کدخبر : 34265
یکشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۵ - ۲۰:۱۱
فاقددیدگاه
بررسی دورنانیوز:

اثرات گرد و غبار نمکی ناشی از خشکی دریاچه اورمیه

2دریاچه ارومیه
دورنانیوز - سرویس دریاچه اورمیه: باید در نظر داشت که بحران درياچه اروميه با تمامي تالاب‌هاي کشور فرق مي‌کند زيرا حوضه آبریز آن جمعیتی بالغ بر ۵ میلیون نفر را در خود جای داده که تحت ‌تاثير اين بحران قرار خواهند گرفت.

به گزارش دورنانیوز، بررسی تجارب جهانی نشان می دهد که مهم ترین عامل ایجاد اثرات مخرب زیست محیطی و بیماری در ساکنین حواشی دریاچه های خشک شده، گرد و غبار سمی است که در اثر فرسایش رسوبات نهشته شده در کرانه های دریاچه به هوا بر می خیزد. ریزگردها از عوامل زمین شناسی موثر در ایجاد بیماری ها بوده و بر اساس اندازه ذرات، شدت و مدت زمان تماس، ترکیب کانی شناسی و میکروارگانیسم های بیماری زای همراه، دارای پتانسیل بیماری زایی متفاوتی هستند.

کارشناسان شرایط دریاچه ارومیه را با وضعیت دریاچه آرال در منطقه آسیای مرکزی قیاس می‌کنند. در دهه ۶۰ میلادی، اتحاد جماهیر شوروی با هدف توسعه کشاورزی و صنایع، مسیر دو رود اصلی ورودی به دریاچه آرال را منحرف کرد و موجب خشک شدن دریاچه گردید. فلزات سنگین محلول در آب که از صنایع سازنده سلاح‌های بیولوژیک و شیمیایی به دریاچه رهاسازی شده بود بعد از خشک شدن دریاچه با وزش باد به مناطق مختلف منتقل شد و موجب شیوع بیماری هایی چون افزایش معلولیت‌های ذهنی، ناباروری، سل مقاوم به دارو، کم خونی، بیماری تنفسی، اختلال در عملکرد غدد درون ریز، سرطانهای کبد، کلیه و مجاری ادراری، حصبه، تغییرات عصبی_ رفتاری و سرطان‌های پوستی گردید.

دریاچه ارومیه در یکی از مناطق صنعتی_کشاورزی ایران واقع شده است اما به دلیل عدم وجود سیستم فاضلاب صنعتی و نظارت های زیست محیطی، بسیاری از کارخانه‌ها فاضلاب خود را به سوی دریاچه ارومیه هدایت می‌کنند که‌‌ این مساله، محیط زیست دریاچه را در معرض تهدید قرار داده است. سموم دفع آفات نباتی مزارع کشاورزی در بستر رودخانه رسوب کرده که به طور حتم با خشک شدن کامل آن، بوسیله باد منتقل خواهند شد. در حال حاضر به دلیل وجود رطوبت در خاک اطراف دریاچه، زمینه برای بروز طوفان های گرد و غبار در مقیاس وسیع فراهم نشده اما مشاهدات میدانی خبر از بروز گرد و غبار در مقیاس محلی و به صورت جریان های سیکلونی در روستاها می دهد که موجب از بین رفتن رنگ خودروها و درب و پنجره ساختمان ها، خشک شدن درختان میوه، سوزش چشم، ریزش مو و افزایش حساسیت شده است. در سال های گذشته قطر ریزگردهای دریاچه از حدود ۱۰ میکرون به ۵ میکرون رسیده که این مساله خطر بروز آسیب های ناشی از آن را افزایش داده است. گرد و غبار نمک نخستین تاثیر خود را روی سیستم بینایی و تنفسی مردم منطقه خواهد داشت.

طبق آمار خانه های بهداشت منطقه در سال های اخیر افزایش ابتلا به آسم از روستاهای کردلر، ببر جانلو و آق گنبد گزارش شده است. در آینده ای نه چندان دور احتمال بروز بیماری هایی مانند آسم و سیلیکوز (بیماری ناشی از تنفس ذرات کوچک سیلیکایی)، بیماری های قلبی_عروقی (بی نظمی های قلبی، افزایش ضربان و فشار خون)، عفونت های چشمی و سنگ کلیه در میان ساکنین این منطقه می رود. علاوه بر این، پدیده گرد و غبار خساراتی بر بخش کشاورزی وارد خواهد نمود که شور شدن و کاهش حاصلخیزی خاک کشاورزی و ورود ترکیبات سمی به زنجیره غذایی از جمله این موارد است. وقوع گرد و غبار موجب نشست ذرات نمک و خاک بر سطح برگ ها و ساقه ها شده و امکان استفاده مناسب توسط حیوانات از بین می رود. در شرایطی که دام مجبور به تغذیه از علوفه آلوده شود ایجاد مشکلات متعدد گوارشی و بیماری های متابولیک اجتناب ناپذیر خواهد بود. افزایش انتشار عامل ایجاد شاربن که در خاک وجود دارد و افزایش بیماری های تنفسی از جمله مواردی است که شیوع آن در دام های منطقه محتمل است.

در هر حال باید در نظر داشت که بحران دریاچه ارومیه با تمامی تالاب‌های کشور فرق می‌کند زیرا حوضه آبریز آن جمعیتی بالغ بر ۵ میلیون نفر را در خود جای داده که تحت ‌تاثیر این بحران قرار خواهند گرفت.

طوفان های گرد و غبار در منطقه

گرچه نام دریاچه های خشک شده با ایجاد کانون ریزگردها عجین شده است، اما باید در نظر داشت که در سال های اخیر دانش بشر تا حد زیاد قادر به کنترل این بحران قابل بوده است. به عنوان مثال اقدامات صورت گرفته در مورد دریاچه owens در آمریکا نشان می دهد استفاده از روش هایی چون شناسایی کانون های تولید ریزگرد، نمونه برداری از رسوبات دریاچه، استفاده از فیلترهای جمع کننده ریزگرد و مطالعه عناصر شیمیایی موجود در ذرات، در اتخاذ روش های مناسب در مهار ریزگرد موثر بوده است که این مطالعات تاحدی در دریاچه ارومیه نیز انجام شده اند.

باید در نظر داشت که تمام مساحت بیرون مانده از دریاچه ارومیه قابلیت تولید ریزگرد را ندارند. رسوبات نمکی حدودا ۱۰۸۸کیلومترمربع از سطح دریاچه را تشکیل می دهند که بعد از بارندگی و خشک شدن به حدی سفت می شوند که با ماشین قابل تردد هستند. به همین دلیل این بخش پتانسیل تولید ریزگرد را ندارد. عمده مشکل تولید ریزگرد مربوط به بخش هایی است که خاک و ذرات نمک توسط آب زهکشی به درون دریاچه شسته شده است. ذرات نمک مطمئنا در اثر فرسایش بادی از این بخش بلند خواهند شد. طبق مطالعات، محدوده های شرقی و جنوب شرقی دریاچه، جزایر، منطقه جبل و بخشی از شهرک صنعتی تا پشت مجتمع باری بالاترین پتانسیل تولید ریزگرد را دارند. بنابراین در گام اول باید مناطق حاشیه دریاچه را با توجه به ویژگی های زمین شناسی از لحاظ پتانسیل تولید ریزگرد زون بندی نمود و با انتخاب راهکار مناسب برای هر زون، از روش های مختلفی چون غرقاب کردن، ایجاد پوشش گیاهی، استفاده از کف پوش های نانوسیلیس، گراول و فنس شنی برای کنترل ریزگردها استفاده نمود.

پیامد تاخیر در برنامه آتی ستاد احیا

خوشبختانه در سال های اخیر اقدامات خوبی در راستای شناسایی مخاطرات ناشی از خشک شدن دریاچه با همکاری سازمان ها و مراکز تحقیقاتی مختلف صورت پذیرفته که در بسیاری از موارد با ارائه روش های کاربردی جهت تقلیل عوامل بحران ساز همراه بوده است. به عنوان مثال می توان از طرح پیشگیری از طوفان های نمکی، گرد و غبار و فرسایش خاک به عنوان یکی از ۱۹طرح احیای دریاچه ارومیه نام برد که در اولویت قرار دارد. اما در صورتی که پیشرفت پروژه ها مطابق برنامه ستاد پیش نرود باید انتظار داشته باشیم تا با کاهش میزان رطوبت خشکی های اطراف دریاچه، کانون های تولید گرد و غبار توسعه یابند و به صورت فعال وارد عمل شوند. کاهش رطوبت خاک با بیابان زایی و پیشروی تیه های شنی همراه است که در اثر آن نواحی بیشتری غیر قابل سکونت شده و مهاجرت خیل کثیری را از مناطق روستایی به شهرهای همجوار در بر خواهد داشت. از دیگر سو با افت کیفیت آبخوان ها نیز بسیاری از منابع آبی منطقه کیفیت خود را از دست داده و عملا بدون استفاده رها خواهند شد. استفاده از آب با املاح بالا، کشاورزی و دامپروری را در منطقه از میان خواهد برد. مجموع عوامل فوق الذکر موجب شیوع انواع بیماری ها در میان سکنه گردیده و اکوسیستم منطقه را غیرقابل سکونت خواهد کرد

پریسا پیروز فر- کارشناس ارشد سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
0
امتیاز:
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما