کدخبر : 34769
شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۵
فاقددیدگاه
بررسی دورنانیوز:

آفرینش اخلاقی و هنری نسیمی شاعر نامی آذربایجان

دورنانیوز - سرویس تاریخی و فرهنگی: در ديوان نسيمي همچون ديگر شاعران مشرق زمين، پند و اندرز و درسهاي اخلاقي و آموزشي فراواني به چشم مي‌خورد، نسيمي نيز رفتارهاي نيك و اخلاق پسنديده‌ي مردم را تمجيد كرده و رفتار ناشايست مردم را به انتقاد مي‌گيرد.

دورنانیوز – محمدرضا باغبان کریمی: در دیوان نسیمی همچون دیگر شاعران مشرق زمین، پند و اندرز و درسهای اخلاقی و آموزشی فراوانی به چشم می‌خورد، نسیمی نیز رفتارهای نیک و اخلاق پسندیده‌ی مردم را تمجید کرده و رفتار ناشایست مردم را به انتقاد می‌گیرد. برای نمونه، یک شعر شاعر را می‌آوریم که در آن مردم را به سه عادت نیک: طبع لطیف و خلق نیکو، جود و سخاوت ، و بی‌وضو نبودن دعوت کرده است و سه خصلت: حیاء، ادب و خوف قیامت را تعریف می‌کند. سپس سه چیز را که مایه‌ی غمگینی و ناراحتی است برمی‌شمارد: همسایه و فامیل بد، رفیق بد و زن ناباب. سه چیز مایه‌ی مردم آزاری است: بهتان، کج خویی و گستاخی ( شوخی ). سرانجام دعوت می‌کند تا به سه چیز عادت کنیم: لطف و کرم ، خلق نیکو ، تحقیر نکردن دیگران.

این شعر منسوب به دوران اولیه‌ی خلاقیت شاعر است که حاکی از احساسات لطیف و اخلاق پسندیده‌ی شاعر است. پندو اندرز در لابلای صفحات دیوان شاعر خود می‌نماید و نصیحتهای زیادی در میان اشعارش پراکنده است:

یاخشیلیق ائیله­سن سنه یاخشیلیق ائیلر خدا

عاقبت اصلینه قیلور خیر ایله شــر مراجــعت.

شاعر مردم را به کنترل نفس دعوت می‌کند و از هوی و هوس دور می‌سازد:

دیــلـرسیـن که سنـه ال وئـره تــجلـی­لـر

          گؤزون آییرما اؤزوندن، شو نفسینی اوداآت.

دعوت به دین در برخی اشعار نسیمی حالت پند و موعظه دارد:

خبـر ائت کـه دونیـا مزرعـه‌ی آخــرت­دور

                 هـر کـیم نه ساچسا یئنه هم اونو بیچر.

شاعر دنیا و متعلقات آن را فانی می‌داند و عمر پایدار را از دولت منصور می‌خواهد:

چون بقا سیزدور جهانین ملک و مال و نعمتی

                  دولت منصوره یاپیـش، ایسته عمر پایدار.

شاعر امید به آینده دارد و می‌داند که جهان پایدار و ثابت نیست، بلکه روزگار پیوسته در تغییر و دگرگونی است و روزهایی خواهد آمد که آرزوها و خواسته‌ها میسر و دست یافتنی باشد:

گول فراقیندن گل ای بلبل صبور اول، آغلاما!

                     قیش کئچر،خندان اولور گلشن، گلور فصل بهار.

عماد الدین نسیمی به سه زبان ترکی ، فارسی و عربی تسلط داشته و به هر سه زبان دیوانی سروده است. از آنجا که در فکر نزدیکی و اتحاد همه‌ی انسانها و ملتها بوده است اشعاری سروده است که به هر سه زبان می‌باشد بدین ترتیب که بیتی به فارسی، بیتی به ترکی و سومی به عربی گفته شده است. چنین اشعاری در دیوان نسیمی فراوان است و این امر در دوستی و نزدیکی ملتها به یکدیگر مؤثر می‌باشد.

نسیمی یکی از رهبران جنبش حروفیه است. جنبشی که از نظر اعتقادی و فلسفی توجه خاصی به «حروف» دارد. از دیدگاه فلسفی به آن خواهیم پرداخت اما در آفرینش هنری شاعر نیز جای خاصی دارد. شاعر اشعاری دارد که در آنها ابیات شعر را به ترتیب الفبا شروع می‌کند یعنی ابیاتی که بترتیب حروف اول آنها الف، ب، پ و غیره می‌باشد. البته در این مسیر از امکانات وسیع زبانهای سه گانه‌ی اسلامی (فارسی، ترکی و عربی) به خوبی سود جسته است.

هنر نسیمی در ساختن تجنیسها، عبارات زیبا، کلمات و ترکیبات تازه و دلپذیر بسیار زیباست. بحق می‌توان گفت که در رشد و تکامل ادبیات ترکی قدم بسیار بزرگی برداشته است.

نسیمی به موسیقی ایرانی و آذربایجانی و دستگاههای مختلف آن آشنایی کامل داشته است. در شعر زیر از اسامی دستگاههای موسیقی به زیبایی تمام استفاده کرده است که هنر و ذوق وی در این مورد بسیار جالب و ستودنی است:

حـسرت یاشی هـر لحظه قیلور بنزیمی ساز

          بو پرده­ده کیم نـسنه بیزه اولمادی دمساز.

عشـاق مئـیـنـدن قیــلالـی عـشـرت نـوروز

          تـا راست گـله چنـگ حسینـی ده سرافراز.

بـا چـهـارگهـی لـطف قیـل حسـن بـزرگی

          گـؤیچـک دهنـینـدن بـیـزه‌ ای دلـبر طنـاز.

زنـگــولــه صـعغـت نـالـــه زارســه گـاهـه

          چـون عـزم مجاز ائیله محبوب خوش آواز.

آهـنـگ صـفاهـان قیــلـور اول نـام عـراقـی

          زهادی یولوندا یـنه جـانیم قیـلا پرواز.

کؤنولومی حصار ائیلدی اول روی مبـرقع

          گل اولما مخالف بیزه ای دلبر شهـناز.

چون سوزه گلیب عشق سؤزون قیلسا نسیمی

          شـوقوندان اونون جـوشه گلور سعدی شیراز.

در این شعر نام دستگاههای موسیقی مانند: نوروز، راست، چارگاه، سه گاه، مجاز، صفاهان، عراقی، مخالف و شهناز، با مهارت تمام در یک شعر عاشقانه گنجانیده شده است.

نسیمی مبارزی از جان گذشته و پرروح است ولی نعمتهای مادی را خوار نمی‌شمارد و مردم را فرامی‌خواند تا از زیبائیهای زندگی لذت ببرند و عمر خود را بیهوده تلف نکنند ؛ او با آمدن بهار، مردم را به بهره‌گیری از طبیعت فرا‌می‌خواند:

ساقیا دولدور قدح چـون یئتدی فـصل بهـار

مـرغزار اولـدو چمـن، سؤیلر چمنده مرغزار.

بـاده ایـچمک گـردیلرسن روضه­ی حوریله

یار الین دوت، باغچایا گیر، نوبهار اولدو یئنـه.

ساقیا جامی گتور کیم ترک قیلدیم توبه‌می

کهنه تقوام بوگون بی‌اعتبار اولدو یئنه.

شاعر دوست ندارد لذایذ زندگی را از دست دهد:

یــار نـــازک اولا، ایــام بـــهـار و بـــاده

فـوت ائدیب فرصتی ، گل عمرونو وئرمه باده.

او خیام وار دم را غنیمت می‌شمارد و دوست دارد با آمدن بهار دست بر گردن نگاری انداخته به صحرا رود و خودرا از غم فردا برهاند:

عیش و نوش ائیله بوگون ، اکمه غم فردانی

                                     سنـه اصـمـرله دیـلـر بـویـالان دونـیانی

نسیمی وعده‌ی فردا و بهشت و حوری را فدای نعمات این جهان می‌کند:

وعده‌یی قوی‌ای کؤنول،گل‌بودمی‌خوش‌گؤره‌لیم

دون‌که کئچدی، دان که غایب،بس بودم خوش‌دم دورور.

زاهدین محراب ایچینده ذکر و طاعت وار

عـاشیـقین مـحبوب اؤنونده چنگی زیر و بم وار.

او از مرگ امان می‌خواهد تا به دامن دلبر آویزد:

مرگ امان وئرسه الوندن قویما دلبر دامنین

دوتماسان بیل گیل اجل خودسنی نکو دوتار.

جوانی را ارج می‌نهد و هشدار می‌دهد که مبادا این جوانی را بیهوده به باد دهیم :

آدم ایسن دم بودم دور، قویما بودم فوت اولا

حاصـل عمر جـوانی بـاده کئـچر دم‌دگـل.

0
امتیاز:
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما