کدخبر : 35287
پنج شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۶ - ۲۱:۰۲
فاقددیدگاه
چرا ابتکار بماند؟ چرا ابتکار برود؟

نقش سازمان محیط زیست در ستاد احیای دریاچه اورمیه مخرب بود

دورنانیوز - سرویس دریاچه اورمیه : آخانی از اساتید گیاه شناسی دانشگاه تهران :مدتی به عنوان مسئول کارگروه احیای دریاچه ارومیه با ستاد احیا همکاری می کردم. با کمال تاسف و تاثر باید بگویم هیچ کاری نکردند بلکه نقش سازمان در ستاد مخرب هم بود. اصلا نماینده سازمان آمده بود تا از حق سد سازان و انتقال دهندگان آب و قطعه قطعه کردن دریاچه حمایت بکند. ما در جلسات به جای آنکه با طرف وزارت نیرو بجنگیم باید با نمایندگان سازمان محیط زیست می‌جنگیدیم که اصلا اعتقادی به احیای اکولوژی نداشتند.

به گزارش دورنانیوز، با نزدیک شدن به پایان کار دولت یازدهم، برآن شدیم تا در سلسله گفتگوهایی به بررسی عملکرد سازمان محیط زیست و رئیس این سازمان خانم دکتر ابتکار بپردازیم و نظرات کارشناسان و فعالان محیط زیست در پاسخ بهدو پرسش «چرا ابتکار بماند؟ چرا ابتکار برود؟» را جویا شویم.

دکتر حسین آخانی از اساتید گیاه شناسی دانشگاه تهران است که مهمترین اشکال دکتر ابتکار را عدم توجه به محیط زیست طبیعی و عدم توانایی سپردن این بخش به دست نیروهای موثر و توانمند می دانند.

او که برنده جایزه ملی محیط زیست است، با پیشنهاد تعریف پروژه ملی برای تعیین درجه حفاظتی کلیه گونه های فون و فلور ایران در سه سطح جهانی، ملی و استانی بر اساس IUCN، از ریاست جدید این سازمان، خواهان توجه و اقدامات برابر در زمینه حفاظت از گونه های گیاهی و حیات وحش طبیعی شدند.

گفت و گو با دکتر آخانی :

از عملکرد دکتر ابتکار در ۴ سال گذشته راضی هستید؟

– خیلی دوست داشتم پاسخ مثبت بدهم. ولی من اقدام مهمی در دوران ایشان ندیدم که بتوانم رضایت خود را بیان کنم.

نقاط قوت کاری دکتر ابتکار در ۴ سال کاری دولت روحانی چه بوده است؟

– چند اقدام در دوران ایشان رخ داد که شایسته تقدیر است. هر چند من معتقدم نباید این اقدامات را صرفا به پای ایشان نوشت. ولی به هر حال پیگیر بودند. مانند حذف بنزین پتروشیمی و یا حقآبه هورالعظیم.

نقاط ضعف کاری ایشان چه بوده است؟

– این نقاط فراوانند. مهمترین اشکال ایشان عدم توجه به محیط زیست طبیعی است. همچنان نتوانسته‌اند این بخش مهم را به دست نیروهای موثر و توانمند بدهند. به همین دلیل ما مرتب با مشکل مواجه‌ایم. همین اتفاق پلنگ هریکان به دلیل ضعف مدیریتی و کارشناسی جدی در محیط طبیعی است.

مشکل دوم ایشان نداشتن استراتژی برای سازمان است. ایشان ۱۲ سال رئیس این سازمان بودند. اگر استراتژی داشتند الان بعد از ۱۲ سال لازم نبود بروند از اینجا و آنجا مدیر کرایه کنند. حالا هم هر چه نگاه می‌کنی نمی توان یک نفر موثر پیدا کرد و گفت ایشان بهترین گزینه برای ریاست سازمان است. چون اصلا برای تقویت کادر و متخصصانی که بتوانند مدیریت این سازمان را به عهده بگیرند کاری انجام نداده‌اند.

مشکل سوم ایشان مماشات با دستگاه‌هایی است که هر روز به یک جایی از این مملکت حمله می‌کنند و خواستارند به بهانه پروژه های عمرانی بخشی از سرزمین را تخریب کنند. آخرینش هم این سد خرسان ۳ است. موافقت با تغییر کاربری آشوراده در همان ابتدای خدمت ایشان نشان داد که برای ماندن حاضرند هر کاری بکنند و بعد سعی در توجیه داشتند. در سازمان حفاظت محیط زیست و بدنه کارشناسی کشور شاید یک نفر هم موافق آن نبود جز رئیس برکنار شده استان گلستان. ولی ایشان به دلایل سیاسی پافشاری کردند و اصرار داشتند که کار خوبی کرده اند.

چهارم نمایش بازی است. برگزاری همایش های متعدد و صرف کلی بودجه برای تبلیغات مشکل محیط زیست را حل نمی کند. من به عنوان یک دانشگاهی موافق همایشهای تخصصی و فنی که در آن متخصصان با مقاله می آیند هستم ولی نه این شوهایی که بیشتر برای نمایش اجرا می شوند. فقط می خواهند به همه جایزه بدهند. خیلی غم انگیز است که وزیر نفت، رئیس سازمان تره بار و یک فردی که خودش در یکی از استانهای شمالی می دانیم چه دخالتهای نابجایی در مشکلات شمال داشته است جایزه ملی محیط زیست می گیرند و یا تشویق می شوند.

همایش گرد و خاک تشکیل می شود و به جای آنکه متخصصان در این همایش دعوت شوند، هنرمندان دعوت می شوند. البته من با هنرمندان مشکلی ندارم خیلی هم از همراهی آنها در محیط زیست خوشحالم، ولی هر چیزی باید جای خودش باشد. در مورد ریزگردها من ۳۰ سال است در تالابهای شور کار می‌کنم در مورد خوزستان کتاب نوشته ام و از خود ایشان جایزه ملی محیط زیست گرفته ام، ولی به چنین همایشی دعوت نمی شوم تا نظراتم را بیان کنم ولی می بینید سالن را پر می کنند از افراد سیاسی و خبرنگار و هنرمند و فعالان محیط زیست. نه من بلکه خیلی از متخصصانی که کارهای علمی در مورد ریزگردها کرده بودند جایشان خالی بود.

پنجمین ایراد جدی ایشان جذب بخش عمده خبرنگارها و دادن انواع جایزه ها و فرصتها به آنها است. من خوشحال می شوم که از خبرنگارها تقدیر شود، همه آنها دوستان خودم هستند، ولی وقتی در یک اقدام افراط صورت می گیرد آدم شک می کند. کمتر خبرنگاری است که در این ۴ سال یا در تیم رسانه ای خانم ابتکار همکاری نکند و یا از ایشان جایزه ای و فرصتی بدست نیاورده باشد. این نوع مدیون کردن اصحاب رسانه با روح اصلاح طلبی همخوانی ندارد. بلاخره وقتی کسی نمک گیر شده که دیگر نقد نمی کند. من خودم هم جایزه گرفته بودم مدتها بود نمی‌توانستم نقد کنم. گفتم حتما تشخیص شان درست بوده. من متخصص بودم و حالا نظرشان این است که من در مسائل علمی و مهمی که در تخصصم است به سازمان کمک کنم. بعد از مدتی دیدم نه اصلا این طوری نیست. هر چی در مورد ارومیه و خوزستان و گلستان می‌گویم یکی از من نمی خواهد نظر تخصصی خودم را بدهم. مشکل جدی دیگر ایشان در محیط زیست انسانی عدم توجه به حمل و نقل عمومی است.

ایشان ۴ سال است دارند در مورد حذف بنزین پتروشیمی تبلیغ می کنند، ولی یک بار، حتی یک بار از زبان ایشان در مورد حمایت از حمل و نقل عمومی نشنیدم. ایشان ۶ سال عضو شورای شهر بودند، این دردناک است که پارک پردیسان به عنوان مقر سازمان محیط زیست و مهمترین پارک طبیعی تهران دسترسی به حمل و نقل عمومی ندارد. حتی در برنامه محیط زیست دولت ۱۲ که احتمالا توسط تیم ایشان تهیه شده است یک کلمه در مورد حمل و نقل عمومی نیست. ولی در همین برنامه برای جایگزینی ۴۰۰۰۰ تاکسی بندی آمده است. من الان که دارم با شما مصاحبه می کنم در شهر سنت پترزبورگ روسیه ام. بیایید ببینید اینجا حتی یک نفر با تاکسی جابجا نمی شود. ۴۰۰۰۰ تاکسی یعنی سود هنگفت برای ایران خودرو و سایپا. در صورتی که ایشان باید با سابقه ای که شورای شهر داشتند با شهر خودرو محور و بتن محور مبارزه می کردند.

من تک تک اعضای شورای شهر و بخصوص خانم ابتکار را در ویرانی های قالیباف شریک می دانم. یک بار در آن ۶ سال ندیدیم به سیاست‌های قالیباف در ساخت شهر بتنی و خودمحور اعتراض کنند. حتی بعد که به سازمان آمدند کلی مدیران شهرداری را به سازمان محیط زیست آوردند.

آیا ایشان گزینه مناسبی برای ادامه سکان داری محیط زیست ایران هستند؟

– هرگز. ما در تلگرام گروهی راه اندازی کردیم به نام تغییر در مدیریت محیط زیست. در این گروه اغلب فعالان و متخصصان محیط زیست و بخصوص حامیان پر و پا قرص خانم ابتکار حضور داشتند. انتقادات بسیار زیاد بود. آخرش ما نظر سنجی کردیم. از ۲۷۰ نفری که در رای گیری ما شرکت کردند ۸۴ درصد به ادامه کار خانم ابتکار نهگفتند. البته من نمی گویم که این نظر سنجی نظر همه است. این یک جامعه آماری است و خطا هم دارد. ولی این نظر با نظر نخبگان جامعه محیط زیستی نزدیک است.

به نظر شما دکتر روحانی در کابینه جدید هم از ایشان به عنوان معاون اول و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست بهره می گیرند؟

– امیدوارم که نکند. کاری از من بر نمی آید فقط دعا می کنم که این اشتباه را تکرار نکند. این هم برای محیط زیست خوب است و هم برای خانم ابتکار. من دوست دارم خانم ابتکار بیش از این به جایگاه خودشان آسیب وارد نکنند. گاهی خدمت کردن با دور بودن از مقام راحتتر است. واقعیت آن است که ادامه پست های کلان در دست یک نفر با روح دموکراسی همخوانی ندارد. علت آن هم منتفع شدن گروه اندکی است که اطراف یک مقام جمع می شوند. این فساد زا ست. حتی اگر شخص آن مقام فرد پاکی باشد. او که نمی تواند همه زیر دستان خود را کنترل کند.

چه اشخاص دیگری را به جای دکتر ابتکار مناسب این پست می دانید؟

– این سوال سختی است. اگر اسم کسی را بیاوری متهم می شوی به رابطه و بقیه قضایا. راستش در گزینه هایی که در رسانه ها طرح می شود علاوه بر خانم ابتکار چند نام تکرار شده است. آقای کلانتری، آقای تابش، آقای فاضلی، آقای محسنی بندپی و آقای حجتی. اغلب این افراد قبلا پست هایی داشته اند و ما کم و بیش با نظراتشان و گذشته آنان آشنا هستیم.

ما تیمی از بهترین متخصصان را جمع کردیم و به بحث پیرامون این قضیه پرداختیم. گروه تغییر مدیریت محیط زیستیکی از اقدامات ما بود. در مورد این افراد خیلی بحث کردیم. نهایتا دیدیم تنها کسی که سابقه خرابکاری نداشته است آقای فاضلی است. ما ایشان را در مرکز بررسی های استراتژی ریاست جمهوری و همچنین نوشته هایشان شناختیم. با وجود این یک جامعه شناسند و نگاه بسیار عالمانه ای در مورد توسعه پایدار و محیط زیست دارند. به مسئله آب اشراف دارند و به شدت به کار مشورتی و تیمی معتقدند. ایشان اخیرا چند مقاله در مورد انتخاب شهردار نوشتند. 

راستش اگر ایشان ریس سازمان محیط زیست شوند وهمان روشی که برای انتخاب شهردار پیشنهاد دادند برای انتخاب مدیران خود اجرا کنند، بزرگترین تحول در گردش نخبگان در محیط زیست رخ می دهد. فرصت را فرام می کنند تا صدها متخصص محیط زیست با بدنه سازمان بیایند. مشکل ما این است که در سالهای بعد از انقلاب فقط مدیران در دو جناح جابجا شده اند. بیخود نیست که نخبگان یا می گذارند می روند و یا دلسرد شده و به کاری جز تخصص خود می پردازند. این فقط یک نمونه از ویژگی هایی بود که ما را تشویق کردن از ایشان حمایت کنیم. اخیرا آقای دکتر وهاب زاده که از محبوبیت خاصی در جامعه علمی و محیط زیستی برخوردارند هم از ایشان حمایت کرده اند. من خواهش می کنم نامه دکتر وهاب زاده را منتشر کنید.

حسین آخانی

عملکرد دکتر ابتکار را در زمینه احیای دریاچه ارومیه مناسب می دانید؟

– من مدتی به عنوان مسئول کارگروه احیای دریاچه ارومیه با ستاد احیا همکاری می کردم. با کمال تاسف و تاثر باید بگویم هیچ کاری نکردند بلکه نقش سازمان در ستاد مخرب هم بود. اصلا نماینده سازمان آمده بود تا از حق سد سازان و انتقال دهندگان آب و قطعه قطعه کردن دریاچه حمایت بکند. ما در جلسات به جای آنکه با طرف وزارت نیرو بجنگیم باید با نمایندگان سازمان محیط زیست می‌جنگیدیم که اصلا اعتقادی به احیای اکولوژی نداشتند.

من یک بار رفتم پیش آقای کیخا و به ایشان گفتم این چه وضعی است. ایشان هم من را نگاه کرد و هیچی نگفت. گفتم پس یک برنامه بگزارید من بیایم برایتان تشریح کنم اوضاع ارومیه را. این کار را هم نکردند. به صراحت بگویم ستاد احیای ارومیه هر چه کرد (مثبت یا منفی) ارتباطی با خانم ابتکار و کارشناسان سازمان نداشت. اینها حتی آن بودجه ای هم که ستاد برایشان در نظر گرفته بود دادند به شرکت ها برای عملیات تخریبی و بخش عمده آن را هم پس فرستادند!

در یکی از نوشته هایتان گفتید بهتر است روحانی کسی را انتخاب کند که با فضای امروز جامعه و دردهای کشور آشناست، به نظرشما دکتر ابتکار آشنایی کافی ندارند، یا اینکه افراد آشناتر به امور هم وجود دارند اما رابطه بازی ها و لابی گری ها اجازه فعالیت به آنها در سطوح بالاتر را نمی دهد؟

– به عقیده من نه. بودن دراز مدت در قدرت باعث دور شدن از جامعه می شود. چون فرد همیشه باید گذشته خود را توجیه و از اقدامات انجام شده دفاع کند. متاسفانه غلظت وجهه سیاسی بودن خانم ابتکار همه مسائل را تحت الشعاع قرار داده است. ما در محیط زیست باید افرادی داشته باشیم که اصلا سیاسی نباشند. چون حل مشکلات محیط زیست به همکاری همه ارکان نظام مانند مجلس و قوه قضاییه نیاز دارد.

موافقین دکتر ابتکار این نظر را دارند که ایشان پای جامعه دانشگاهی را در دوران اول اصلاحات به سازمان محیط زیست باز کردند، اما شما می فرمایید”اگر ایشان سازمانی قوی با کادری دانشمند و متخصص و غیر سیاسی از خود بجا گذاشته بودند افراد بعد از ایشان به هیچ وجه نمی توانستند اینهمه خسارت به محیط زیست کشور وارد کنند” بنظرشما این انتظار خیلی زیادی نیست؟ یعنی اگر همچنین انتظاری از همه افراد در دولت های مختلف داشته باشیم، تقریبا نباید نگران روی کار آمدن افراد با نگاه های مختلف داشته باشیم!

– اصلا ایشان این کار را نکرد. اتفاقا من در ابتدای اصلاحات مدتی در سازمان کار مشاوره ای می دادم. همان موقع افراد عجیب و غریبی از دستگاههای کلا نامرتبط با محیط زیست را به سازمان آوردند که باعث کنار زده شدن بسیاری از کاشناسان قدمی و مجرب سازمان شد. من اصلا به خاطر نمی آورم که ایشان دانشگاهی وارد سازمان کردند. فقط چند ماهی دکتر کیابی را به دفتر زیستگاه ها آورند که ایشان نتوانست با مدیران بالاتری که هیچکدام نه دانشگاهی بودند و نه محیط زیستی کار کند و خیلی زود استعفا کرد. ضمن آنکه آوردن چند نفر از دانشگاه به سازمان محیط زیست به معنی قوی شدن کار یک دستگاه دولتی نیست. 

یک رئیس توانمند به جای اینکه استادان دانشگاه را به کار اجرایی بگمارد باید از آنها به درستی در مشاوره استفاده کند. سیاست مشخصی مبنی بر تقویت علمی کارکنان دستگاه متبوعش داشته باشد. من چنین سیاستی را نه در دوران خانم ابتکار که متاسفانه در دوران هیچکدام از مدیران سازمان از زمان آقای منافی به بعد ندیدم. چون هیچکدامشان نه در تخصص و نه در تفکر محیط زیستی نبودند.

به عنوان سوال آخر، شما به عنوان یکی از اساتید برتر گیاه شناسی ایران، انتظارتان در زمینه تخصی خودتان از ریاست و تیم جدید محیط زیست چه هست؟ اصلا آیا در برنامه های سازمان محیط زیست حفاظت از گونه های گیاهی نادر و باارزش مثل حفاظت از حیات وحش اهمیت و جایگاهی داره؟ پیشنهاد شما در این زمینه چه هست؟

– هر کسی که رئیس سازمان شد باید محیط طبیعی را تقویت کند. اولین کاری که باید انجام دهد یک پروژه ملی تعریف کند برای تعیین درجه حفاظتی کلیه گونه های فون و فلور ایران در سه سطح جهانی، ملی و استانی بر اساس IUCN. چنین کاری به تنهایی می تواند حدود ۵۰۰ نفر از گیاهشناسان و جانورشناسان ما را درگیر کرده و حتی برایشان شغل ایجاد کند. وقتی هر استانی دانست گونه های زیستی آن از نظر حفاظتی در کدام دسته قرار می گیرند، دیگر هیچکس نمی تواند هر کجا را خواست جاده بکشد، کارخانه درست کند و سد بسازد. چون وقتی مثلا یک گونه بومی در بستر یک سد باشد در هیچ ماتریس ارزیابی نتیجه اش مثبت نمی شود. آنوقت کارشناسان دفتر ارزیابی هم سند مشخصی دارند که هر کس در ارزیابی خطا کرده بود جلویش را بگیرند.

گزارش:منصوره محمدی

0
امتیاز:
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما