کدخبر : 35735
شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۴
فاقددیدگاه
بررسی دورنانیوز:

آسیب های انسانی و زیست محیطی فاجعه ی دریاچه ی اورمیه

دورنانیوز سرویس دریاچه اورمیه: بیماری های پوستی تنفسی و فشار خون مشکلات کلیوی و سرطان و آمار نگران کننده ی این بیماری ها در آذربایجان یقینا ارتباط غیر قابل انکاری با دریاچه ی اورمیه داشته و خواهد داشت که متمئنا متخصصین این امر میتوانند در این مورد آمار دقیق تر و موردی تری را ارائه دهند.

اختصاصی دورنانیوز: اعتراف صریح و بی پرده مسئول اول دریاچه اورمیه مبنی بر دخیل بودن و مقصر بودن دولتها در خشک شدن دریاچه و عواقب غیر قابل کتمان و حتی غیر قابل جبران این واقعه و خارج شدن این مبحث از نگاه امنیتی می طلبد که برای روشن شدن چشم انداز این حادثه مهم با چالش های پیش رو آشنا شویم
فعالین و دوستداران محیط زیست و طبیعت همگی متفق القولند که استارت و آغاز بحران و فاجعه زیست محیطی خشک کردن دریاچه ی اورمیه نگین اعتدال کننده آب و هوای آذربایجان از حدود ۲۰ سال پیش با احداپ سد های فراوان فارغ از حساب و کتاب حفر هزاران چاه عمیق و نیمه عمیق در محدوده دریاچه انتقال آب جغتهای (زرینه) قوشا چای (میاندوآب) به شهرک های صنعتی احداث کورپی (پل) میانگذر شهید کلانتری افزایش چندین برابری زمین های زراعی اطراف حوزه آبریز دریاچه ی اورمیه و… زده شده است و عوامل فوق مهمترین و اصلی ترین علل این فاجعه ی وحشتناک و تاسف بار و تقریبا غیر قابل جبران بوده است عجیب این است که هیچگاه ارگان یا نهاد و سازمان و یا وزارتخانه ای به عنوان مسئول این حادثه ی تلخ معرفی نمیشود.
اما این یک اصل مسلم و انکار ناپذیر است که استاندار استان آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی وزیران جهاد کشاورزی و نیرو روسای سازمانهای محیط زیست نمایندگان مجلس در دو استان آآذربایجان غربی و شرقی و حتی روسای جمهوری که در ۱۸ الی ۲۰ سال گذشته سکاندار اداره ی دولتها ی مختلف بودند در این وادی مسئول هستند مگر اینکه مستنداتی حاکی از برائت آنها به واسطه ی پیگیری های متعارف بوده باش.
به عبارتی آیا نباید وقتی دولتی پس از انتخابات کشور را از ودلتی دیگر تحویل میگیرد وسعت جنگلها دریا ها دریاچه ها و تعداد رود ها و معادن در کنار میزان واردات و صادرات طلبها و بدهی ها و حجم نقدینگی و صندوق ذخیره ی ارزی میزان فقر و آمار بیکاری و درآمد حاصل از استخراج و صدور نفت و دیگر منابع و معادن و حتی صدور و صغول کشور معین و مشخص شود؟
براستی کجا هستید آنانیکه احداث بالای ۵۰ سد در حوزه ی دریاچه ی اورمیه را مطالعه و تصویب و تعید و اجرا کردند ؟ آیا مشخص کردن این متخصصین و مدیران که یقینا و به واسطه مدیریتهای کلان دریافتهای آنچنانی نیز داشنند کار دشواری است؟
کجایند آنهایی که مجوز حفرو احداث هزاران حلقه چاه در اطراف و اکناف دریاچه ی اورمیه را دارند تا ر قبال تفریح عده ای مرفه معلوم الحال و… کلیت آذربایجان و سلامتی انسانها پیرامون دریاچه و حتی خود کشاورزان به چالش کشیده شوند.
آب پروزه های صنعتی و گاوداریها پرورش ماهی ها و ویلاهای خوش گذرانی آیا به غیر از سهم دریاچه منبع دیگری نیز داشته است؟ خشکسالی وآمار پایین
بارندگی هرگز نمی توانست دریاچه را به حالت کما و اورزانسی و نابودی قطعی کنونی سوق دهد
لجاجت و بینش دگم هم علتی شد تا هشدارهای دلسوزان و تشخیص دهندگان فاجعه را با اغراض سیاسی و … به نا کجا آبادها ربط داده شود و بر سر دریاچه همین آمد که دیده شود .
شهر قوشچی با غلظت فراوان نمک رنگ و روی کدر و طوفانی نمکی و ریز گردهای فراوان که هر دو عامل خطر برای میلیونها آذربایجانی که در چهار طرف دریاچه ساکن هستند باقی مانده است.
دریاچه ای که یادگار ده هزار ساله ساکنان این دیار از عصر اورارتور سومر و مانتا به نسل حاضر بوده است و صد ها شعر و کتاب و نقشه ی جعرافیایی حاکی از این استمرار بوده است.
اگر مسئولین دولت قبلی برخور صحیح با مسئله ی دریاچه داشتند ۹ سال قبل هنوز پنجاه درصد دریاچه جان داشت اما برخورد سیاسی و امنیتی با یک پدیده ی طبیعی و علمی نتایج تاسف باری را به همراه آور.
تاسف بار تر اینکه آنهایی که برای دریاچه ی اورمیه تصمیم گرفته اند و یا با اختصاص بودجه به دریاچه ی اورمیه مخالفت می کردند و یا همچون کردوانی ها که صد ها کیلومتر با این دریاچه و مردم آن فاصله داشتند عناد و مخالفت خود را هم با زشت های عملی یا دلسوزانه توام می کردند به گونه ای که نمایندگان شهر کرد و بجنورد که یکی در جنوب و دیگری در شمال شرق کشور قرار دارد نقش منفی در اقدام اورزانسی برای نجات دریاچه ایفا کردند مشخص شد که درک مردم عادی از وضعیت دریاچه از بسیاری وکلای مجلس دقیق تر و بهتر بوده این را وضعیت فعلی دریاچه نشان میدهد اما به هر جهت مسئولیت پذیری دولت روحانی در این مورد و قول مساعد و جلسات اضطراری و قبول واقعیت فاجعه دریاچه ی اورمیه در نوع خود قبل احترام است.
نشت های و جلسات کنگره ها و حتی دعوت از کارشناسان و متخصصین خارجی و اعلام آمادگی دولت برای اختصاص مبالغ کلان و عدم فراموشی قول های داده ی شده و انتصاب دکتر کلانتری بعنوان مسئول اول احیای دریاچه را یابد به فال نیک گرفت.
کارهای زیادی که در طول یک سال گذشته انجام گرفته یقینا از عملکرد هشت ساله دولت قبلی حائز اهمیت بیشتری است و اگر هم بگوییم و یا بنویسیم که هشت سال دولت احمدی نراد اقدامی در مورد دریاچه نشد سخنی به گزاف نگفته ایم.
اکنون قبول حقایق تلخ فاجعه ی دریاچه بستر لازم را برای نجات نگین زیبای آذربایجان ایچاد کرده است و عزمی ملی و نگرانی مردم آذربایجان قبول مسئولیت دکتر روحانی شکستن تحریم های بجا مانده از دولت احمدی نزاد و ثبات اقتصادی حاصل از رفع حداقل بخشی از تحریمها و عملیاتی شدن نجات دریاچه ی اورمیه را امکان پذیر کرده است
اما تعجیل در این مورد که یک پروزه ی ده ساله می طلبد بحث جدی و سرنوشت سازی است.
تعطیلی بخشی از محدوده های کشاورزی حوزه ی دریاچه باز کردن سد ها و عملیاتی کردن آب رسانی از آراز و زاب و بستن و تقلیل چاههای غیر قانونی که آمار آن به واقع بسیار تکان دهنده است اسارتی برای شروع عملیات و جلو گیری از خشک شده ی باقی مانده دریاچه ی اورمیه است اما اخبار عمومی و متخصصین امر می دانند یک پروسه ده ساله برای نجات دریاچه ای که بیست سال از آغاز خشکیدن آن گذشته لازم است و این که مردم و ملت آذربایجان چه به لحاظ روحی و معنوی از فاجعه دریاچه خود آسیب دیدند که در نوبه خود این امر حیاتی و مهم است و دولت برای جبران و احیای روحیه و نشاط مردم آذربایجان نیز راهکارهای لازم را به کار گیرد
اما از همین امروز تا ده سال دیگر مردم دو استان آذربایجان غربی و شرقی (اگر دریاچه را به یک تعادل و موجودیت قابل قبول برسد)متحمل زیانها و خسارتهای جسمانی خواهد شد و مبرم ترین اصلی ترین وظیفه ی دولت در کنار نجات دریاچه باید حراست و مواظبت از آسیب های جانبی ( سلامتی) مردم در حادثه خشک شدن دریاچه باشد حتی یک هفته یک روز و یک ساعت تعلل در این مورد غیر قابل قبول خواهد شد
سلامتی مردم از بابت خشک شدن دریاچه ی اورمیه در معرض خطر است و یا اینکه بهتر است گفته شود این خطر وارد زندگی مردم شده است
بیماری های پوستی تنفسی و فشار خون مشکلات کلیوی و سرطان و آمار نگران کننده ی این بیماری ها در آذربایجان یقینا ارتباط غیر قابل انکاری با دریاچه ی اورمیه داشته و خواهد داشت که متمئنا متخصصین این امر میتوانند در این مورد آمار دقیق تر و موردی تری را ارائه دهند.
افزایش دما از میزان متعارف در تابستان و سرد شدن هوا در زمستان می تواند باقی مانده ی کشاورزی و دامپروری و حتی طول عمر مردم را در حومه ی دریاچه اورمیه را تحت تاثیر قرار دهد که نشانه های آ ن را می توان در سرما زدگی درختان میوه و بارش تگرگهای شدید مثال زد.
خشن شدن آب و هوا تگرگهای نامتعارف نا مرغوب شدن محصولات کشاورزی گرد و غبار و طوفان های نمکی و ریز گرد ها کم شدن آمار توریست و گردشگری در مناطق آذربایجان آتس سوزی درختان مهجرت ساکنان بومی خارج شدن سرمایه کویر شدن آذربایجان و نابودی اکو سیستم تغییر ر اخلاق و رفتار مردم و خشن شدن روحیه ی مردم منازعات کشاورزان و دامپروران به واسطه کم شدن آب محروم شدم از تفریحات مرتبط با فصل شنا در دریاچه ی اورمیه نابودی آرتمیا و از بین رفتن لجن درمانی و افزایش موجودات موذی و زیان بخش حرف و حدیثهای سیاسی و قومی حاصل از این برآیند را نمیتوان جدی گرفت .
تنزل جایگاه دولت ایران در مجامع بین المللی و جهانی به علت عدم مدیریت و نگهداری از دومین دریاچه ی شور جهان مهاجرت پنج میلیون آذربایجانی به استان های همجوار (سنندج و زنجان ) مسائل کوچکی نیست که بتوان از کنارسان به سادگی گذشت و یا به موضوعی که با حیات و ممات مردم ارتباط مستقیم دارد بی اعتنا بود لذا در کنار شخص اول دولت ( رئیس جمهور) استاندار دو استان آذربایجان غربی و شرقی وزیر بهداشت و درمان وزیر نیرو و وزیر جهاد و کشاورزی و رئیس سازمان محیط زیست کشور نمایندگان مجلس شورای اسلامی شهر های تبریز اورمیه و سلماس خوی مرند میاندوآب بناب عجب شیر شبستر نقده و … که مردم شهرهایشان در خط مقدم آسیب های جدی خشک شدن دریاچه هشتند و همچنین مطبوعات مردمی و مستقل و منتقد و شورای اسلامی شهرها و حتی رسانه های ملی باید دلسوزانه در راه احیای دریاچه تلاش کنند.
کاشتن درختان سازگار با کم آبی ملاج پاشی با تبدیل کشاورزی در حومه ی دریاچه و سوق دادن بخشی از کشاورزان به صنایع دیگر و باز کردن آب سد ها و رود ها و تعطیل سد سازی وارد شدن بهداشت و درمان به مبحث و مسائل سلامتی ساکنان اطراف دریاچه ی اورمیه و اعتراف به زیان های وارده به مردم با اولویت شهرها و روستا های نزدیک (شرفخانه بناب قوشچی اورمیه محمد یار ) و آگاه سازی مردم نسبت به عواقب و پیامد های خشک شدن دریاچه در چار چوب یک اقدام استانی ملی و جهانی و اظطراری باید فورا عملیاتی شود و کارشکنان و ایجاد کنندگان موانع در راه احیای دریاچه اورمیه معرفی شود.
در خاتمه ذکر این مسئله هنوز وزارت بهداشت و درمان کشور و استان های آذربایجان غربی و شرقی هنوز تاثیرات منفی فاجعه خشک شدن دریاچه اورمیه را بروی ساکنان حومه دریاچه را بصورت روشن و واضح اعلام نکرده اند چرا که باید جبران خسارت ها و آسیب های سلامتی مردم و یا خشک شدن درختان و مشاغل مرتبط با خشک شدن دریاچه به عهده ی دولتی خواهد بود و لذا انتظار میرود با توجه به اعتراف مسئول اول احیا دریاچه اورمیه ( مهندس کلانتری ) مبنی بر مشخص بودن عوامل این بحران عظیم وزارت بهداشت و تایید آسیب های حاصل از این واقعه بروی سلامتی مردم مداوا و جبران خسارت بعنوان بخشی از احیای دریاچه لحاظ شود و پی گیری این مسئله و تعیین از طرف وکلای مردم در مجلس شورای اسلامی یک اصل مهم تلقی میشود.

0
امتیاز:
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما