کدخبر : 28042
دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۲:۳۶
فاقددیدگاه

وظیفه سنگین شورای هماهنگی اصلاح طلبان در معرفی نامزدهای اصلاح طلب واقعی استان

دورنانیوز - سرویس سیاسی و اجتماعی: اینک که دولت اعتدالگرای نزدیک به تفکر اصلاح طلبی به ریاست دکتر روحانی زمام امور را بدست گرفته خموشان دیروز ، امروز دم از اصلاح طلبی می زنند و به راحتی خود را اصلاح طلب معرفی می کنند در حالیکه همین افراد که در زمان احمدی نژاد جرأت و شهامت کوچکترین ابراز وجود و معرفی خود تحت عنوان اصلاح طلب یا حامی و هوادار اصلاح طلبی نداشتند امروز کاسه داغ تر از آش شده اند و خود را اصلاح طلب معرفی می کنند . حال آیا نام اینگونه افراد را نباید فرصت طلب گذاشت ؟ آیا غیر از این است که این گونه افراد باعث تضییع حقوق اصلاح طلبان واقعی در جامعه خواهند شد ؟

دورنانیوز – مهندس اسفندیار سپهری نیا: یکی از اساسی ترین ارکان جوامع دموکراتیک موضوع حزب و حزب سالاری می باشد . موضوعی که در جوامع مردم سالار از اهمیت و قدرت بسیار بالایی برخوردار بوده و بر گرفته از عزم و ارادۀ ملت های آن جوامع می باشد. احزاب جمهوری خواه ، دموکرات و لیبرال دموکرات در کشور ۴۵۰ میلیون نفری ایالات متحده امریکا ، حزب کارگر ، محافظه کار و سوسیال دموکرات در انگلستان ، احزاب عدالت و توسعه یا آک پارتی (AKP ) ، حزب جمهوری خلق یا CHP ، حزب دموکراتیک خلقها یا DHP وMHP در کشور هفتاد و پنج میلیون نفری ترکیه نمونه های بارزی از احزاب قدرتمند در سه قاره امریکا ، اروپا و آسیا می باشند که معمولاً اقبال عمومی به این احزاب خیلی بیشتر از احزاب دیگر بوده و بر اساس برگزاری آزاد انتخابات قدرت را به دست گرفته اند . در این کشورها نمایندگانی که وارد پارلمان ها می شوند ، دولتِ حزبی را بر اساس کرسیهایی که توسط نامزدهای احزاب پیروز ، اشغال شده اند تشکیل می دهند . بدین ترتیب در این کشورها چه افرادی که وارد پارلمان شده اند و چه کسانیکه دولت حزبی را تشکیل داده و زمام امور کشور را به دست گرفته اند مردم آنان را فقط و فقط از روی تعلقات ، برنامه ها و وابستگی حزبی که پیروز انتخاب شده اند برگزیده اند . به عبارتی مردم نامزدها را صرفاً براساس شناسنامۀ حزبی می شناسند نه شناسنامه هویتی . بنابراین چنانچه فردی بطور مستقل وارد تورنمنت انتخاباتی بشود حق ندارد خود را وابسته به احزاب حاکم یا غیر حاکم بنمایند و یا با مارک آن احزاب وارد رقابت شوند . بنابراین آنچه که در کشورهای دموکراتیک قابل توجه می باشد اینکه پایۀ اصلی حکومت بر مبنای تحزب ، مردم سالاری و برگزاری انتخابات آزاد می باشد .
حال اگر همین موضوع را در کشور خودمان مورد بررسی قرار بدهیم متوجه خواهیم شد که علیرغم گذشت ۳۶ سال از پیروزی انقلاب ، موضوع تحزّب و قدرت حزبی آنچنان که در کشورهای مردم سالار جهان متداول می باشد در کشور ما هنوز پا نگرفته و اگر هم می باشد از قدرت عمل ، اختیار ، اثرگذاری و اثر بخشی قابل قبول برخوردار نمی باشد . هر چند در طول چند سال گذشته احزابی همچون حزب جمهوری اسلامی (که خیلی زود به دنبال شهادت دکتر بهشتی بنیانگذار حزب و تعداد کثیری از اعضا و کمیته مرکزی حزب ، منحل گردید )،حزب مشارکت ایران اسلامی ، حزب همبستگی ، حزب مردم سالاری ، حزب کارگزاران سازندگی ، حزب اعتماد ملی ، حزب اعتدال و توسعه ، تشکلهای سیاسی مثل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و … پس از طی تشریفات قانونی و اخذ مجوز رسمی از کمیسیون ماده ۱۰ احزاب ، پای در دنیای سیاست و رقابتهای انتخاباتی گذاشته اند ولی نتوانسته اند یا نگذاشته اند به مثابه احزاب مردم سالار خارجی عمل نموده و در بین توده های مردم نفوذ و همچون بسیاری از احزاب خارجی ، عضوگیری نمایند و تشکیلات و فعالیت رسمی و دائمی در سطح کشور داشته باشند .
بدترین تجربه برخورد و قلع و قمع احزاب در کنار برخورد با تشکلهای مردم نهاد ، انجمنها ، کانونها و خانه ها را در دوران احمدی نژاد شاهد بودیم به نحوی که احزاب اصلاح طلبی چون حزب مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی توسط جناح اصولگرای حامی دولت احمدی نژاد همچون بسیاری از تشکلهای مردم نهاد مثل انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران ، کانون نویسندگان ، خانه احزاب ، خانه سینما و … بدون برگزاری دادگاه منحل و یا فعالیت آنها به حالت تعلیق درآمد. بنابراین به دلیل چنین وضعیتی که احزاب نیمه جان کشور با آن مواجه بوده و می باشند، امکان عرض اندام و ابراز وجود رسمی و قدرتمند در عرصه های سیاسی – اجتماعی و بخصوص مبارزات انتخاباتی را نداشته و در غیاب چنین فضایی سخن از گرایش ، جناح یا گروه سیاسی به میان می آید که به دلیل عدم برخورداری از بن پایه های قوی حزبی و تشکیلاتی ، بصورت شبه حزبی و با تاریخ مصرفهای مختلف بوجود می آیند و بعد از مدتی یا از بین می روند و یا استحاله شده و تحت عناوین دیگری ابراز وجود می کنند .

در طول سه دهه گذشته تشکلهای سیاسی در کشور ، اغلب حول محور دو جناح چپ و جناح راست قدیم و اصلاح طلب و اصولگرای فعلی گرد هم آمده اند که از آن جمله می توان به گروههای ۱۸ گانه دوم خرداد سابق یا شورای هماهنگی اصلاح طلبان فعلی و همچنین جناح راست سنتی و محافظه کار قدیم و اصولگرایان با ترکیب های مختلف فعلی اشاره کرد . مقایسه این دو جناح نشان می دهد که جناح چپ یا اصلاح طلبان اغلب به تحزب و تشکیل حزب تمایل بسیار زیادی داشته اند و بر همین اساس هم اقدام به تأسیس حزب نموده اند ولی در مقابل جناح راست و محافظه کار و اصولگرایان که اغلب اعتقادی به تحزب و حزب سالاری ندارند نه تنها تمایلی به تأسیس حزب و انجام فعالیتهای رسمی در قالب حزب به دلیل ترس از عدم اقبال عمومی نداشته اند بلکه در طول چند سال گذشته در جهت انحلال احزاب اصلاح طلب یا در مخالفت با فعالیت احزاب و تشکلهای مردم نهاد قدم برداشته و با توسل به انواع ترفندها مانع بلوغ و پویایی سیاسی احزاب اصلاح طلب به دلیل اقبال عمومی بخصوص در بین اقشار روشنفکر جامعه شده اند . به نظر می رسد اصولگرایان از پاگیری و نفوذ احزاب اصلاح طلب در بین لایه های مختلف جامعه واهمۀ شدیدی داشته و به همین دلیل هر جا که توانسته اند مانع شکل گیری تشکلها و احزاب مردم نهاد شده اند. قلع و قمع شدیدی که در دو دوره ریاست احمدی نژاد بر قوه مجریه کشور در مورد احزاب و تشکلهای مردم نهاد به بهانه های سیاسی و با طرح اتهامات گوناگون صورت گرفت دلیلی بر این مدعا می باشد . بدین ترتیب در غیاب احزاب سیاسی ، تشکلهایی که جایگاه رسمی و قانونی نیز ندارند در مقاطع خاص زمانی از جمله انتخابات ریاست جمهوری ، انتخابات مجلس شورای اسلامی ، شورای شهر ، بخش و روستا و مجلس خبرگان رهبری ابراز وجود می نمایند و از بین نامزدها اقدام به یارگیری میکنند . البته خود نامزدها نیز در چنین موقعیتهایی و بر اساس بینش و تفکری که دارند خود به این گرایشها علاقه نشان می دهند .
حال سؤال اصلی این است که نامزدهای ورود به خانه ملت بر چه مبنایی خود را اصلاح طلب ، اصولگرا، مستقل و… معرفی می کنند ؟ وقتی که حزبی رسمی بنام اصلاح طلب یا اصولگرا وجود خارجی نداشته و اگر هم باشد چنین نامزدهایی به لحاظ تشکیلاتی هیچگونه ارتباط تشکیلاتی و رسمی با احزاب ندارند ، چگونه میتوانند خود را اصلاح طلب یا اصولگرا معرفی کند ؟ البته همانطوری که گفته شد به دلیل اینکه در اردوگاه اصولگرایان نه حزبی وجود دارد و نه اعتقادی به تحزب وجود دارد بنابر این کسانیکه خود را اصولگرا معرفی می کنند کارشان و خیالشان راحت است ولی در طرف دیگر یعنی اصلاح طلبی کسانیکه خود را اصلاح طلب معرفی می کنند می بایستی به نحوی وابستگی و تعلق خاطر خود را با توجه به شرایط سختی که جناح اصلاح طلبان در دو دهۀ با آن مواجه بوده و بارها و بارها تحت شدیدترین فشارها ، اتهامات ، برخوردها و مواردی از این دست قرار گرفته اند به اثبات برسانند . نگاهی به افرادی که تحت عنوان اصلاح طلب نامزد دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی شده اند نشان می دهد اغلب این افراد نه تنها در طول دوران سخت اصلاح طلبی که از آغازین روزهای حاکمیت احمدی نژاد بر قوه اجرایی کشور با برخوردهای غیر اخلاقی و غیراصولی مواجه شدند ، کمترین هزینه ای بابت اعتقادات اصلاح طلبی نپرداخته اند بلکه فاقد تحرک لازم سیاسی و اجتماعی هم بوده و اصولا”اعتقادی هم به تفکر اصلاح طلبی نداشته اند.

اینک که دولت اعتدالگرای نزدیک به تفکر اصلاح طلبی به ریاست دکتر روحانی زمام امور را بدست گرفته خموشان دیروز ، امروز دم از اصلاح طلبی می زنند و به راحتی خود را اصلاح طلب معرفی می کنند در حالیکه همین افراد که در زمان احمدی نژاد جرأت و شهامت کوچکترین ابراز وجود و معرفی خود تحت عنوان اصلاح طلب یا حامی و هوادار اصلاح طلبی نداشتند امروز کاسه داغ تر از آش شده اند و خود را اصلاح طلب معرفی می کنند . حال آیا نام اینگونه افراد را نباید فرصت طلب گذاشت ؟ آیا غیر از این است که این گونه افراد باعث تضییع حقوق اصلاح طلبان واقعی در جامعه خواهند شد ؟ بنابراین به نظر می رسد قبل از اینکه برخی از فرصت طلبان با مارک و عنوان اصلاح طلبی وارد مبارزات انتخاباتی شده و موجب ریزش شدید آرای مردم شوند ، شورای هماهنگی اصلاح طلبان و اعتدال گرایان مرکز به شکل تشکیلاتی با دعوت از کسانیکه با عنوان اصلاح طلبی وارد مبارزات انتخاباتی شده و به راحتی خود را اصلاح طلب معرفی می کنند با انجام تحقیقات محلی ، بررسی آثار قلمی و نوشتاری و استعلام از اصلاح طلبان شاخص و شناخته شده ، سوابق و میزان پایبندی این افراد را به اندیشه اصلاح طلبی بررسی و در صورت اثبات و التزام به اصلاح طلبی و در صورتیکه این افراد مرامنامه و اساسنامه شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب و اعتدال گرا را قبول داشته و پایبند به تعهدات اصلاح طلبی باشند طی اطلاعیه رسمی اینگونه افراد را به مردم و افکار عمومی معرفی کنند تا با شناسنانه اصلاح طلبی وارد مبارزات انتخاباتی بشوند . بدین ترتیب جلوی سوء استفاده فرصت طلبان از عنوان اصلاح طلبی گرفته خواهد شد و اصلاح طلبان واقعی و پایبند به اصول و آرمانهای اصلاح طلبی وارد مجلس خواهند شد و پس از آن است که در خانه ملت با حضور فعال در فراکسیون اصلاح طلبان مجلس در جهت تحقق مطالبات ، خواسته ها و انتظارات برخاسته از قانون اساسی جمهوری اسلامی فعالیت و اقدام خواهند نمود .

 

منتشره در شماره ۱۸۴ نشریه وزین دعوت

 

 

2+
امتیاز:
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما