کامرون، جرج، ایران در سپیده دم تاریخ. ترجمه حسن انوشه، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۷۲٫
  3. توین بی، آرنولد، تاریخ تمدن. ترجمه یعقوب آژند. تهران: مولی، ۱۳۶۶٫
  4. بهزادی، رقیه، قوم‌های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران. تهران: طهوری، ۱۳۸۶٫
  5. گیرشمن، رومن، ایران از آغاز تا اسلام. ترجمه محمد معین، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۵۵٫
  6. دیاکونوف، ایگور، تاریخ ماد. ترجمه کریم کشاورز. تهران: پیام،۱۳۵۷٫
  7. مجیدزاده، یوسف، تاریخ و تمدن بین النهرین، جلد اول. مرکز نشر داتشگاهی، ۱۳۸۸٫
  8. اسکندری، ایرج، در تاریکی هزاره‌ها. به کوشش علی دهباشی. تهران: قطره، ۱۳۷۷٫

نویسنده: دکتر محمد رضا باغبان کریمی

0
امتیاز:
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
نظرات بازدید کنندگان
  1. ممنون از سایت خوبتون. من اهل جزیره اسلامی (شاهی آداسی) و در روستای قپچاق زندگی می کنم. اگه امکانش هست در مورد تاریخ قپچاق هم مطالبی بیان کنید.خودم نتونستم پیدا کنم.

    0

  2. الان دوستان آنتی ترک کامنت میذارن قوتتی ها نیز از اقوام آریایی میباشند یا شاید هم دوستان کردزبان کامنت بذارن قوتتی همان کوتتی و کوتتی همان کورت و کورت همان کورد و کورد همان کرد میباشد!!!

    0

  3. مطلب مستندی است تشکر از نویسنده آن
    قوتتی ها از اقوام ترک و ترکها نیز از اقوام ایرانی میباشند. منظور بنده انکار هویت ترکان در ایران نیست بلکه ترک و ایران از هزاران سال پیش با یکدیگر پیوند خورده و جدا نمودن این دو عنصر از یکدیگر کاری است بس اشتباه.
    یاشاسین ایران یاشاسین آذربایجان

    0

    • لطفا کلمه اقوام ایرانی رو معنی کنید ..

      اقوامی به اسم ایرانی وجود نداره اگه منظورتون آریایی هست بدونید هیچ ارتباطی بین آریایی ها و تورک ها بجز همسایگی وجود نداره ..

      در ضمن در طول تاریخ خیلی سالها حکومت آزربایجان با حکومت مناطق دیگر فلات ایران جدا بوده و اصلا چیز بدی هم نیست و تاریخ ماست و افتخار میکنیم به هر قسمتش ..

      کلمه تورک ها از اقوام ایرانی هستند نشاندهنده عدم وجود مطالعه ابتدایی تاریخی شماست ..

      0

دیدگاه شما