کدخبر : 6984
شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳ - ۱۰:۲۳
۴۳ دیدگاه
نگاهی بر:

نام و حدود آذربایجان

دورنانیوز- سرویس تاریخی و فرهنگی: برخي بر آنند كه نام آتورپاتگان داراي منشاء تركي است. محمد حسين بن خلف تبريزي در كتاب برهان قاطع بر اين نكته تأكيد دارد. اين نظر بيشتر از طرف نويسندگان آذربايجاني به ويژه جمهوري آذربايجان مورد پشتيباني بوده و براي اثبات اين مسأله دلايل مختلف ذكر كرده‌اند.

به گزارش دورنانیوز، سرزمین‌های شمال باختری ایران در زمان پیش از تشکیل دولت‌های نیرومند، (سده‌ی پنجم پیش از میلاد) ماد نام داشته است. نخستین تمدن بزرگی که در این سرزمین شناخته شده، تمدن مانناست. اقوام ساکن این سرزمین و به ویژه مادها که بعدها به اینجا وارد شدند، وارث تمدن ماننا بودند. با تمدن ماننا بود که این سرزمین و مردمش، نخستین پایه‌های زندگی اجتماعی و سیاسی را بنا نهادند. وقتی مادها تقریباً در آغاز هزاره‌ی نخست پیش از میلاد به شمال باختری ایران رسیدند، با مردمان آنجا آمیخته و از میراث فرهنگ و تمدن آنان بهره بردند. بدین ترتیب مادها تأثیری عمیق بر فرهنگ و هستی اینجا نهادند؛ به گونه‌ای که حتی نام آنان بر این مرز و بوم قرار گرفت. [۱]

مادها هنگامی که در این سرزمین جای گرفتند، هنوز نیمه صحرا گرد بودند. [۲] در نقش‌های آشوری، آنان را با موهای کوتاه (که آن را با نوار سرخی بسته‌اند) و با ریش پیچیده و تابدار کوتاه نقش کرده‌اند. روی پیراهن‌شان یک نیم تنه پوست گوسفند بود که برای ره سپردن در زمستان دشوار فلات به آن نیاز داشتند. آن‌ها هم چنین پای افزارهای بلند برای گذشتن از برف داشتند. سلاح آن‌ها تنها نیزه‌ی بلند و سر پناه‌شان سپرهای سبد بافته‌ی چهار گوش بود. [۳] نام مادها نخستین بار در سالنامه‌های آشوری به میان آمده است و آن زمانی بود که در سال ۸۳۶ پ.م شلمانصر سوم از پادشاهان پارسوا (غرب دریاچه‌ی اورمیه) باج گرفته و به سرزمین ماد رسید.

به هر حال نام مادها بر این سرزمین سایه افکند. سرزمین ماد از ارس در شمال تا کوه الوند در جنوب امتداد داشته است. از شرق تا قزل اوزن و از غرب تا نواحی پست دریاچه‌ی اورمیه گسترده بود. [۴] ماد در بزرگ‌ترین گستردگی‌اش شامل سه بخش می‌شد:

۱٫  ماد اول (هگمتانه) ۲٫ ماد دوم (ری)

۳٫ ماد سوم (جلگه‌های گود دریاچه‌ی اورمیه).

بخش شمال باختری ماد یا همان ماد سوم، آتورپاتگان نام داشت. این نام از کلمه‌ی مادی آتروپاتنون گرفته شده است. این که معنای آتورپاتگان چیست و از کجا این واژه بر این سرزمین قرار گرفته، مورد مناقشه است. به طور کلی بیشتر نظر صاحب نظران بر محور سه نظریه است:

۱-    برخی بر آنند که نام آتورپاتگان دارای منشاء ترکی است. [۵]  محمد حسین بن خلف تبریزی در کتاب برهان قاطع بر این نکته تأکید دارد. [۶]  این نظر بیشتر از طرف نویسندگان آذربایجانی به ویژه جمهوری آذربایجان مورد پشتیبانی بوده و برای اثبات این مسأله دلایل مختلف ذکر کرده‌اند.

۲-    عده‌ی بیش‌تری از نویسندگان به ویژه دانشمندان ایرانی- یونانی، رومی و اروپایی بر آن‌اند که نام آتورپاتگان از نام آتورپات یا آتروپات حاکم این سرزمین در زمان حمله‌ی اسکندر مقدونی گرفته شده است. [۷] آتورپات در زمان پادشاهی داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی، ساتراپ یا خشترپاون ماد بود. [۸] در قدیمی‌ترین منابع یونانی، نام آذربایجان به گونه‌ی «آتروپاتنون» آمده است.

۳-     عده‌ای از نویسندگان برآنند که این نام با آتش ارتباط دارد.[۹]

نام آذربایجان در زبان‌های مختلف به صورت‌های زیر آمده است:

در زبان پارسی باستان: آذرباداکان- آذربادکان- آذرپادکان- آدربایدژان- آذربایقان- آذربادگان- آدذربایژان.

در زبان پهلوی: آتون پادکان.

در زبان ارمنی باستان: آته پاتاقان- آتاراپاتاقان- آتر پایجان- آتربادژاتس ارکیر.

در زبان یونانی باستان: آتروپاتن- آتروپاتنه.

در زبان یونانی بیزانس: آذربیگانون- آذربایگانون.

در زبان گرجی: آدار باداقان.

در زبان سریانی: آذربایغان.

در زبان عربی: آذربیجان- اذربیجان.[۱۰]

هنگامی که اسکندر مقدونی در آسیا ظاهر شد، با امپراتوری سست پیکر هخامنشی رو به رو شد. داریوش سوم قصد داشت تا از قلمرو خود پاسداری کند. او فرماندهی سواران پیش قراول اکتشافی را به آتورپات سپرد. در جنگ بزرگ گوئوگامل (نزدیک موصل کنونی- اول اکتبر ۳۳۱ پ.م) آتورپات فرمانده هنگ مادی‌ها بود. آلبان‌ها، ساکئین‌ها و کادوسیان یعنی اقوام ساکن آن سوی رود ارس نیز زیر فرمان آتورپات بودند. با شکست داریوش سوم، آتورپات به حضور اسکندر رسید ولی از مقامش بر کنار شد. اسکندر کسی به نام اکسودات را (که داریوش او را زندانی کرده بود) ساتراپ ماد کرد.

آتورپات که فرمانروایی خود را از دست داده بود، تصمیم گرفت به فاتحان نزدیک شود. او دخترش را به عقد پردیکاس فرمانده سواران اسکندر درآورد و از این راه جایگاه خود را محکم کرد. اکسودات نیز انتظارات اسکندر را برآورده نکرد و در سال ۳۲۸پ.م برکنار و آتورپات دوباره بر ماد حاکم شد. او تا ۳۲۴پ.م که اسکندر از لشکرکشی بزرگ با هند باز می‌گشت، فرصت داشت تا موقعیت گذشته را باز یابد. به زودی اسکندر به ماد رفت و از دشت‌های مشهور نیسه که چراگاه ۵۰ هزار اسبان پادشاهی ایران بودند، بازدید کرد. این نشانه‌ی موفقیت آتورپات بود. اسکندر مراسم بزرگ ازدواج مقدونیان را با پارسیان در شوش برگزار کرد. او خود با دو شاهزاده‌ خانم پارسی ازدواج کرد. آتورپات در این مراسم شرکت داشت. او در ردیف اشراف حاکم بر آسیا پذیرفته شد و در اولین ردیف نمایندگان نظام جدید قرار گرفت. حتی زمانی که اسکندر به اکباتان رفت تا  خوش بگذراند، آتورپات، گروهی متشکل از صد سوارکار زن را در پیشگاه او به نمایش گذارد. به گفته‌ی آریان مورخ جنگ‌های اسکندر، این زنان به لباس سوارکاران مرد پوشیده بودند، اما به جای نیزه تبرزین و به جای سپر سنگین، سپر سبک داشتند. [۱۱]

در تابستان ۳۲۴پ.م کسی به نام بریاکس بر ضد مقدونیان شورید و خود را پادشاه پارس و ماد نامید. آتورپات با استفاده از نیروهای مادی، او را شکست داده و به اسارت  تحویل مقدونیان داد. آنان نیز او را در پاسارگاد کشتند. در ۳۲۳پ.م اسکندر در بابل در گذشت. او قبل از مرگ، پردیکاس را به عنوان نایب السلطنه تعیین کرده و انگشتری خود را به وی سپرد. [۱۲] مجلس مشاوره‌ای از سرداران تشکیل شد و تمامی ساتراپ‌ها به استثنای آتورپات و اکسیارت (پدر زن اسکندر) از حکمرانی بر کنار شدند.[۱۳] تصمیم گرفته شد که ماد بزرگ یا سفلی به مردی از تبار یونانی واگذار شود لذا پیتونی مقدونی پسر کراتوس، ساتراپ ماد بزرگ شد و ماد کوچک همچنان در دست آتورپات باقی ماند.

در سال ۳۳۱ پ.م پردیکاس که با بطلمیوس حاکم مصر اختلاف پیدا کرده بود، طی یک لشکرکشی به دست سربازانش کشته شد. سرداران دوباره در تری پارادیس گرد آمده و به تقسیم مجدد استان‌ها پرداختند. سیطره‌ی پیتونی بر ماد تا دروازه‌های خزر تأیید شد ولی در عمل کسی به قلمرو آتورپات دست دراز نکرد. ماد کوچک نخستین کشور شرقی بود که استقلال خویش را باز یافت. درایت شخصی آتورپات، موقعیت جغرافیایی و هم چنین نیروی نظامی قدرتمند قفقازی از عوامل این مسأله بود. [۱۴]

از پایان کار آتورپات آگاهی نداریم ولی در زمان سلوکیان پولیبی مورخ یونانی، در سال‌های ۲۰ سده‌ی پ.م از «ارتابزن» شاه آتورپاتگان نام می‌برد که سرزمین‌های زیادی را نه تنها در جنوب بلکه شمال ارس نیز در دست داشت. برابر گزارش پولیبی، قلمرو او از دریای خزر تا ارمنستان و ایبریا گسترده بود. بدین ترتیب نام آتورپات ماندگار شد و جانشینان او به گسترش قلمرو پرداختند. پایتخت تابستانی آتورپاتگان شهر کازاکا (کانزاک) و پایتخت زمستانی آن فراسپ (تخت سلیمان کنونی) بود.

———————-

[۱] . برای آگاهی از تمدن ماننا ن.ک:

– علیف، اقرار. تاریخ آتورپاتگان. ترجمه‌ی شادمان یوسف. نشر بلخ. تهران. ۱۳۷۸

– رواسانی، شاپور. جامعه‌ی بزرگ شرق. تهران. نشر شمع. ۱۳۷۰

– مشکور، جواد. نظری به تاریخ آذربایجان و آثار باستانی و جمعیت شناسی آن. تهران انجمن آثار ملی. ۱۳۴۹

[۲] . درباره‌ی هویت نژادی مادها و آریایی‌ یا غیر آریایی بودن آن‌ها ن.ک:

– اعتماد السلطنه، محمدحسن خان. مرأت البلدان. به تصحیح عبدالحسین نوایی و میرهاشم محدث. تهران. دانشگاه تهران. ۱۳۶۷٫ جلد ۴

– کسگین، رضا. مقدمه‌ای بر تاریخ تحولات زبان ترکی آذری. امیدزنجان.۲۱ تیر ۷۴

– آزاد، ابوالکلام. کوروش کبیر (ذوالقرنین). ترجمه‌ی ابراهیم باستانی پاریزی. تهران. نشرکوروش.۱۳۷۱

– ضیاء‌پور، جلیل. مادها و بنیان گذاری نخستین شاهنشاهی در غرب فلات ایران. تهران. انجمن آثار ملی. ۱۳۵۲

[۳] . اومستد، ا.ت. تاریخ شاهنشاهی هخامنشیان. ترجمه‌ی محمد مقدم. تهران. نشر امیرکبیر. ۲۵۳۷٫ ص۴۲

[۴] . دیاکونف، ایگور. تاریخ ماد. ترجمه‌ی کریم کشاورز. تهران. انتشارات پیام. ۲۵۳۷٫ ص۲

[۵] . میرعلی سیدوف در مقاله‌ی «تشریح نام آذربایجان» می‌گوید: آذ+ ار+ بای+گان (پدر توانگر مبارک). اقرار علیف منشاء ترکی کلمه‌ی آتورپاتگان را رد می‌کند. به گفته‌ی علیف، چون ما بر کنه مسأله واقف نیستیم، می‌توانیم با پیش فرض‌های خود واژه‌هایی را تجزیه و ترکیب نموده و نتایج خاص از آن‌ها بگیریم در حالی که دلایل تاریخی شاید بر علیه این نتیجه باشد. ن.ک:  علیف، اقرار. همان. ص۱۲۱

[۶] . در کتاب برهان قاطع، ذیل واژه‌ی آذربایجان آمده است:

«گویند وقتی که آغوز (اغوز) آن ولایت را گرفت، صحرا و مرغزار اوجان که یکی از محله‌های ولایت آذربایجان است، او را خوش آمد و فرمود که هر یک از مردم او یک دامن خاک بیاورند و بریختند، پشته‌ی عظیمی به هم رسید، نام آن پشته را آذربایگان کرده و آن گاه آذربایگان را معنا می‌کند چه آذر به لغت ترکی به معنی بلند است و بایگان به معنی بزرگان و محتشمان» ن.ک:

– تبریزی، محمدحسین بن خلف. برهان قاطع. مؤسسه‌ی مطبوعاتی فریدون علمی. تهران. ۱۳۴۴

[۷] . یکی از دانشمندان شوروی به نام یامپولسکی عقیده دارد که آتورپات لقب کاهنی بود که بر ماد فرمان می‌راند. ولی ایگور دیاکونف نویسنده‌ی کتاب تاریخ ماد با این عقیده مخالف است.

[۸] . خشتر پاون یعنی حافظ قدرت پادشاهی. ن.ک:

بریان، پیر. امپراتوری هخامنشیان. ترجمه‌ی ناهید فروغان. تهران. نشر قطره‌ و نشر فروزان.۱۳۸۰٫ ص۹۹

– محمدحسن خان اعتمادالسلطنه درباره‌ی نام آذربایجان می‌گوید:

«آتروپاتنا: اسم قدیم مملکت آذربایجان است و آذربایجان ابتدا از مدی یعنی از بلاد جبال بود بعد جدا شد. وجه تسمیه این ولایت به این اسم آن که در زمان دارا آخرین پادشاه کیانی شخصی آذربادنام از جانب آن پادشاه در این ولایت حکومت داشت و آذرباد را یونانیها «آتورپات» می‌گفتند و ولایت منسوب به او را آتروپاتنا ضبط کرده بعد به زبان پهلوی آن را آذربادکان گفته و اعراب آن را معرب نموده آذربایجان کرده‌اند.»

– اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان. تطبیق لغات جغرافیایی قدیم و جدید ایران. به تصحیح میرهاشم محدث. امیرکبیر. تهران. ۱۳۷۶٫ ص ۴۸

– لازم به توضیح است که آذربایجان جایگاه بزرگ‌ترین و مقدس‌ترین آتش ایزد افروخته به نام «‌آذرگشنسب» بود که یکی در باکو و دیگری در شیزمراغه (تخت سلیمان امروزی) قرار داشت.

استاد ابراهیم پور داوود چنین عقیده دارد:

«نام آتروپات، نامی است که به گستردگی در ایران باستان به کار گرفته می شد، از دو بخش در آمیخته آتر (آذر) و پات که اسم مفعول از مصدر پا که در اوستا و پارسی باستان به معنی نگاه داشتن و پاس داشتن و پناه دادن، بسیار به کار رفته و همین واژه است که در پارسی، پاییدن شده است. جزء کان  که در آتروپاتکان و آذرپادگان افزوده شده، همان است که در بسیاری از نام های دیگر سرزمین ایران هم دیده می شود مانند گلپایگان (گلبادگان)».

[۹] . یاقوت حموی در معجم البلدان می‌گوید:

«قال ابن مقفع اذربیجان مسماه بآذرباد بن ایران بن الاسود بن سام بن نوح عم و قیل آذرباذ بن بیوراسف و قیل بل اذر اسم النار بالفهلویه و بایکان معناه الحافظ و الخازن فکان معناه بیت النار او خازن النار و هذا اشبه بالحق و اجری به لان بیوت النار فی هذه الناحیه کانت کثیراً جداً»

– حموی، یاقوت. معجم البلدان. انتشارات اسدی. تهران. ۱۹۶۵٫ ص ۱۷۲

شمس الدین سامی در کتاب قاموس الاعلام در ذیل واژه‌ی «آذری» می‌نویسد:

«آتش و آتش پرستلکه منسوب» ن.ک:

– سامی، شمس الدین. قاموس ترکی. استانبول.  ۱۳۷۷ ق. جلد ۱

محمد طوسی در کتاب عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات می‌نویسد:

«آذربایجان – منسوب است با ملک آذرباد بن ایران بن الاسود بن سام و اردبیل برین جهت است.»

– طوسی، محمد بن محمود بن احمد. عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات. به اهتمام دکتر منوچهر ستوده. بنگاه ترجمه و نشر کتاب. ۱۳۴۵٫ تهران.

اوژن فلاندن جهانگرد اروپایی در سفرنامه خود درباره نام آذربایجان می‌نویسد:

«آذربایجان یا زمین آتش درون. به مناسبت زلزله‌های پیاپی». ن.ک:

– سفرنامه اوژن فلاندن. ترجمه حسین نور صادقی. نشر اشراقی. تهران. ۱۳۵۶٫ ص۶۷

سید محمد امین الخانجی در کتاب منجم العمران فی المستدرک علی معجم البلدان می‌گوید:

«کانت أی اذربیجان تسمی عندالاقدمیین اطروباطینه …و معنی اذربیجان أو اطروباطینه أرض النار»

– الخانجی،سیدمحمدامین.کتاب منجم العمران فی المستدرک علی معجم البلدان. مصر.۱۹۰۷٫ ص۱۴۸

– حاجی زین العابدین شیروانی در کتاب ریاض السیاحه (۱۲۳۷ ه.ق) می‌گوید:

«قدیم الزمان آنمکانرا آذرپیگان میگفتند چه آذر در لغت فرس آتش را گویند و پیگان بکاف پارسی محل و مکان را نامند یعنی آتشگاه و آتشکده چون در بدایت آتش پرستی

در آنجا آتشکده چند احداث نمودند لاجرم مسمی بآذرپیگان گردید.»

– شیروانی، حاجی زین العابدین. ریاض السیاحه. به تصحیح اصغر حامد (ربانی). کتابفروشی سعدی. تهران. ۱۳۳۹٫ ص ۲۵٫

– احمدکسروی تبریزی ضمن اینکه اظهار می دارد « معنی درست این کلمه را نمی‌دانیم..»، در بررسی نام آتورپات، واژه‌ی «اتور» را همان آذر یا آتش و واژه‌ی پات را که بعدها به صورت پاد و باد درآمد، به معنای نگهبان می‌داند. ن.ک:

– کسروی، احمد. کاروند. به کوشش یحیی ذکاء. تهران، ۱۳۵۶، ص ۳۱۵

همچنین برای آگاهی بیشتر ن.ک:

– طالعی، محبوب. پیدایش و تحول تاریخی نام آذربایجان. مجله وطن. تبریز. شماره اول. ۱۳۸۲٫ ص ۴۸

– نام این منطقه در کتاب بن دهش (خلاصه اوستا) ایـران ویچ ذکر گردیده است. در آن کتاب می خوانیم. «ایـران ویچ ناحیت آذربایجان است. ایـران ویچ (آذربایجان) بهترین سرزمین آفریده شده است. زرتشت چون دین آورد، نخست در ایـران ویچ (آذربایجان) فراز یشت، پرشیتوت و مدیوما (مدیا – ماد) از او پذیرفتند ایرانویچ یعنی آذربایجان». ن.ک:

– فرتیغ دادگی: بن دهش (خلاصه اوستا). گزارنده: مهرداد بهار. صص ۲۸ و ۱۵۲٫

۱٫  Esmailov, Rashidbaig. Azarbaijan Tarikhi. Azarbaijan. Baku. 1993. se26

[۱۱] . آریان معتقد است که این زنان همان آمازون‌ها هستند که پستان راست خود را می‌سوزاندند تا راحت‌تر تیراندازی کنند ولی دیاکونف بر آن است که این زنان از اقوام ساورومات‌ها (سرمت‌ها) هستند که قومی زن سالار هستند. ساورومات‌ها در ناحیه‌ی سفلای ولگا و منطقه‌ی مجاور اورال می‌زیستند. اسارت آنان به دست آتورپات نشان دهنده‌ی تسلط او بر مناطقی از قفقاز شرقی است و البته خود نشانه‌ی قدرت نمایی او پیش فاتحان مقدونی نیز تواند بود.

[۱۲] . گریمبرگ، کارل. تاریخ بزرگ جهان. ترجمه‌ی دکتر اسماعیل دولتشاهی. جلد دوم. تهران. انتشارات یزدان. ۱۳۶۹٫ص۲۴۶

[۱۳] . آلفرد فن گوتشمید معتقد است که آتورپات در مجلس سرداران شرکت داشته ولی اقرار علیف با نظر او مخالف است. ن.ک:

– فن گوتشمید، آلفرد. تاریخ ایران و ممالک هم جوار آن از زمان اسکندر تا انقراض اشکانیان. ترجمه‌ی کیکاوس جهانداری. تهران. انتشارات علی اکبر علمی. ص۳۳٫

مقایسه کنید با: علیف، اقرار. همان.ص ۱۰۴ و همچنین ن.ک:

– کاویان پور،احمد. تاریخ عمومی آذربایجان. نشرآسیا. ۱۳۴۶٫ تهران. صص ۸۸ و ۸۹

[۱۴] . استرابون (۱۹ میلادی-۶۳پ.م) در توضیح خود درباره‌ی ماد کوچک می‌نویسد:

« بخش دیگر ماد را آتروپتنه (atropatene) خوانند. نام این بخش از ماد به نام ساتراپ آتروپاتس atropates باز خوانده می‌شود. اوست که نگذاشت این سرزمین هم پاره‌ای از ماد بزرگ گشته، به زیر فرمان شهریاری مقدونی‌ها درآید. این او با پادشاهان ارمنستان و سلوکوس و پس از آن‌ها پارت‌ها، با زناشویی پیوند و یگانگی به هم رسانیدند.

پرویز شاهمرسی

0
امتیاز:
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
نظرات بازدید کنندگان
  1. در مورد تورکهای ساکن سراسر مازندران هم مختصرا مطلب بذارید.

    3+
  2. مدیر سایت ازتون خاهش میکنم که از اخباز تورکیه بگذارید ببینیم برادران تورک با پژاک چیکار میکنه بیخودی که شهید نمیدیم.

    4+
  3. آقای سپهرمیشه عنایت فرموده بفرمائید که منبع اطلاعاتی که میدهیدکجاست ،وخواهشن شماکه اطلاعات کافی ووافری نسبت به تاریخ وجغرافیا(بنابه ادعای خودتان )داریدبفرمائیددرقدیم ایران ازچندایالت تشکیل میشدوحدودهرایالت ازکجاشروع وبه کجاختم میشده است فقط دراین مورداگرشماماراراهنمایی بفرماییدممنون میشویم ،بنده کاری ندارم به اینکه شهرهای گیلان مال تورکان هست ویاگیلک هاواگرچنانچه درتقسیمات کشوری گیلان جزئی ازایالت آزربایجان بوده هست دیگرجای هیچ بحث وسفسطه ومخلطه وغیره وذالک نیست بایدپذیرفت واحترام گذاشت ،درآخرهمه دوستان گیلک برای ماعزیزهستندوقابل احترام وهیچ کسی حق توهین به دیگری راندارد

    1+
    • اقا تو رو خدا بفرمائید ما رو از جهل مطلق بیرون بیارید ببینیم کی جز آذربایجان بودیم… بفرمائید طیق کدوم تقسیمات ارضی جز شما بودیم… بعد شما که تقسیمات ارضی رو دست اویز قرار می دید می دونستید که طبق تقسیمات ارضی ۱۳۰۶ استان قزوین و زنجان و اراک با پیلان به عنوان استان یکم بودند و مرکزشون در گیلان و رشت؟ حالا تقسیمات ارضی موهومی شما خوبه ولی این تقسیمات ارضی خوب نیست؟ اگر این استان مهاجر پذیره و از تمامی قومیتها از کرد و لر بگیر توش هست پس معمولیه که ترک هم توش باشه فرق هست بین استانهای ملی و استانهای شما… نمی تونید خودتون سفسته کنید و بگید با سفسته مخالفید بله جناب اقای…امیدوارم مدیریت سایت رویه یه طرفه ای نداشته باشه و کامنت من رو تائید کنه…

      4+
  4. urMia yasa TURK

    چند بار جوابتو کامل و ریز به ریز دادم نمیدونم چرا مدیر نشون نداد شاید صلاح ندونست !اما تو بجای اظهار فضل در مورد استان گیلان بهتر در مورد استان خودت که کردها تو شهستن نظر بدی.در مورد گیلان کسی نظرتو نخواست بذار دم کوزه آبتو بخور در مورد گیلان.اما پسر جون یه چیزی رو بدون اون زمان که آ‌ذربایجانت تو دست اعراب بودش گیلان مستقل بودش اون زمان که اسکندر اذربایجانت رو گرفته بود گیلان مستقل بود.زمان سلجوقیان مسقل بود.زمان ساسانیان مستقل بود.زمالنهخامنشیان مستقل بود.گیلان همیشه واسه خودش حکومت مستقل داشته
    راستی پسر جون بهتر در مورد گیلان و مردمش دقت کنی که زیر بار حرف زور نمیرن.
    شما اذربایجانی ها مثلا به یه بابک که مقابل عرب ها ایستاد تازه اونم بعد ۲۰۰ سال که اذربایجان دست اعراب بود قیام کردش گیلان از اول مقابل عربا مقاومت کرد و همین گیلانی های آل بویه بودن که پایتخت رو تصرف کردن.
    (…)
    مدیر تایید کن یه بار به قول خودت مثل سایت های ضد ترک نباش که سخن ضد مخالف رو تحمل نمیکنن من ریز به ریز فقط جواب کامنتشو دادم باید هزار بار بدم تا یکی رو تایید کنی؟!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    تحریریه: کاربر محترم، عدم تایید دیدگاه شما ناشی از عدم وجود آزادی بیان در دورنانیوز نیست، بلکه دلیل آن استفاده از الفاظ توهین آمیز، تفرقه افکنانه و بر ضد تمامیت ارضی کشور میباشد. چنانکه میخواهید نظرات شما تایید شود، لازم است تا به دور از ادبیات نامناسب و دشمنانه، در فضایی منطقی و دوستانه به بحث بپردازید.

    5+
    • یکی از واضح ترین نقاط تاریخ این است که زمانی که اسکنرد همه ایران و دنیا را نابود کرد هم آزربایجان مستقل بود و هم اسکندر نتونست وارد آزربایجان بشه و از سردار آزربایجان یعنی آتروپن شکست خورد …

      با توجه به کامنتتتون جای پاسخ زیاده ولی همپین اشتباهات واضحی نشون میده که چیزی نمیدونید و فقط دهنتون رو باز کزده و از تو شکم اطلاعات میدید ..

      در ضمن همون تور که خودتون تو نظرتون گفتین بهتون جواب میدم : شما هم نظرت در مورد آزربایجان رو بزار در کوزه آب شو بخور و این رو تو مغزت جا بنداز ما تاریخ و هویت خودمون رو میدونیم شما برو تو سایتهای گیلان اطلاعات پراکنی کن …

      5+
    • اقای گیلانی با احترام به عرضتون برسونم که ملت تورک ۷۰۰۰هزارسال مدنیت داردواثار باستانی یافته شده در دوران سومر( که به ترکی خاک میشه معنی سومر ودر بین النهرین زندگی میکردن)مشابه همان اثاردر گیلان یافت شده ودر یک مستند که از صدا وسیما پخش شدکه فردی گیلک تبار اونو اخته بود تحریف کرده بودن که سومر ها گیله مرد بودن که کلا بی اساس بود اما این مستند یک نکته داشت که از مشابهت اثار باستانی میتوان پیبرد که در گیلان نژاد ترک بوده واست همانگونه که امروزه بندر انزلی واستارا وغیره بیشتر از هفهشتاد درصد جمعیت تورک میباشد.

      5+
  5. seysanli

    اول بگم هیچوقت گیلان واسه ترک ها نبوده و نخواهد بود که هی وعده سر خرمنی میدی!
    با همین روش میز مذاکره قره باغ رو دو دستی دادین دست ارمنی ها دیگه نه؟! همین جمعیت چند میلیونی کسی واسش تصمیم نگرفته ولی همین چند میلیون واسه خیلی ها تصمیم گرفتن.همین سلسه صفویه که بهش ینازین مثلا از صدقه سری گیلانی ها به وجود اومدش اگه گیلانی ها نبودن اصلا شاه اسماعیلی در کار نبودش.اون زمان گیلانی ها بودن که به شاه اسماعیل پناه دادن موقعی که کاره ای تو ایران نبودش.پس بهتر بدونی این چند میلیون نفر همیشه واسه خودشون تصمیم گرفتن و میگیرن.پدرامون بهمون یاد دادن زیر بار حرف زور نریم.در ضمن تو مطالبتون که هی کنایه میزنین که گیلانی ها بی ..ت هستن این مزخرفات بر میگرده به زمان رضا شاه و قاجار که مثلا میخواستن شورش های گیلانی ها مقابله کنن.اما بدونین واسه گیلانی ها مهم نیست دیگران چه مزخرفاتی میگن همینکه تاریخ گواه اینه که مردم گیلان باغیرتن کافیه همونطور که در مورد ترک ها میگن اون جوک هارو .شما هم هر چقدر دوست دارین این مزخرفات رو بگین به گیلانی ها که اگه از این الفاظ استفاده میکنه هر کس نشونه اوج حقارت و کمبودش هستش اما گیلانی ها به ترک ها لفظ …ر رو نمیگن چون این الفاظ مزخرف محض هستش اما اینکه فکر کنین گیلانی ها از ترک ها می ترسن زهی خیال باطل.هر چقدر دوست دارین واسه گیلان رویا پردازی کنین اما فاصله زیاده بین رویا و اقعیت.
    پس بهتر بدونین هیچ قومی نسبت به گیلانی ها برتری نداره که بخواد به گیلانی ها سرکوفت بزنه. گیلانی ها از اول همیشه مستقل بودن و هستن و خواهند بود.گیلان تبار میرزاهاست.

    مدیر هر چقدر هم بخای این پیام رو چاپ نکنی مهم نیست حتی فقط تو بخونی کافی هستش که بدونی مردم گیلان یه وجب از زمین های حاصلخیزشون رو به کسی نمیدن

    8+
  6. دوستان عزیز چرا از بحثهای بیفایده دست برنمیدارید. گیلان ترک باشه یا نباشه در حال حاظر فرقی نمیکنه .
    (…) سر میز براحتی نیمچه شهر ها رو بینشون تقسیم میکنن . ۲ و ۳ ملیون نفر کاره ای نیستن که تا ثیری در مناسبات دیپلوماتیک داشته باشن. بهتره سرشون گرم باغالی قاتوق و فسنجون درست کردن باشه

    1+
  7. اسکوئی

    من بحث اریایی اصلا کردم؟ در ضمن خمین چه ربطی به گیلان داره تو خمین که چند صد کیلومتر فاصله داره یه چیزی پیدا شده اون دلیل بر اینه که گیلان ترک نشین بوده؟! چه استدلال جالبی

    1+
  8. بالتا

    نخیر جناب من ترک نیسنم نه پدرم نه مادرم.اما در مورد خاکمون گکیلان شوخی نداریم با کسی هیچوقت گیلانی ها زیر بار حرف زور نرفتن و نمیرن از اولش از زمان اسکندر بگیر که نتونست گیلان رو بگیر تا میرزا و قیام جنگل.ما هم فرزندان همون گیلانی ها هستیم.بعدشم من با بقیه جاها کاری ندارم اما گیلان تو بخش بیه پیش و بیه پس بوده که دو حاکم جدا واسه خودش داشته یکی مرکزش فومنات بوده و یکی دیگه لاهیجان هیچوقتم نه ترکی نه کردی نه لری این طرفا نبودن.
    اما در مورد بدی هایی که در حق ترک ها میشه حرفی نیست. اما قضیش اینه شما با حکومت و اینکه حق ترک هارو میخورن چرا گیلان باید چوبش رو بخوره.هر چند گیلانی ها چنین اجازه ای نمیدن

    4+
  9. ول کن بابا گیلک جان..! گیلان امپراطوری باشه میخواد چیکار کنه..!!کل مصافطش اندازه یکی از شهرستانهای ماس دگ…
    تازه اونم گیلک وترک و…توش هستن
    در ضمن استارا و انزلی پس گیلکه دگ اره؟!!!محض اطلاعت ما جزیره شوتیناوا نیستیما !!والا ماهم تو ایرانیم!همین استان بغلی گیلانیم ..! اگه مریخ بودیم خبر نداشتیم باور میکردیم..
    .
    ترکها جایی تو گیلان ندارن!!! خب تو میخوای بیرونشون کنی؟تنهایی یا دوستاتم هستن؟! ترو خدا بشون رحم کنین شمالیا معروفن ب قاتلی و خطرناکی!!خب رحم کنین خودشون میرن دگ!!من اینجا تنم میلرزه دارین تهدیدشون میکنین..خدا بهشون رحم کنه ای وای دستام چرا اینجوری میشن..!! 😐
    بابا جمع کنین کاسه کوزه تونو برید دنبال زندگیتون باشین این شعرا چیه همینمون مونده بود گیلانیهام تورک هارو از خونه کاشانشون بندازن بیرون!!…

    7+
  10. زمانیکه کتیبه های چند هزار ساله ترکی در تیمره خمین استان مرکزی پیدا میشود بازهم توهمات آریایی عده ای درمان نشود چکار میتوان کرد؟
    آیا باز هم ترکها مهاجر هستند؟ مهاجر چند هزار ساله اند؟ !!!!!!

    5+
  11. (مانند کتابهای پروفسور زهتابی – حسن راشدی – دکتر جواد هیئت – تاریخ ماد مولف دیاکونوف – احمدبن واضع یعقوبی، البلدان، ترجمه محمد ابراهیم آیتی – تاریخنامه طبری – ” دیوان لغات الترک” ، محمود کاشغری و صدها و هزاران سند تاریخی دیگر)

    خوب این منابع علمیتون بالا هستن اما ارجاع دادن به این منابع علمی هم درست دادین؟! کدوم صفحه این کتاب ها در مورد اقوام ترک در گیلان توضیح داده فقط کلی گویی میکنین از این شاخه به اون شاخه میشین گفتم جناب که بحث علمی میکنین مثلا چرا جواب سوالام رو ندادین چون به نفعتون نیست.اگه به کلی گفتن باشه منم میتونم هزاران مدرک براتون بیارم که وجودم داره اما وقت میخواد تا صفحه مورد نظر رو تو کتاب ها پیدا کنم. اما در مورد زهتابی و هیئت شما که دم میزنین از اینکه تابع قوانین ایران هستین که شک دارم اینطور باشه.ترک ها مهاجر هستن هزار و یک دلیل وجود داره.مطمئنم شما چند روز دیگه ادعا میکنین که ترک ها اقوام اولیه گیلان بودن و گیلانی ها از جای دیگه اومدن به گیلان و با ترک ها زندگی کردن بعید نیست.

    5+
    • چون قلم در دست غداری بود لاجرم حلاج بر داری بود
      چونکه حکم اندرکف رندان بود لاجرم زنون در زندان بود
      مثل شما میشه مثل تمثالی که از شیطان می کشند و یکی شیطانو می بینه میگه شما که خوش چهره این چرا اینطوری تصویرتون می کشن میگه قلم در دست دیگران است.تو قضیه ترکهای آذری هم اینطوره وقتی ترک ادعای آموزش زبان خودشو می کنه تبدیل میشه با پانترک و انگ پانترک و اخلالگر به هش می زنین و تو کتابها و رسانه هاتون این همه ترکو تحقیر می کنین و این همه نقشه های زیرزمین یکه برای نابودی ترک می کشین اگه ترک تابحال دوام آورده هم جای شکر داره البته شما تونستین تو گیلان و بخشهایی از همدان و قزوین و اراک و قم و تهران ترکها را از هویت خودشون خالی کنین و خود تو که الان ترکورد میکنی اگه به اصالتت رجوع کنی احتمالا پدر یا مادرت ترکن منتها تو استانهای اکثریت ترک نشین به امید خدا کاری از پیش نخواهین برد

      1+
  12. اونیکه از بحث علمی چیزی حالیش نمیشه شما هستین، من تمامی ابهامات شما رو در نوشته هام پاسخ داده ام حتی برای گفته هایم آدرس بعضی از منابع دقیق علمی رو دادم که شما طفره رفتین (منابع من مثل شما اینترنت نیستند)، مثل اینکه اصلاً به کامنتهای من توجهی نمیکنید بلکه با کشاندن بحث به سایر موارد سعی در به گمراه کشاندن این بحث رو دارید، بازم عرض میکنم که اینجانب در سایت دورنانیوز که مطابق با قوانین مقدس کشور عزیزمون فعالیت میکند نظر قرار میدهم، شما طبق گفتۀ خودتون در سایتهای دیگر که مطابق با قوانین کشور عزیزمون ایران نیست فعالیت دارید پس همه چیز مثل روز روشن شد که اهداف شما چه میباشد!!! بنده به قوانین کشورم احترام خاصی قائلم و بر عکس شما در چارچوب قوانین مقدس کشور عزیزم جمهوری اسلامی ایران قدم بر میدارم، والسّلام.

    3+
  13. شما هیچ کدوم از سوالام رو جواب ندادین هیچ کدوم الکی جوسازی نکنین با بحث بیهوده.نخیر جناب کلماتت شما نمایاتگر پوز عالی و جیب خالی هستش من یه دونه بحث علمی تویه مطالبتون ندیدم که جواب داده باشین شما فقط اومدین گفتین نمیدونم از استارا تا انزلی و تالش و صومعه سرا و فومن اکثرا ترکن و منم اومدم جواب دادم ریز به ریز چنین چیزی نیستش.شما میخوای بهتون ثابت کنم که من بچه خود گیلانم و در مورد تمام اقوام گیلان اطلاع دارم اگه گیلان شهرستان صومعه سرا اومده باشین پلی هست به اسکم پل خاکیان که جدیدن ساختن اقوامی که اطراف پل خاکیان هستن از تاجیک های مهاجر زمان نهضت جنگل هستن که فامیلیشون محمدی یا محمدی پور هستش اینو گفتم که بدونین اینترنت نمیاد اینطور دقیق بگه برای راست و دروغ حرفام چه در مورد کردهای پرشکوه یا همین تاجیک های گیلان از افرادی که میشناسین بپرسین.محض اطلاع همه مثل شما از اینترنت و به خصوص ویکی پدیا استفاده نمی کنن.
    (…)

    0
  14. خلاصه عرض میکنم اولاً من تمام شبهات شمارو پاسخ داده ام، ثانیاً شما بهتره راجع به مسائلی که اطلاعات کافی نداری اصلاً حرف نزنی، منابع شما اینترنت و در راسش ویکی پدیای فارسی هستش که در انتشار مطالب نژاد پرستی و کذب با نوشتن مطالب بی پایه و اساس و تحریفات گوناگون حقایق و وارونه جلوه دادن آنها بر علیه ملیتهای دیگر زبانزد خاص و عام است، ثالثاً طبق منطق بی منطق شما پس روحانیون محترمی که در زمان رژیم طاغوتی شاهنشاهی در عراق و نجف بوده اند و بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به وطن بازگشته اند نیز حامی صدام گوربه گور شده میشوند؟! واقعاً برای استدلال احمقانه و کوته فکری مثل شما که این چرندیات را میگوید متاستفم، ضمناً پروفسور دکتر زهتابی بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به وطن بازگشته اند و حتی بعد از انقلاب فرهنگی در دانشگاهها نیز در مقام استادی، استاد دانشگاه تبریز بوده اند و کتابها و مقالات ارزشمندی را تالیف کرده اند که کتاب تاریخ دیرین ترکان ایران که بر اساس سند و مدرک و مستندات تاریخی است نیز دارای مجوز چاپ و نشر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی میباشد، به شما میگم که من با سایتی که گفتید بر خلاف شما اصلاً ارتباطی ندارم بلکه اینجانب در سایت دورنانیوز که مطابق با قوانین مقدس کشور عزیزمون فعالیت میکند نظر قرار میدهم، شما طبق گفتۀ خودتون در سایتهای دیگر که مطابق با قوانین کشور عزیزمون ایران نیست فعالیت دارید پس همه چیز مثل روز روشن شد که اهداف شما چه میباشد، بنده به قوانین کشورم احترام خاصی قائلم و بر عکس شما در چارچوب قوانین مقدس کشور عزیزم جمهوری اسلامی ایران قدم بر میدارم، والسّلام.

    2+
  15. در اخر در مورد فهیمدن یا نفهمیدن گفتی باید بگم سفسطه کردن هم چیز خوبی هستش واسه شما من دقیقا ریز به ریز شهر هارو گفتم شما اومدی حرف های زهتابی رو که غیر ترک ها هیچ کسی یه ارزن برای کتاباش ارزش قائل نیست البته تدریس هاش در کشور عرا در زمان صدام کمک بزرگی به صدام دشمن ایران کردش.
    شما این حرفارو تو یه سایت غیر ترکی مطرح کن ببین ریسه میرن از حرفاتون موفق باشین با این افکار …
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    تحریریه: کاربر گرامی، در سایت هایی با خط مشی تورک ستیزی، مطمانا اجازه چنین بحثهای آزادی به کاربرانی با گرایشات فکری مخالف با آنها داده نمیشود. ذکر این نکته صرفا جهت اطلاع شما در رابطه با خفگان حاکم بر رسانه های منتسب به دنباله روان ایدئولوژی ترکی زدایی از آذربایجان میباشد.

    3+
  16. شما جواب این چند سوال من رو بدید هم بد نیست:

    ۱.چطوری شهرستان تالش که اسمش از قدیم تالش بوده ترک نشین بوده آیا تالش اسم گروه خاصی از ترک هاست؟

    ۲.اگر ترک ها در استارا گیلان مهاجر نیستن پس چرا در استارای جمهوری اذربایجان اکثریت جمعیت شهر تالش هستن و ترک در اقلیت قرار داره؟

    ۳.آیا قبول دارید اسم قدیم قزوین کاسپین بوده و سرزمین گیلانی ها بوده قزوین؟

    ۴.در مورد شهر انزلی باید بگم که با این تفاسیر شما میگین یعنی تو انزلی هم از قدیم ترک بودن و گیلک ها به ازنلی مهاجرت کردن؟

    ۵.راستی در مورد مناطق دیگری که ترک ها در گیلان ساکن هستن دقیق تر بگین نه کلی؟

    ۶.ایا شما شهری رو که از اول مربوط به قوم دیگه ای بوده اما افرادی دیگر به اون شهر مهاجرت میکنن و کم کم جمعیت قابل توجهی پیدا میکنن رو صاحب اصلی اون شهر میدونین ؟ مثلا افراد کرد تبعیدی در منطقه پرشکوه کیاشهر که اصالتا اهل شهر صحنه کرمانشاه هستن چون تو پرشکوه ساکن شدن پرشکوه کیاشهر جزو سرزمین کردها حساب میشه؟

    هر سوال رو هر چقدر دوست دارین جواب بدین اما از این شاخه به اون شاخه نشین و در ضمن جواباتون کلی نباشه با جزئیات و روشن باشه

    5+
  17. شما چرا سخنان منو واسه خودتون گلچین کردین در مورد کاسپین و قزوین ازتون سوال کردم منتظر جواب هستم.
    راستی در مورد اکثریت مناطق شهر هایی که گفتین ترک نشین هستن ریز به ریز بگین عین من که گفتم همین از این شاخه به اون شاخه شدنتنون تو مطالب نشون میده که اصلا فکر نکنم یه بار به این شهر ها رفته باشین

    3+
  18. با انسان بی منطق هم حرف بزنی هیچ فرقی نداره چون تا ابدالدهر بی منطق باقی میمونه پس حرفی نزنم بهتره با شما تا ابدالدهر منطقتون عوض شدنی نیستش.
    شهر به شهر گفتم براتون الکی هم از این شاخه به اون شاخه نرین پان اینجور مسادل اصلا چی هستش پان چی ؟!پان گیلان ؟! ببین جناب حرفا های مضحک (…) ترکان تویه گیلان جایی نداره هر چقدر میخوای ن تو فضای مجازی تونم فقط در سایت های (…) ترکی در مورد گیلان نقشه بکشین بیخود هم اسم ترکی نگو تا ۴ سال پیش اصلا ترکی تو گیلان نبود که اگه میتونستی جواب منو میدادی من ریز به ریز اومدم در مورد شهر ها برات گفتم اما تو اومدی تو حرف های خودتو کوپی پیست کردی.البته حدس میزنم کی هستی تو سایت قیرمیز جویای احوالت هستم.
    بله معلومات شما گویای سطح سواد شما من با پیشینه استانم خیلی خیلی خیلی بهرت از شما آشنایی دارم نمیخواد برای من در مورد استانم بگین برای گیلانی ها روشن هستش که ترک و کرد و لر و لک تو گیلان مهاجر هستن مهاجر و حکم صاحب خونه ندارن چه خوشتون بیاد یا نیاد.برای من خوشایند یا بدایند شما برام مهم نیست مهم گیلان فقط برام
    در مورد شهر ها که گفتی اومدم شهر به شهر برات توضیح دادم گفتم بقیه رو بی خیال فقط برام بگو چند نفر تو ماسال ترک هستن من بقیه حرفات رو قبول می کنم اگه اینطور هستش جمعیت رشتم اکثرا ترک هستن دیگه !
    در مورد تعصب بهتر هستش شما اول یه سوزن به خودتون بزنین بعدا یه جوال دوز به دیگران

    2+
  19. ضمناً در مورد کردهای مهاجر در نواحی جنوب غربی آزربایجان ایران اینو بهت بگم که اگر اطّلاعات کافی در مورد جغرافیای تاریخی آزربایجان داشتی (در این مورد میتوانی حتّی از مطالب موجود در همین سایت نیز بهره ببری) حتماً میفیمیدی که کردهای مهاجر به نواحی جنوب غربی جغرافیای آزربایجان ایران مهاجرت کرده اند که عمدۀ این مهاجرتها از زمان اسماعیل سیمیتقو قاتل یاغی وحشی جنایتکار شروع شده بطوریکه علاوه بر مهاجرتهای بیشمار غیر رسمی، مهاجرتها و اسکان داده شدنهای رسمی نیز غیر قابل انکار هستند بطوریکه در دهۀ ۱۳۵۰ طبق آمار رسمی بیش از ۳۰۰ هزار نفر در بیش از ۴۰ سال پیش و در دهۀ ۱۳۷۰ بیش از ۶۰۰-۶۵۰ هزار نفر بیش از ۲۰ سال پیش از کردستان عراق به نواحی جنوب غربی آزربایجان ایران مهاجرت کرده اند و در شهرها و روستاها اسکان داده شده اند و حتّی شناسنامۀ ایرانی نیز به آنها داده شده است، بنابراین کردهای مهاجر در آزربایجان ایران به هیج وجه نمیتوانند که ادّعای ارضی داشته باشند ولی در مورد مناطق تورک استان گیلان این قضیه کاملاً تاکید میکنم کاملاً متفاوت میباشد چونکه تورکهای آزربایجانی استان گیلان در طول تاریخ در آنجا سکونت داشته اند و نواحی تورک نشین و حتّی کمتر تورک نشین استان گیلان امروزی جزء جغرافیای تاریخی آزربایجان ایران میباشند، والسّلام.

    3+
  20. ( با انسان سفیه مجادله نکن، که سفیه تو را با شرّش محزون می سازد ).
    شما اصلاً به نوشته ها و مستندّات من توجّهی نمیکنی و با وقاحت تمام چرت و پرت هایتان را که برگرفته از تفکّرات پانی و نژادپرستانه و خود بزرگ بینی کذاییتان است را با پررویی هرچه تمام تکرار میکنی و فکر میکنی با تکرار این جفنگیّات کورکورانه به آنها از دیدگاه خودت مشروعیّت میبخشی، چیزی که عیانه چه حاجت به بیانه، من درمورد جغرافیای تاریخی آزربایجان و نواحی کاملاً تورک نشین و حتّی کمتر تورک نشین و نامهای تورکی استان به اصطلاح کنونی گیلان با سند و مدرک حرف زدم ولی شما همچنان بر خذعبلات خود پافشاری میکنی، در مورد تالشیهای عزیز آزربایجانی که خودشان را آزربایجانی میدانند تا آنچه شما فکر میکنی در ضمن لهجۀ تالشی بیشتر به تورکی آزربایجانی شباهت زیادی دارد تا به گفته های شما، در مورد قزوین اینو بهت بگم که از خود قزوینیها اگه بپرسی میگن که در زمان رضاخان گروه گروه گیلکیهارا به اینجا مهاجرت داده تا ترکیب جمعیّتی قزوین را به ظن خودشان تغییر دهند ولی موفّق به اینکار نشده‌اند،

    شما بهتره اوّلاً ادبیّات گفتگو در محیطهای رسانۀ جمعی رو یاد بگیری و بعداً اظهار نظر کنی، ثانیاً مناطق تورک آزربایجانی نشین و جمعیّت تورکهای آزربایجانی ساکن در استان گیلان ربطی به گفته های شما نداره بلکه تورکهای آزربایجانی در طول تاریخ در این استان ساکن بوده اند و همچنین نامهای تورکی بعضی از مناطق و روستاهای استان گیلان به غیر از مناطق تورک نشین فعلی هنوز هم تورکی میباشند، بهتره یکم تعصّبات بیجایتان را کنار بگذارید و حقایق را قبول کنید.

    مضحک معلومات بی پایه و اساس و تحریف شده و بر اساس شکم حرف زدن و توهّمات شماست، بندر انزلی که در قلب استان گیلان جای دارد تورکها در اکثریّت هستند همچنین در مورد آستارا تا تالش و بندر انزلی حتّی علاوه بر این مناطق اکثریّت تورک آزربایجانی نشین، تورکهای آزربایجانی در سایر مناطق استان گیلان هم ساکن هستند برای نمونه بهتره به نام و ساکنان مناطقی که به تورکی هستند توجّه کنی مثل نام تورکی حاجی بیگ – حاجی بَی و … شما بهتره دایرۀ تحقیقاتتو از موارد تحریف شده خارج کرده و از منابع درست کسب اطّلاعات و علم کنی، و بهتره شما در مورد جغرافیای تاریخی آزربایجان از منابع تحریف نشدۀ تاریخی که با سند و مدرک حرفهایشان را اثبات میکنند کسب علم و اطّلاعات کنی (مانند کتابهای پروفسور زهتابی – حسن راشدی – دکتر جواد هیئت – تاریخ ماد مولف دیاکونوف – احمدبن واضع یعقوبی، البلدان، ترجمه محمد ابراهیم آیتی – تاریخنامه طبری – ” دیوان لغات الترک” ، محمود کاشغری و صدها و هزاران سند تاریخی دیگر) بازهم تکرار میکنم که: بهتره یکم تعصّبات بیجایتان را کنار بگذارید و حقایق را قبول کنید.

    در ضمن خود آستارا و حومه که صد در صد تورک آزربایجانی هستند و تا بندر انزلی و … تورکهای آزربایجانی در اکثریّت مطلق هستند.

    اگه بخوام دقیق تر بگم علاوه بر شهرستان آستارا و حومه‌اش که همانطور که ذکر شد صد در صد تورک آزربایجانی هستند در شهرستانهایی مانند هشتپر – رضوانشهر – ماسال – صومعه سرا – فومن – شفت – رودبار – بندر انزلی اکثریّت ساکنان را تورکهای آزربایجانی تشکیل میدهند در ضمن تورکهای آزربایجانی علاوه بر مناطق ذکر شده، در دیگر مناطق استان گیلان نیز ساکن میباشند.

    خلاصه با کسیکه خودشو به نفهمی زده نمیشود گفتگو کرد، برا همین تمام کامنتهایی را که نوشته بودم دوباره اینجا قرار دادم تا یکم بیاندیشی … والسّلام.

    3+
  21. راستی در زمان قبل صفویه که گیلان حکومت مستقل داشت دو گروه یکی در شرق گیلان و یه گروه در غرب گیلان به مرکزیت فومنات حکومت داشتن اینو خواستم بگم که بدونی اون زمان فومنات مرکز حکومت گیلانی ها بوده و ترکی نبوده در فومنات که اصلا بخوان در اقلیت باشن یا در اکثریت
    یه سوال هم در مورد کاسپین نام قدیمی قزوین داشتم آیا کاسپین اسم قومی از ترک ها بوده یا نه مربوط به گیلانی ها بوده ؟چون قزوین الان هم که هست گیلانی ها توش هستن و قسمتی از کاسپین(قزوین) متعلق به مردم گیلان هستش پس اگه بحثی باشه اون ما هستیم که باید ادعا داشته باشم نه ترک ها هر چند ادها نیستو حقیقت هستش که اسم کاسپین روش هستش
    از طرف مازندران هم تنکابن(شهسوار) و رامسر مردمش گیلک زبان هستن و این دو شهر رو هم از گیلان جدا کردن که مردم این شهر میخوان به گیلان برگردن.

    4+
  22. اولا هشتپر نه اسم درستش شهرستان تالش هستش و اسم قدیمی این شهر تالش هستش و برای بار هزارم میگم که ترک های شهرستان تالش مهاجر هستن. راستی یه مورد در مورد مردم تالش بهتر بگم که مردم این شهرستان افرادی که نزادشون تالش هستش واژه های ترکی زیادی وارد زبونشون شده دیگه کم کم تو شهر هاشون ترکی حرف میزنن اما اگه برین روستاهای اطراف شهرستان ماسال اکثرا تالشی حرف میزنن(۹۰ ٪ تالشی حرف میزنن)
    رضوانشهر :اکثریت ترک داره ؟! رضوانشهر هم تالش هستن اکثرا و همچنین تات زبان های مهاجر که از خلخال اردبیل اومدن رضوانشهر ساکن شدن
    ماسال:ماسال اکثریت ترکش کجا بود جناب توش. اگه ۱۰۰ نفر ترک پیدا بشه تو ماسال من خودم حرفتو قبول میکنم نه ۱۰۰ نفر هم نه ۵۰ نفر هم قبول
    صومعه سرا :ساکنان اولیش همه گیلک بودن که با مهاجرت عده زیادی از مردم شهرستان صومعه سرا به رشت، تالش ها و ترک ها هم اومدن با گیلک ها ساکن شدن.تالش ها از شهر های فومن و ماسال و رضوانشهر اومدن به صومعه سرا و ترک ها هم از استارا اومدن
    فومن:ترک در اقلیت مطلق هستش.و فومن هری هستش بین دو قوم گیلک و تالش که گیلک ها اکثرا در داخل شهر و تالش ها در روستاها هستن.
    شفت:هم که دو گروه گیلک و تالش هستش.البته شهرستان شفت اکثرا تالش هستن تا گیلک برعکش فومن که گیلک ها بیشتر از تالش ها هستن
    رودبار:شامل گیلک ها،تالش ها،کردها،ترک ها،لک ها هستن که اکثرا کردهای تبعیدی و تالش ها هستن اونجا
    ترک ها و کردها و لک و حتی لرهای تبعیدی در شهرستان های لوشان و منجیل هستن
    خوب در جاهای دیگه اگر باشن یعنی اونجاها جزو سرزمین ترک ها حساب میشه ؟! اگه اونطوری باشه به گفته خود ترک ها که میگن کردهای اذربایجان غربی مهاجر هستن و صاحب خونه نیستن ما هم به شما میگیم شما مهمونین نه صاحب خونه قضیه شما شده عین قضیه افغانی های مهاجر در ایران که ادعای مالکیت دارن اگه با شما باشه اگه یه نفر ترک هم در لاهیجان باشه لاهیجان هم جزو اذربایجان میشه!
    جناب بهتر قبل اینکه در مورد جمعیت گیلان چیزی بگین بهتر اول بیاین گیلان و داخل شهر ها ببینین جمعیت شهر ها چطوری ان.

    5+
  23. تو استارا فقط ترک ها در اکثریت هستن اونم مهاجر هستن برای اثباتش کافی هستش که بگم استارای جمهوری اذربایجان همه تالش هستن.
    اما تو تالش(که شما همش میگین هشتپر اما هر چی بگین اسمش تالش هستش جناب) اسمش نشون میده که مکان قدیمی تالش ها بوده و در مورد انزلی تفاوت گفتاری رشت با انزلی نشون دهنده این هستش که ساکنان اصلیش گیلک ها بودن.من خودم اهل انزلی ام ترک ها در شهر خودم تو اکریت هستن ؟! اول بهتر امار گیلک های انزلی رو بدونین بعدا بگین جناب ترک ها در اکثریت هستن در انزلی یا نه! البته ترک ها جمعیتی دارن در انزلی اما نه در اینکه در اکثریت باشن

    4+
  24. من خودم اهل انزلی ام ترک ها در اکثریتن؟!.شما خوش باش با این تصورات سراسر مضحک
    همینکه اسم زهتابی رو بعنوان منبع اوردی مشخص سد منابع علمی یعنی چی.زهتابی همونی هستش که در خدمت صدام بودش دیگه نه؟!
    گفتم که شما انزلی رو بیخیال میگم تو استارا مهاجرین بعدش بحث رو میکنین؟! در مورد شهرستان تالش هم که اسمش مشخص که ترک ها چقد توش تاریخ دارن!
    جریان شما مثل این مثل هستش که میگفتن طرف رو تو روستا راه نمیدادن سراغ خونه ی کدخدا رو میگرفت.راستی نام قدیم قزوین چی بوده ؟! کتسپین نبوده محض اطلاعت جناب حتی قزوین و کاسپین سابق هم جزو گیلان قدیم بوده.شما دست پیش رو گرفتین اما بدونین گیلانی ها تاریخ ثابت کرده که به کسی باج نمیدن چه زمان اعراب چه زمان اسکندر یه وجب از خاک گیلان رو نتونستن بگیرن گیلانی ها مردمی هستن زیر بار حرف زور نمیرن اخرین نمونش هم میرزا.هر خواب و خیالی هم دارین داشته باشین مردم گیلان یه وجب خاک به کسی نمیده چه انزلی چه استارا حتی اگه شرایطش فراهم بشه کاسپین(قزوین)هم مردم گیلانی توش هستن خیال نکن کسی اطلاع نداره و گیلانی ها سرشون رو کردن زیر برف.
    مردم استارا که همش مهاجر های ترک اردبیلن برای کار میان و ساکن میشن و کم کم ادعای صاحب خونه بودن رو هم دارن به قول خودتون از رو شکم سیری حرف نزن جناب

    5+
  25. در جواب N

    در ابتدا شما اول در مورد مطلبی که میخوای بحث کنی تحقیق کنی بد نیست تویه گیلان همش دو قوم گیلک و تالش بودن و بقیه اقوام در گیلان که کرد و ترک و لر و لک هستن همه مهاجر هستن یا به خاطر کار یا بعلت تبعید به گیلان اومدن.
    ترک ها مهاجر هستن در گیلان هزار بار در زمان نادر افشار بلایای که در گیلان پیش اومد و برای کمبود نیروهای کارگر ترک های اطراف گیلان به گیلان اومدن و عمدتا در مناطق شمال غربی گیلان ساکن شدن.
    ترک ها همش در آستارا دارای اکثریت هستن و در بقیه شهر ها در اقلیت هستن.در مورد اینکه ترک های استارا هم مهاجر هستن محض اطلاع بگم که اهالی استارای جمهوری آ‌ربایجان تالش هستن و کلا قسمت جنوب شرقی جمهوری اذربایجان الان که هنوزم هستش تالش هستن.گیلک ها و تالش ها ها سالیان سال در کنار هم و خواهند بود شما هم بهتر واسه خودتون دنبال جای دیگه ای باشین هر چند این حرف هاتون همش مضحکه

    3+
    • مضحک معلومات بی پایه و اساس و تحریف شده و بر اساس شکم حرف زدن و توهّمات شماست، بندر انزلی که در قلب استان گیلان جای دارد تورکها در اکثریّت هستند همچنین در مورد آستارا تا تالش و بندر انزلی حتّی علاوه بر این مناطق اکثریّت تورک آزربایجانی نشین، تورکهای آزربایجانی در سایر مناطق استان گیلان هم ساکن هستند برای نمونه بهتره به نام و ساکنان مناطقی که به تورکی هستند توجّه کنی مثل نام تورکی حاجی بیگ – حاجی بَی و … شما بهتره دایرۀ تحقیقاتتو از موارد تحریف شده خارج کرده و از منابع درست کسب اطّلاعات و علم کنی، و بهتره شما در مورد جغرافیای تاریخی آزربایجان از منابع تحریف نشدۀ تاریخی که با سند و مدرک حرفهایشان را اثبات میکنند کسب علم و اطّلاعات کنی (مانند کتابهای پروفسور زهتابی – حسن راشدی – دکتر جواد هیئت – تاریخ ماد مولف دیاکونوف – احمدبن واضع یعقوبی، البلدان، ترجمه محمد ابراهیم آیتی – تاریخنامه طبری – ” دیوان لغات الترک” ، محمود کاشغری و صدها و هزاران سند تاریخی دیگر) بازهم تکرار میکنم که: بهتره یکم تعصّبات بیجایتان را کنار بگذارید و حقایق را قبول کنید.

      5+
    • در ضمن خود آستارا و حومه که صد در صد تورک آزربایجانی هستند و تا بندر انزلی و … تورکهای آزربایجانی در اکثریّت مطلق هستند.

      6+
    • اگه بخوام دقیق تر بگم علاوه بر شهرستان آستارا و حومه‌اش که همانطور که ذکر شد صد در صد تورک آزربایجانی هستند در شهرستانهایی مانند هشتپر – رضوانشهر – ماسال – صومعه سرا – فومن – شفت – رودبار – بندر انزلی اکثریّت ساکنان را تورکهای آزربایجانی تشکیل میدهند در ضمن تورکهای آزربایجانی علاوه بر مناطق ذکر شده، در دیگر مناطق استان گیلان نیز ساکن میباشند.

      6+
  26. در جواب شخصی بنام sep3hr
    شما بهتره اوّلاً ادبیّات گفتگو در محیطهای رسانۀ جمعی رو یاد بگیری و بعداً اظهار نظر کنی، ثانیاً مناطق تورک آزربایجانی نشین و جمعیّت تورکهای آزربایجانی ساکن در استان گیلان ربطی به گفته های شما نداره بلکه تورکهای آزربایجانی در طول تاریخ در این استان ساکن بوده اند و همچنین نامهای تورکی بعضی از مناطق و روستاهای استان گیلان به غیر از مناطق تورک نشین فعلی هنوز هم تورکی میباشند، بهتره یکم تعصّبات بیجایتان را کنار بگذارید و حقایق را قبول کنید.

    5+
  27. تورو خدا پانفارسهای احمق رو ببین.
    به بهانه ایکه نام آزربایجان به سرزمینهای جنوبی رود ارس اطلاق میشه به جمهوری آزربایجان، اران می گن. آخه یکی نیست به اینا بگه کله پوکها یعنی تو دلت به آزربایجان می سوزه؟

    5+
  28. جواد

    dar morede gilan zer nazan baw nakone manzoret astara hastesh na ya na talesh ya na anzali? dar morede astara inke ketabe nader shah afshar neveshteye hosein jalayer ro bekhon roshan mishi badesham tork toye gilan koja bod hamash bade afshariyeh omadin ro gilan edea darin name ghadime ghazvin ham ke caspian bode pas enghad chert nagoo shoma zamin haye maro saheb shodin ///tork to shomal chikar mikarde mozakhraf nago mardak

    3+
  29. mardak chera chert migi gilan kojash az ghadim tork neshin bode shoma to gilan mohajerin ghable inke tork va farsi to in manategh bashe gilani ha inja bodan nakone dar morede manateghi ke to gilan tork neshin shodan harf mizanin aval berin ketbae nader shah ro bekhonin ke khodesh onaro kochonde be gilan badan biain dar morede gilan noskhe bepichin ghazvin(caspian) ham jozve gilan bode ke shoma dar moredesh edea kardin kamtar mozakhraf begin

    3+
  30. عزیزم دارم میگم قبل از مادها هم در این سرزمین کسانی زندگی می کردند.هوری ها لولوبی ها اورارتوها.وظیفه شماست که از زبان و فرهنگ آنها بگویید.

    0
  31. چرا نظر منو چاپ نکردید.

    0
  32. عده ای اکنون نیز نادان وخائن سعی در تکه تکه کردن آزربایجان وتشکیل استانهای مغان وکوردستان از پیکره زخمی آزربایجان هستند گویا جدایی بخشهایی به نامهای البرز،قزوین، همدان ،اراک ،اردبیل،زنجان،قوم ،تهران ،گیلان،کوردستان،و..آنها را راضی نکرده،وقتی مردم استان بندر عباس حاضر نشد یک وجب از خاک استانشان به استان فارس بدهند انسان به عزت شرف وغیرت آنان درود میفرستد ولی افسوس….

    4+
  33. از زحمات شما بسیار تشکر می کنیم
    نام و حدود آذربایجان را ملت آذربایجان حفظ و تعین می کنند نه کاغذ و تاریخ و …
    امروز وقتی زبان مادری رو به فراموشی گذاشته و این خود باختگی هر روز عمیق تر می شود
    این نام این محدوده هم به فراموشی روی می آورد
    فرهنگ و حفظ آن و توسعه فرهنگ مهمترین کلید موفقیت هست
    امروز که در تاسیس فرهنگستان زبان آذری در تبریز موفقیتی حاصل نشده و همه اینها شعاری بیش نبوده
    مردم گیر سیر کردن شکم شدند حفظ نام و محدوده سخت هست
    امروز که دولت با تغییر رویه و فرصت دادن به تروریست ها خون شهیدان آذربایجان را نشانه رفته
    کار به جایی رسیده که حتی در ایستگاهای اتوبوس تبریز پژاک شعار نویسی میکند
    با این مردم گرسنه و سست بنیاد حفظ آذربایجان و … عجیب سخت هست

    2+
  34. دورنا بو قونو لاردا بیراز آز ایش گورورسن ها … اینتیظار چوخ دو سن دن گینه ساغول

    چوخ یاشا دورنا جان …

    5+
دیدگاه شما