کدخبر : 35517
سه شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۰:۴۶
فاقددیدگاه
به بهانه هفتم مرداد سالروز تولد شاهزاده عباس میرزا ، شمشیر و سپر ایران

عباس میرزا ، معمار ایران نوین

دورنانیوز - تاریخی و فرهنگی: هنگامی که تاریخ سراسر فتنه و آشوب و خیانت سرزمینم را مطالعه می کنم ، ندرتا به نام های بزرگی برمی خورم که همچون تک ستاره هایی در تاریخ تاریک این ملک کهن تلالوء کرده و متاسفانه از بخت بد آن،افولی زودهنگام در آسمان طالع سرزمینم داشته اند.

دورنانیوز –  دکتر حمید سبزیکاری دیلمقانی :

مقدمه
هنگامی که تاریخ سراسر فتنه و آشوب و خیانت سرزمینم را مطالعه می کنم ، ندرتا به نام های بزرگی برمی خورم که همچون تک ستاره هایی در تاریخ تاریک این ملک کهن تلالوء کرده و متاسفانه از بخت بد آن،افولی زودهنگام در آسمان طالع سرزمینم داشته اند.وقتی سر درجیب تفکر فرو می برم، آهی عمیق وجانسوز سراسر وجودم را فرا میگیرد که ایکاش این اساطیر بی بدیل فرهنگ و ادب و سیاست قدری بیشتر عمرشان بدنیا می بود تا امروز به یمن وجودشان وطن اینگونه دچار پریشان حالی وفترت نمی گشت.شاید به لطف انفاس قدسیه شان، مام وطن از خواب گران بر می خاست وبقول زنده یاد صمد بهرنگی ” یک روز بر گونه ی این مملکت یک بوسه و بالای سرش یک یادداشت میگذاشتم و می رفتم: ای وطن ، آنچنان زیبا خوابیده ای که دلم نیامد بیدارت کنم … ” و می رفتم!.
نمیدانم اگر ستارخان به چوب خیانت جوانمرگ نمیشد یا سعید سلماسی در بیست و یک سالگی شهید نمیشدویا حتی همین دیروز مریم سرزمینم در غربت ناجوانمردانه جان نمی داد ویا اگر شاهزاده عباس میرزا در چهل وچهار سالگی وطن را درغم خود داغدار نمی کرد آیا حال و روزمان این میشد؟!
بی تردید یکی از این ستارگان قدر اول که دل در گرو عشق به میهن و این آب وخاک داشت، شاهزاده نجیب خاندان قاجاری ، عباس میرزا بود که علیرغم عمرکوتاه خویش ، بانی خیرات و برکات بی شماری شد که اگر اجل امان می داد شاید امروز اینگونه نام سلسله قاجاریه، آماج حملات آریاپرستان وفاشیستها نمی شدوشاید تاریخ نویسان جیره خوار درباری پهلوی ، اینگونه شاهان قاجار را مورد عتاب وخطاب قرار نمی دادند صد البته پهلویان ودنباله هایشان به مراتب داعی و انگیزه ای فزونتر برای تخریب و تخطئه ی سلسله ی قجری داشتند که آن همانا تورک بودن آنان و اسلافشان بود و فرصتی مغتنم برای عقده گشایی از سلاطین وساکنان ازلی این سرزمین بود.علیرغم اینکه روند مدرنیسم در ایران از زمان همین سلسله قاجاریه آغاز گردید و اولین کارخانه ها به سبک نوین امروزی در این دوره گشایش یافتند همچنین برای اولین بار اولین نیروگاه تولید برق، اولین چاپخانه ، اولین تلگراف خانه و تلفنخانه ،اولین اپرا ، اولین مدارس به شکل نوین ومنجمله مدرسه دارالفنون در این دوره شکل گرفت و یا اینکه برای اولین بار شهرسازی مدرن با معابر استاندارد وسیستم نوررسانی ومکانهای عمومی شهری در این دوره ایجاد گردید اولین گروههای دانشجویی در این دوره به اروپا اعزام گردیدند و دهها اولین دیگر اما متاسفانه شاهان پهلوی در جهت سیاهنمایی آنان و تبلیغ خود با بایکوت گسترده خبری و جعل و تحریف تاریخ توسط عوامل مزدور جیره خوار خود چهره ای منفی بطور تام از این سلسله ارایه دادند که متاسفانه تاکنون نیز این رویه هنوز هم ادامه دارد.گویا همگان فراموش کرده بودند که در دوران اندک زندیه ،که اوج سرافرازی نژادپرستان آریایی هست ، اصلا کشوری برجای نمانده بود ناامنی در سراسر کشور امری بدیهی شده بود و اوضاع اقتصادی کشور بسیار پریشان بود در اقصی نقاط کشور حکام محلی با انتزاع از سرزمین اصلی ، خود حکومتهایی دست و پا کرده بودند .آغا محمدخان بنیانگذار این سلسله کشوری پراکنده با اوضاع اقتصادی ضعیف را که میراث حاکمان ضعیف زندیه بود ، تحویل گرفت و نهایتا برای اولین بار بعد از صفویه ، کشوری واحد با اوضاع اقتصادی مناسب ایجاد کرد و در ادامه جانشینان او همین سیاق را با شدت و ضعف هایی ادامه دادند.فراموش نکنیم که برای اولین بار مجلس در کشور ایجاد گردید تا گامی اساسی در نیل به دموکراتیزه شدن کشور برداشته شود.گرچه شاید انقلاب مشروطه حاصل زحمات مشفقانه مشروطه خواهان آذربایجان بود اما نیک میدانیم که شاه قاجار حتی دستور قتل و اعدام یک نفر از انقلابیون را نداد زمانی که قتل عام انقلابیون در همین اروپای مدرن و دموکراتیک امری مرسوم ومعمول بود ونهایتا روز به روز قطار توسعه و پیشرفت کشور سرعت گرفت تا اینکه باز دست کثیف استعمارگران انگلیسی اینبار از آستین ملی گرایی فارسی و درقامت رضاخان بی سواد هویدا گردید تا کشور در حال توسعه و اصلاحات را از مدار خارج کنند و عاملی دست نشانده با افکاری دیکتاتورمآبانه و شوونیستی را بر سرکار آورند گرچه معتقدم مرگ مشکوک شاهزاده عباس میرزا هم می تواند کار همان پزشک انگلیسی او باشد. باری بهر جهت گرچه در این مقال قصد تطهیر سلسله قاجاریه را نداریم واصلا هم چنین قصدی نداریم اما حقا در میان رجال سیاسی و شاهان و شاهزادگان قجری و اسلاف آنان ، عباس میرزا یک استثنا و شاید یک ودیعه الهی برای این ملت بود و گزافه نگفته ایم اگر بگوییم او خوشنام ترین رجل سیاسی دوره قاجاری و بنیانگذار اصلاحات وسیع در سیستم حکومتی ایران در طول تاریخ هست.
زندگی نامه
در سحرگاه هفتم مرداد سال ۱۱۶۸ هجری شمسی نوزاد پسری در ییلاق خوش آب و هوای شاهان قاجار در قصبه نوا از توابع بخش لاریجان شهرستان آمل به دنیا آمد تا شاید پایانی بر تیره بختی ملتی بزرگ باشد . پدرش فتحعلی شاه قاجار و مادرش آسیه خانم بود. معمولا ولیعهد قاجار از فرزندان مشترک شاهان قاجار و با زنان قاجاری انتخاب می شد اما اینبار گویا فرزند آسیه خانم زن نجیب زاده، که از تورکان غیر قجری بود قرار بود ولی عهد خاندان قجری شود.گرچه طفل بسیار نحیف و مریض احوال بود اما پدر، نامش را عباس نهاد شاید به تاسی و ارادت شاهان تورک به ساحت مقدس حضرت ابوالفضل العباس (ع) این نام سترگ زیبنده والی آذربایجان گردید. عباسی که بعدها ملقب به شمشیر و سپر ایران شد. نجابت و ادب عباس باعث شد پدر انس و الفتی خاص به وی پیدا کند .حجب وحیای بی مثال او تنها فتحعلی شاه را شیفته خود نکرد بلکه آقا محمد خان ، بنیانگذار سلسله قاجاری را نیز مجذوب خود ساخت . لذا آقا محمد خان خود به تعلیمات نظامی و کشورداری به وی همت گماشت.در کنار تعالیم جنگی و مملکت داری ، عباس که دیگر عباس میرزا خوانده می شد به مطالعه کتب سود مند پرداخت و در سایه ی هوش و فراست زاید الوصفش بزودی توانست خرمنی از معارف زمانش را فراهم آورده طوری که در اندک زمانی به غالب زبانهای شرقی تسلط یافت.
در عنفوان جوانی و پس از به سلطنت رسیدن فتحعلی شاه ، طی مراسم با شکوهی در حضور زعمای قوم وصاحبان مناصب کشوری و لشگری و درباریان ، شاه قاجار در خصوص تعیین جانشین و ولی عهد کشور که همزمان والی آذربایجان نیز می گشت ، با سران حکومت به مشورت برخاست و پس از ذکر مناقب و سجایای اخلاقی ودرایت شاهزاده جوان ، نظر ایشان را جویا شد، حاضران به اتفاق مطلق آراء ، تصمیم و انتخاب شاه را تصدیق نمودند و فردای آن روز مصادف با سال دوم سلطنت فتحعلی شاه ، عباس میرزای جوان راهی آذربایجان ولیعهد نشین گردید.مراسم ازدواج شاهزاده جوان با دختر یکی از سران ایل قاجار در شاه گلی معروف برگزار شد و خیردا خانم دختر میرزا محمدخان دولو به عنوان بانوی اول ولایت عهدی انتخاب شد.
اما صد حیف که شاهزاده ی ما عمرش به دنیا نبود و در عنفوان جوانی وزمانی که کارهای بزرگی را شروع کرده بود ، وداعی تلخ داشت و ملتی را داغدار کرد شاید اگر عباس میرزا پس از پدرش به سلطنت میرسید با اتکا به دانش و فن آوری روز دنیا همراه با ارزشهای والای ملی – مذهبی ، می توانست کشور را از جمود فکری و وجهالت و عقب ماندگی برهاند .وی در زمان فوت تنها چهل و چهار سال داشت و هنوز میوه اصلاحات و اقدامات پرشور خود را نچشیده بود افسوس که بیماری مزمنی که از جوانی همواره قرین اوبود مهلتش نداد .بیماری دستگاه گوارشی وکلیه ها روز به روز عباس میرزای آذربایجان را از پا در می آورد از طرفی وقوع جنگهای بزرگ ایران وروس و رفع ناامنی های داخلی فرصت درمان ومعالجه را از وی سلب کرده بود وعباس میرزا بدون توجه به مشکلات عظیم بیماری اش ، شبانه روز در اقصی نقاط کشور به تمشیت امور می پرداخت ودمی فرصت استراحت نمی یافت البته گرچه دلیل متقنی نیست اما شاید دست پزشک انگلیسی او هم در مرگ زود هنگامش در کار بوده باشد آخر برادران !!! انگلیسی و روسی ما در اکثر ناملایمات روزگار همواره دستی بر آتش داشته اند! چه آنکه برخی از مورخین صاحب نام معتقد بودند عباس میرزا به وسیله پزشک خود مسموم شده بود شاید دلیل عمده آن هم ترس و واهمه برادران انگلیسی ! از تحقق نظریه اتحاد اسلامیه عباس میرزا بویژه با امپراتوری معظم عثمانی بود چه در صورت تحقق این اتحاد اسلامی که عباس میرزا سخت به دنبال آن بود ، جهان اسلام از اسارت غربیان خارج می شد اما هرگز اجل این فرصت مغتنم را برای عباس میرزا و بلکه جهان اسلام نداد.بعد از فوت مشکوک وشهادت گونه او، فتحعلی شاه به شدت ملول و افسرده شد .وقتی الله یارخان خبر وفات شاهزاده را به شاه رسانید در جهت تسلی خاطر وی گفت: به حمدالله در هر ولایتی یک نایب السلطنه دارید. فتحعلی شاه در جواب گفت: الله یارخان انصاف نکردی که گفتی در هر ولایت یک عباس میرزا داری ، می بایستی می گفتی با این همه اولاد و چهل سال سلطنت ، دیدی که از دنیا بی اولاد و بلا عقب رفتی. شدت اندوه فتحعلی شاه در فراق فرزند فاضل و لایقش چنان بود که تنها یک سال ودو روز پس از فوت شاهزاده عباس میرزا ، پدر نیز چهره در خاک کشید.
عملکرد واقدامات عباس میرزا
اگر بحث اصلاحات اساسی در ارکان حکومتی را بررسی نماییم بدون تردید اولین نامی که به ذهن متبادر می شود نام عباس میرزاست .وقوع جنگهای گسترده در اوایل قرن نوزدهم باعث شد تا عباس میرزا دریابد با سیستم های موجود آن زمان دیگر توان مقابله با تهدیدات بویژه از نوع خارجی آن میسر نیست لذا بدوا به فکر اصلاحات اساسی قشون وتحول در اموراتی چون طرح، لجستیک ، توپخانه و یونیفرم ومسایلی از این دست در ارتش گردید.وی دریافت که برای انسجام بخشی و قوام کشور دیگر دسته های نظامی متشکل از اقوام وطوایف کارساز نیست فلذا طرح ایجاد ارتش مدرن تحت نظریه * ترقی در پرتو اقتدار نظامی * را پی ریزی نمود همزمان وی مشکل اصلی کشور را در نداشتن سیستم مدون دیوانی و نظام اداری دید و بسیار زود درصدد ایجاد آن برآمد .اقدامات وی محدود به مسائل نظامی و اداری نشد که ذیلا با رعایت اختصار به اهم آن اشاره می کنیم:
الف: ایجاد ارتش مدرن
جنگهای خانمان سوز و وسیع اوایل قرن نوزدهم و شکست های پیاپی کشور در این جنگها ، عباس میرزا را برآن داشت تا بفکر تاسیس ارتشی مدرن ومجهز به سلاح های روز بیفتد.از آنجاییکه اکثریت این جنگها در محدوده آذربایجان رخ میداد و وی تولیت آن را برعهده داشت در صدد برآمد تا با تکیه بر دانش روز غربیان و استعدادهای بومی ، ارتشی توانمند ایجاد کند که بتواند علاوه بر ناامنی داخلی به تهدیدات خارجی نیز پاسخگو باشد.تا آن زمان کشور فاقد ارتش رسمی و سازمانی بود و تنها در هنگام بروز جنگها ، قشونی متشکل از تنفگچیان اقوام و طوایف گوناگون بصورت محدود و موقت فراهم می شد و طبعا پس از اتمام جنگ قشون بحال خود رها می شد.در جریان جنگهای ایران وروس ، عباس میرزا دریافت که دیگر با قشون غیرسازمانی غیرمتمرکز توان مقابله با دشمنان تا بن دندان مسلح نیست.بسیار زود بفکر ایجاد ارتشی منظم با بهره گیری از فنون نظامی وسیستماتیک برآمد ودر گام اول با کمک مستشاران فرانسوی وبا تحولاتی عظیم در آموزشهای نظامی آغاز فعالیت ارتش کلید خورد.شاه بیت تئوری نظامی عباس میرزا در تشکیل و قوام ارتش سازمان یافته بر مبنای نظریه مترقی “” ترقی در پرتو اقتدار نظامی “” استوار بود.وی می اتدیشید که برای فایق آمدن بر تهدیدات نظامی بیگانگان ، یگانه راه تشکیل ارتش قدرتمند هست و با عبرت آموزی از وقایع تلخ ایجاد ارتش نوین عثمانی ، ابتدا زمینه های اجتماعی این تغییر بنیادین را فراهم آورد وسپس به شکل سخت افزاری به تاسیس آن مبادرت نمود.شاید داعی و انگیزه اصلی شاهزاده در تشکیل ارتش مقتدر علاوه بر دفع تهاجمات اجنبی ، اشتهار و بلندآوازه نمودن نام کشور بود که همواره در قلب مالامال از عشق به وطن شاهزاده غلیان پیدا می کرد. طبعا اوضاع جنگی قرن نوزدهم داعی وسبب اصلی دیگر او در نیل به قوام بخشی به این ارتش بود ارتشی که هنوز هم استوار و منظم به صیانت از میهن می پردازد.
ب: ایجاد نظام جدید اداری و اصلاحات گسترده اجتماعی و اقتصادی
یکی از اقدامات ماندگار عباس میرزا ، ایجاد نظام نوین اداری بود چه تا آنزمان تشکیلات اداری منسجم ومدونی که امورات اداری و حکومتی را عهده دار باشد یا اصلا وجود نداشت واگرهم در برخی موارد استثنایی بوده در حد انجام ضروریات آنهم بشکل سلیقه ای مطابق اراده حکام محلی بود لذا عباس میرزا با درک عمیق این موضوع ضروری و با الگوبرداری از تجارب موفق کشورهای توسعه یافته ، گامهای اساسی در این زمینه برداشت.می دانیم تا زمان وی والی های محلی در اقصی نقاط کشور هرطور که خود اراده می کردند حکمرانی می نمودند بویژه در امر وصول مالیات ها که بسیار ظالمانه عمل می نمودند . عباس میرزا با الغای این رویه های ناصواب و ایجاد تشکیلات منسجم اداری ، رویه واحد ومتحدالشکلی در کشور وبویژه آذربایجان به عنوان پیش قراول توسعه ی کشور ایجاد نمود. وی پس از ولایت عهدی در آذربایجان کارهای زیربنایی مهمی در آذربایجان و شهرهای عمده آن منجمله ایجاد زیرساختهای شهری ، عمارات دولتی ، مدارس ، راهها ، درمانگاهها، تفرجگاههای عمومی و امنیت بلاد وطرق به سرانجام رسانید که به تدریج در سایر نقاط کشور نیز تسری یافت.احداث مدارس به شکل نوین امروزی با کمک مسیونرهای مسیحی در شهرهای آذربایجان بسرعت انجام یافت که نمونه آن را می توان در تبریز و خسروآباد سلماس که اخیرا تخریب گردید ، مشاهده نمود.
یکی ازاقدامات اجتماعی – اقتصادی ارزنده عباس میرزا ، تفکیک خالصه جات از موقوفات وتوقف تصرفات حکومتی در موقوفات بود. با توجه به بحرانها و مشکلاتی که بعد از صفویه در کشور حادث گردید و بنوعی کشور دچار بحران حاکمیت گردید ، خوانین و امرای محلی در سطحی گسترده به املاک و ثروتهای وقفی دست انداختند.در آن آشفته بازار وضعیت ثبتی و ملکی کشور، برای اولین بار این شاهزاده ی آذربایجان بود که قدم در مسیر تفکیک خالصه جات از املاک وقفی برداشت.این مطالبه ی عامه ی مردم و علما از حکومت هم بود وچون ثبات نسبی هم در کشور بوجود آمده بود فرصت برای نیل به این مهم و کوتاه کردن ایادی چپاولگر اموال عمومی مهیا بود لذا عباس میرزا با درک عمیق موضوع اقدام شایسته ای درتفکیک ومآلا تنظیم و تثبیت حقوق ملکی مردم انجام داد.گرچه موضوع اساسی واهمیت دار اول عباس میرزا ، ایجاد ارتشی قدرتمند برای مقابله با استعمارگران خارجی بود اما وی هیچوقت از اصلاحات اجتماعی و اقتصادی و حتی حقوق شهروندی غافل نشد و شاید براین اساس بتوان اورا نخستین اصلاح گر تاریخ ایران دانست. گرچه نقش امیر کبیر وقائم مقام ها نیز در اینخصوص ارزنده هست اما باید بخاطر داشته باشیم که ایشان افرادی دلسوز و وطن دوست بودند که صرفا به تمشیت امور همت می گماشتند اما عباس میرزا بنیانگذار اصلاحات اساسی و دامنه دار در کشور گردید و درواقع اقداماتی که بعدها امیرکبیر انجام داد در واقع تکمیل همان اقدامات و اصلاحات عباس میرزا بود وحتی اقدامات و کارهایی که بعدها در دوره پهلوی صورت گرفت در واقع اموری بود که پایه و شالوده آن در دوره قاجار ایجاد شده بود و شاید یکی از دلایل اصلی تبلیغات مسموم پهلوی و جیره خواران آن برعلیه قاجاریان ناشی از همین موضوع بوده تا دستاوردهای عظیم تمدن قجری را تماما بنام خود ثبت نمایند .
از دیگر اقدامات اصلاحی عباس میرزا ، تعیین روزی بنام روز مظالم بود. عباس میرزا نیک بر ستم وظلمی که بر رعیت روا می شد آشنا بود وخوب می دانست که رعایا علیرغم تبلیغات حکومتها بویژه از آنچه به تعبیر وکیل الرعایایی کریم خان که اوهامی بیش نبود، سخت تحت ظلم وستم قراردارند علیرغم اینکه دیوانخانه هایی برای رسیدگی به مظالم ایجاد شده بود اما واقع امر چیز دیگری بود و آن ناکارآمدی این دیوان خانه ها بود. او توانست به کمک علما ومتشرعین ، روزی در ماه را به عنوان روز مظالم جهت رسیدگی مستقیم به تظلمات مردم از تعدی و تجاوز گردنکشان و نیز دستگاههای دولتی ایجاد کند.گرچه در اوایل این امر صرفا در تبریز ولیعهد نشین بود اما در گذر زمان با تمشیت و مشارکت علمای اعلام در دیگر بلاد نیز گسترش یافت.تقید عباس میرزا به شرع انور و دوستی علما ، باعث شد وی با همراهی آنان گامهای بزرگی در جهت تظلم خواهی آحاد مردم بردارد.
ایجاد صنایع و کارگاههای مختلف در زمینه های متنوع از دیگر اقدامات ارزنده عباس میرزا بود.او به نیکی دریافته بود که تنها راه استقلال و آزادی کشور از مسیر کارگاهها و کشتزارها می گذرد .مشکلی که عباس میرزا در تشکیل ارتش مدرن با آن مواجه بود یکی هم بحث تجهیز آن بود که غربیان خیلی با اکراه و تحمیل شرایط نامتعارف با آن برخورد میکردند وحتی بعدها بسیار خلف وعده هم کردند و از تحویل تجهیزات خودداری کردند ! (گویا تاریخ دوباره تکرار شداما اینبار در بحث انرژی هسته ای که هرچه آنان گفتند ما قبول کردیم اما آنان هیچ نکردند! این سنت مالوف و لایتغیر آنان هست!) . براین اساس کارخانه ها و کارگاههای متعددی بویژه در آذربایجان احداث گردید تا هم ملزومات جنگی و هم مایحتاج مردم در داخل تامین شود. عباس میرزا به آن بسنده نکرد بلکه با وضع تعرفه های سنگین بر کالاهای وارداتی خارجی ، از تولید داخلی نیز حمایت عملی نمود.هم در زمان او بود که اولین چاپخانه در کشور راه اندازی شد در شهر اولین ها و اولین ماشین های چاپ وارد کشور شد. عباس میرزا معتقد بود صنعت چاپ علاوه بر اینکه نیاز روز جامعه هست بلکه در افزایش آگاهی های عمومی بسیار موثر هست.
اعزام دانشجو به اروپا از دیگر اقدامات ارزنده عباس میرزا علیرغم پاره ای مخالفتها بود . او در جریان جنگ های سری دوم ایران و روسیه ونیز مطالعه کتب روز علمی دنیا دریافته بود که دیگر با تعلیمات سنتی و مکتبی نمی توان در دنیای جدید حضوری سازنده وفعال ایفا نمود لذا با گلچینی از بهترین جوانان دانش آموخته در ابواب مختلف علمی و اعزام آنان به اروپا جهت تحصیل و مهارت آموزی گامهای بزرگ دیگری در توسعه ی علمی و حتی اجتماعی کشور برداشت. پس از مراجعت اینان به کشور هریک به نوبه خود بسیار موثر شدند و پایه گذار نهضت علمی کشور شدند.
اما شاید بتوان شاه بیت اقدامات عباس میرزا را در تدوین نظریه مترقی و آینده نگرانه (( اتحاد اسلامیه )) جستجو کرد . نظریه ای که سراسر عمر کوتاه وی را به خود مشغول کرد و شاید هم همین موضوع باعث مرگ زود هنگامش شد. اوایل قرن نوزدهم زمانی بود که دو قدرت طراز اول اسلامی یعنی عثمانی و ممالک محروسه ایران روز به روز ضعیف تر می شدند گرچه این بیماری در ایران بیشتر شیوع یافته بود اما بعدها امپراتوری معظم عثمانی را نیز پای در انداخت .عثمانی با وجود تمدن درخشان و سابقه چندین صدساله حکمفرمایی بر اروپا روز به روز ضعیف تر می شد و اروپاییان تحت رهبری انگلیس هر روز نقشه ی شوم دیگری برایش ترسیم می نمودند در اکثر بلاد اسلامی کم کم رنگ و بوی تجزیه طلبی و افتادن در دام استعمار و استکبار اروپایی دیده می شد .هر روز از شکوه و ابهت اسلامی و مسلمانان در دنیا کاسته می شد گویا تورکان سیف الاسلامی دیگر آن قدرت و صلابت همیشگی را برای حفاظت و حراست از اسلام ومسلمانان نداشتند .ضربات و دسیسه های مهلکی که در لعاب جذاب ناسیونالیسم هر روز بر پیکره زخمی این درخت تنومند وارد می شد اساس ملک را با خطر زوال و نابودی مواجه می ساخت . وضعیت ایران هم به مراتب بدتر بود و مجموعا حوادث و اتفاقات قرن نوزدهم برخلاف آمال و امیال مسلمانان پیش میرفت . عباس میرزا با درک عمیق این موضوع و ضرورت اتحاد ایران وعثمانی ، نظریه ” اتحاد اسلامیه ” را ارایه داد. گرچه در اوایل بسیار مورد استقبال دولتمردان واقع شد اما در ادامه باز دستهای کثیف استعمار انگلیس مانع از تحقق این فرصت طلایی برای جهان اسلام گردید و شکوه و عظمت اسلامی که از اویغورستان در چین تا اندلس در اسپانیا تلالوء میکرد کم کم رو به افول رفت.عدم همکاری پادشاه قاجار در ایران و سلاطین عثمانی در آنطرف درکنار فتنه گری استعمار پیر متاسفانه مانع تحقق کامل این ایده ی شاهزاده ی قجری گردید و استعمارگران توانستند با ایجاد رخنه و شکاف میان دو دولت قدرتمند وقت ، بهتر به مطامع خود در چپاول کشورهای اسلامی نایل آیند چیزی که امروزه هم گریبانگیر جهان اسلام هست. گرچه گامهای خوبی بر محوریت اسلام و تمایلات تورکی شکل گرفت اما در نهایت اجل مهلت تکوین و تکمیل افکار بلند عباس میرزا را در نیل به وحدت واقعی جهان اسلام را نداد وشاید هم علت مرگ زود هنگامش بی ارتباط با این موضوع و پزشک انگلیسی عباس میرزا نیاشد گرچه عباس میرزا از سنوات ماضی بیماری مزمن ریوی وتنفسی داشت ، اما به روایت تعداد کثیری از مورخین بی طرف علت فوت زودهنگام وی مسمومیت بوده ، چیزی که در خصوص اکثر سیاستمداران وطن دوست این مرز و بوم به وفور دیده می شود. نگارنده به نوبه ی خود بسیار در خصوص داعی و انگیزه قتل عباس میرزا تحقیق و تدبر نموده و بنظر تنها داعی غالب و انگیزه ی کامل برای استعمارگران در حذف عنصری خادم و دلسوز، نه برای ایران بلکه جهان اسلام را در همین ابتکار و ارایه نظریه اتحاد اسلامیه از ناحیه این بزرگمرد تاریخ می دانم.
اما هزاران افسوس که برنامه های بلند و اصلاحات عمیق عباس میرزا کامل به ثمر ننشست شاید اولین دلیل آن فوت زودهنگام این اسطوره ی بی بدیل قاجاری باشد.اگر عباس میرزا به سلطنت می رسید قطعا کارهای ارزنده ای که در سطح آذربایجان انجام داد می توانست در سطح کشور نیز صورت دهد همچنین در آن صورت بدلیل داشتن اختیارات فراتر بهتر و بیشتر می توانست اصلاحات مدنظر خود را به پیش ببرد .دومین عامل شاید وقوع جنگهای گسترده و یورش ددمنشانه روسها به کشور بود که زمام امور را در هم پیچید و آنگونه که باید از طرف حکومت مرکزی مورد حمایت قرار نگرفت. در اثنی جنگ با روسها وی همچنین در اقصی نقاط کشور به مبارزه با ناامنی های یاغیان محلی پرداخت. مخالفتهای داخلی از طرف برخی امرای محلی و حتی شاهزادگان دیگر که با وجود اقدامات ارزنده عباس میرزا وضعیت خود را در خطر می دیدند، عامل دیگری در این ناکامی ها بود .برخی از فرماندهان اردوهای قبلی که با تشکیل ارتش نوین ، فرمانروایی خود را درخطر می دیدند با تحریک سران ایلات وعشایر در انسجام و تشکیل ارتش نوین سنگ اتدازی می نمودند . خوش بینی و اعتماد نسبی عباس میرزا به خارجیان بویژه فرانسوی ها و انگلیسی ها از دیگر عوامل شکست اصلاحات شاهزاده بود .هم فرانسوی ها و هم انگلیسی ها در کوران جنگ ایران و روس ، خلف وعده کرده وعلیرغم پیمانهای نظامی با ایران ، با روسها تبانی کردند و اولین برجام تاریخ ایران را رقم زدند! ودهها مانع کوچک وبزرگ دیگر باعث شد تا فرزند خلف میهن نتواند به هرآنچه که قصد اصلاح و ایجاد آن را داشت نایل آید و بدین سبب به بزرگترین اصلاح گر ناکام ملقب گردد. هرچند آنچه او در فرصت اندک با آن امکانات ناچیز و اختیارات محدود انجام داد خود کاری بود کارستان که دیگران نتوانستند اما اقدامات او اسکلت بندی ساختمانی شد که بعدها دیگر شاهان قاجاری و پهلوی ، اقدامات خود را براساس آن استوار نمودند.دومین دوره یورش روسها ، تیر آخر به بدنه اصلاحات شاهزاده بود تا قطار توسعه و اصلاحات عباس میرزا از حرکت بازافتد. و نهایتا درراه پاکسازی شرق کشور از دست مهاجمان در جوار مرقد مطهر امام رضا (ع) چهره در نقاب خاک کند و ملت و امتی را داغدار و حسرت به دل گذارد.
توصیف دیگران در مورد عباس میرزا
سید محمد رفیع، سفیر عثمانی مقیم ایران در زمان جنگ‌های اول ایران و روس، راجع به عباس‌میرزا (که در آن زمان، با وجود تصدی مقام فرماندهی ارتش ایران در جنگ با روس‌ها، هجده سال بیشتر نداشت) چنین اظهار نظر کرده است: «عباس‌میرزا که به اشارت پادشاه پیشین (= آقا محمدخان قاجار) و به سبب شایستگی خویش ولیعهد گردیده و اینک فرمانروای تبریز است، با وجود کمی سن و سال گویی یکی از مشایخ بزرگوار است. از پیروی خواهش نفس و برافراشتن کاخ و ایوان و پوشیدن جامه‌های زیبنده پرهیز دارد . شیفته دادپروری و دادگستری است ودوستداراهل کمال.   کلنل فریقان، مامور دربار سنت پطرزبورگ (پایتخت روسیه تزاری) که برای انجام مذاکرات صلح با ایران، در تاریخ ۲۰ جمادی‌الاول ۱۲۲۷٫ق (۱۸۱۲٫م) به تبریز آمده بود، درباره عباس‌میرزا ‌نوشته است: «این شاهزاده، قیافه نجیب و مردانه داشت، توانا و بااراده و آتشین و متین و فرزانه و با حزم و احتیاط که در کمتر شخصی یافت می‌شود، از مزایای اخلاقی‌ای بود که در وجود عباس‌میرزا جمع بود.دارای احساسات نجیب و افکار بلند حریص یادگرفتن تمام عواملی بود که باعث سیر سریع ترقیات در اروپا شده بود. نهایت سادگی را در رفتار و حرکات خود رعایت می‌کرد، بی‌باک و باتقوی بود. عباس‌میرزا نجیب‌ترین شخصیت خانواده قاجار بود.
موریر، از همراهان سر هارفورد جونس (سفیر کهنه‌کار و ورزیده انگلیس در ایران زمان فتحعلی‌شاه)، در سفرنامه خود عباس‌میرزا را یک آدم خیلی جدی و وطن‌خواه ایرانی معرفی ‌کرده و این آدم را دارای صفات پسندیده و افکار عالی دانسته و اضافه کرده که کمتر کسی را تا حال به این آراستگی مشاهده کرده است .در لباس بسیار ساده است و لباسش هیچ فرقی با لباس دیگران ندارد … عشق سرشاری به مطالعه کتب و کسب اطلاعات دارد، مخصوصا تاریخ وطن خود را خوب می‌داند.  ژوبر، فرستاده مخصوص ناپلئون که از نزدیک با عباس‌میرزا دیدار و گفت‌وگو داشته و از قلمرو حکومت وی در آذربایجان گذر کرده، نوشته است: «هنگامی که من از آذربایجان می‌گذشتم، این شاهزاده جوان، قلب تمام مردم این سرزمین را شیفته خود کرده بود و از محاسن اخلاق و محامد صفات وی، به آتیه نیز امید بسیار داشتند .
شیرازه امور آذربایجان که زمانی به واسطه جنگ‌های داخلی از هم گسیخته شده بود، دوباره محکم شد و جمعیت قرا و قصبات آن، دوباره رو به ازدیاد نهاد. آنچه محقق است این است که نه تنها اوضاع به هم نخورده، بلکه از وقت حرکت من به ایران هم بهتر شده است. موضوع این است که ترقیاتی که به وسیله عباس‌میرزا شروع شده نسبت به انتظاراتی که داشته‌اند، خیلی سریع و برجسته بوده است.وی اگر روزی به تخت سلطنت جلوس کند، باید گفت که از هر حیث در ردیف بزرگ‌ترین سلاطینی خواهد بود که در این کشور حکمرانی کرده‌اند.زمانی که شاه او را به حکومت ایالتی مهم و فرماندهی قشونی بزرگ منصوب ساخت، او بیشتر از هفده سال نداشت و اگر متوالیا در عملیاتی که در گرجستان و شهرهای قفقازیه می‌کرد در همه آنها قرین پیروزی می‌گردید، موقعیت بی‌نظیری در آسیا به دست می‌آورد. ولی همین‌قدر هم توانست به روس‌ها بفهماند که در عین حال که رقیب جوانمردی است، دشمن ضعیفی هم نیست و با اسرایی که در جنگ‌ها می‌گرفت، همواره برخلاف دیگران، با کمال رافت و مهربانی رفتار می‌کرد هرگز سختی و شدت عمل بی‌موردی از او دیده نشده و البته با خلافکاران و بدان با نهایت خشونت رفتار می‌کرد.یکی از ماموران سیاسی روس، عباس‌میرزا را «پطر کبیر آینده ایران» ‌خوانده و دیگری نوشته است: «شگفت‌آور بود که شاهزاده ولیعهد در این گوشه دنیا … این اندازه درباره امور مهم سیاسی و نظامی اروپا در ده ساله اخیر معرفت درست داشته باشد … وجود او دوره تازه‌ای را نوید می‌دهد که تاثیر آن در تاریخ ملی ایران قابل انکار نخواهد بود .
نامه قائم‌مقام به همسرش (خواهر عباس میرزا)
شاهزاده جان قربانت شوم! از دوری تو نمردم چه لاف مهر زنم که خاک بر سر من باد و مهربانی من. اما یقین بدانید که در این واقعه هایله که خاک بر سر من و ایران شد، تلف خواهم گردید. دریغ و درد که آسمان نخواست ایران نظام گیرد و دولت و دین انتظام پذیرد. در این اعصار و اعوام کسی مثل ولیعهد جنت مکان یاد ندارد؛ عدل محض بود، محض عدل بود. حق خدمت خوب می‌دانست و قدر نوکر خوب می‌شناخت. به خدمت جزیی نعمت کلی می‌داد، ایتام را پدر بود و ارامل را پسر. اهل آذربایجان در مدت سی سال، پرورده احسان بودند. اهل خراسان را در این مدت سه سال، چنان بنده عدل و انعام و غلام فضل و اکرام خود فرمودند که صد برابر مطیع‌تر از اهل آن سامان شده بودند. این غلام پیر به چه زبان بگوید و به چه بیان بنویسد؟ خدا نخواست که جهان در عهد جهانداری او زنده و نازنده شود! .
توصیف ژوبر
ارنست ژوبر که از سوی ناپلئون بناپارت به ایران اعزام شده بود، در سال ۱۲۲۱ هـ. ق در اردوگاه جنگی عباس میرزا با روس‌ها، از او دیدار می‌کند. او می‌گوید: در مدت زمان کوتاهی که در خدمت عباس میرزا بودم همواره به مسائل مهم می‌پرداخت. او از امور پوچ و یاوه‌گویی خودداری و همواره نکته‌های دقیقی را مطرح می‌کرد. یک بار از سر درد به من چنین گفت:
مردم به کارهای من افتخار می‌کنند، ولی چون من، از ضعیفی من بی‌خبرند. چه کرده‌ام که قدر و قیمت جنگجویان مغرب زمین را داشته باشم؟ چه شهری را تسخیر کرده‌ام و چه انتقامی توانسته‌ام از تاراج ایلات خود بکشم؟… از شهرت فتوحات قشون فرانسه دانستم که رشادت قشون روسیه در برابر آنان هیچ است، مع‌الوصف تمام قوای مرا یک مشت اروپایی (روسی) سرگرم داشته، مانع پیشرفت کار من می‌شوند… نمی‌دانم این قدرتی که شما (اروپایی‌ها) را بر ما مسلط کرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در قشون، جنگیدن و فتح کردن و بکار بردن قوای عقلیه متبحرید و حال آنکه ما در جهل و شغب غوطه‌ور و به ندرت آتیه را در نظر می‌گیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما می‌تابد تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از شماست؟ یا خدایی که مراحمش بر جمیع ذرات عالم یکسان است خواسته شما را بر ما برتری دهد؟ گمان نمی‌کنم. اجنبی حرف بزن! بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هشیار نمایم.
توصیف گاسپار دروویل
سرهنگ فرانسوی گاسپار دروویل که در سال ۱۸۱۲م به ایران سفر کرده، یک فصل از کتاب خود را به عباس میزرا اختصاص داده است. او در بخشی از این کتاب می‌گوید:
عباس میرزا سحرگاهان از خواب بر می‌خیزد. او از مؤمنان قشری و متعصب نیست، ولی هرگز در ادای نمازهای روزانه کوتاهی نمی‌کند. لب به می نمی‌زند اما افسران زیردستش را که شراب خورده باشند مجازات نمی‌کند تنها به آنان با نظر تحقیر می‌نگرد… لباس عباس میرزا تفاوتی با لباس ساده‌ترین نگهبان وی نیز ندارد اما در نخستین برخورد از خلق و خوی نجیبانه و سیمای باوقارش می‌توان به بزرگ منشی وی پی برد. مردم آذربایجان او را از جان و دل گرامی می‌دارند. فداکاری و فرمانبرداری افسران و سربازان زیردست عباس میرزا به حدی است که اگر شاه اعتماد کامل و دولتخواهی وی را نمی‌داشت از این حیث دچار اضطراب خاطر می‌شد. عباس میرزا مخالف عهدنامه گلستان بود و با تمام قوا با متارکه جنگ با روس‌ها مخالفت می‌کرد. پس از رهبری لشگریان ایران، تحمیل شرایط ننگ آور متارکه برای عباس میرزا تحقیر مضاعفی بود. او چشم امید به نبرد آینده دوخته و نقشه‌ها و وسائل قابل ملاحظه‌ای برای این نبرد فراهم آورده بود. با این حال به دقت مواد عهدنامه صلح را به کار بست. حتی افسران روسی نیز از خودگذشتگی ولیعهد ایران را تأیید کرده و رفتار نجیبانه او را به هنگام انجام مذاکرات و پس از آن ستوده‌اند. اگر بخواهم حس تحسینی را که این شاهزاده ایرانی در دل من برانگیخته است تمام و کمال بیان دارم از مطلب بسیار دور خواهم افتاد.

منابع و مآخذ:
۱-تاریخ ایران در دوره قاجاریه، وحید مازندرانی
۲-عباس میرزا ،ناصر نجمی بهار ۱۳۷۴
۳-دین و دولت در ایران ، حامد الگار ، انتشارات توس۱۳۶۹
۴-سفرنامه دروویل ، اثر سرهنگ گاسپار دروویل، ترجمه جواد محیی
۵-عباس میرزا نخستین معمار بنای نظام جدید ، دکتر غلامحسین زرگری نژاد
۶-عباس میرزا شاهزاده ای نه به سبک معمول ، دکتر علی ابوالحسنی
۷- ویکی پدیا فارسی

مردادماه سال یکهزار و سیصدو نود وشش ، دکترحمید سبزیکاری دیلمقانی

0
امتیاز:
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما